دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تکرار مستمر، رمز پیروزی

No image
تکرار مستمر، رمز پیروزی

حتماً برای شما هم این گونه پیش آمده که در مقطعی از دوران زندگی خود تحت تأثیر چیزی قرار گرفته باشید که در اثر آن تصمیم جدی به انجام عمل خاصی گرفته باشید، مثلاً در مدت خاصی خود را مقید به نماز اول وقت یا دادن صدقه روزانه و ... کرده اید ولی بعد از مدتی از این تقید و پایبندی بیرون آمده باشید و باز مثل قبل به زندگی خودتان ادامه داده اید. در این نوشته قصد دارم به این مطلب بپردازم که انسان برای مقید نمودن خود به امری یا به عبارت دیگر تربیت خود به واسطه انجام آن عمل، آیا نیاز به استمرار دارد و یا اینکه به صورت مقطعی هم امکان تأثیر پذیری وجود دارد؟خداوند در سوره «معارج» وقتی خصوصیات کسانی که از حرص و بخل به دور هستند را بیان می‌کند، می‌فرمایند:«الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ [معارج/ 23] همان كسانى كه بر نمازشان پایدارى مى‌كنند.»این دسته از افراد کسانی هستند که بر نمازهای خود مداومت دارند. نکته قابل توجه این است که نمی فرماید: «یحافظون» بلکه می‌فرماید «دائمون».تفاوت این دو کلمه در این است که «یحافظون» با توجه به روایات به معنای نمازهای واجب و یومیه است ولی منظور از کلمه «دائمون» نوافل را شامل می‌شود.از امام باقر (ع) نقل شده كه فرمود: «این آیه اشاره به نافله است، و آیه والَّذِینَ هُمْ عَلى‌ صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ ناظر به نماز فریضه»[1]البته این تفاوت ممكن است از اینجا باشد كه تعبیر به محافظت مناسب نمازهاى واجب است كه دقیقاً آنها را باید در وقت هاى معین انجام داد، اما تعبیر به تداوم، مناسب نمازهاى مستحب است، چرا كه انسان مى‌تواند آنها را انجام دهد و گاه ترك كند.[2]در بیان اهمیت مداومت از زبان حضرت رسول (ص) می‌خوانیم:«إنَّ أحبَّ الاعمالِ الى اللَّهِ ما دامَ و إن قَلِّ [3] محبوبترین اعمال نزد خدا چیزى است كه مداومت داشته باشد، هر چند كم باشد.» و اما در آیه بعد نیز در ادامه ذکر خصوصیات این دسته می‌فرمایند:«وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ [معارج / 24] و همانان كه در اموالشان حقى معلوم است.» در این آیه با توجه به قرائن، از جمله آیه قبل، فهمیده می‌شود که مراد از انفاق در اینجا، انفاق واجب، چون زکات و خمس نیست؛ بلکه در اینجا منظور این است که این دسته از افراد در مال و اموال خود مقداری را به صورت دائم اختصاص به نیازمندان داده اند به این صورت که مثلاً روزانه یا هفتگی یا ماهانه یا سالیانه مقداری از مال خود را به نیازمندان می‌دهند.یعنی افراد با وجود اینکه حقوق واجب خویش را انجام می‌دهند، یک سری حقوق دیگر هم بر خود واجب می‌کنند.به عبارت دیگر؛ علاوه بر حقوق واجب الهی، حقی را نیز خودشان برای رسیدن به کمال انسانی بر گردن می‌گیرند. البته مسلم است که ادای همان حقوق واجب الهی در تربیت انسان نقش بسزایی دارد تا آنجا که قرآن در این باره می‌فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ [توبه /103] از اموال آنان صدقه‌اى بگیر تا به وسیله آن پاك و پاكیزه‌شان سازى، و برایشان دعا كن، زیرا دعاى تو براى آنان آرامشى است، و خدا شنواى داناست.»نتیجه آنکه؛ با دقت در آیات و روایت ذکر شده به این نتیجه می‌رسیم که برای تربیت روح و روان خویش و برای رسیدن به مقامات والای معنوی، می‌بایست علاوه بر مداومت و استمرار بر انجام واجبات الهی در انجام مستحبات نیز راه تداوم را در پیش بگیریم.

پی نوشت‌ها:[1] نور الثقلین، ج 5، ص 416.[2] تفسیر نمونه / ج 25/ص 31 [3] المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث» جلد 2 صفحه 160 (ماده دوام)[4] «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا[معارج/19] همانا انسان حریص آفریده شده است».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS