دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تیغ جهل و کینه فرق حضرت علی(ع) را شکافت

No image
تیغ جهل و کینه فرق حضرت علی(ع) را شکافت امام علی(ع) در سحرگاه نوزده رمضان سال 40 هجرى توسط شقى‌ترین انسانها، عبد الرحمان بن ملجم مرادى از ناحیه سر با تیغ جهل و کینه مجروح شد.
بنا به نقل ابن سعد، سه نفر از خوارج با نامهاى عبد الرحمان بن ملجم، برک بن عبد الله تمیمى و عمرو بن بکیر تمیمى، در مکه با یکدیگر قرار گذاشتند تا امام على (ع) ، معاویه و عمرو بن عاص را به قتل برسانند .
ابن ملجم مرادی چون به کوفه رسید به دیدار گروهى از طایفه تیم الرباب رفت. در آنجا زنى را با نام قطام بنت‌ شجنة بن عدى‌ دید که پدر و برادرش در نهروان کشته شده بودند.
ابن ملجم دلباخته او گشت و از او خواستگارى کرد. قطام مهر خویش را مبلغ هنگفتی دینار و قتل امام على (ع) قرار داد. ابن ملجم هم که به همین دلیل به کوفه آمده بود از این پیشنهاد استقبال کرد .
وی سحرگاه روز نوزدهم رمضان شمشیر خویش را به زهر آلوده کرد و هنگامی که امام به اقامه نماز مشغول بود و در سجده قرار داشت، ضربتی بر فرق آن حضرت وارد کرد .
روایات بسیاری حاکی از آن است که امام از واقعه آن روز به خوبی آگاه بوده است .
از آنجا که شمشیر ابن ملجم مرادی آلوده به زهر بوده، اقداماتی که برای بهبود زخم امام صورت گرفت مؤثر واقع نشده و روز 21 رمضان حضرت علی (ع) به شهادت رسید .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS