دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جامعه عدالت محور

No image
جامعه عدالت محور

جامعه، عدالت

دكتر حسن سبحانی

جامعه‌ای که در آن مردم از انواع «حق» و حقوق بهره‌مندند و این بهره‌مندی هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی به رسمیت شناخته می‌شود، جامعه‌ای است که «تکلیف» در قبال «حق» عملیاتی گردیده و به اصطلاح صاحب حق، از طریق خودش یا از طریق دیگران، اعم از سایر افراد یا دولت، حق خود را به اندازه ظرفیت و استعدادش دریافت کرده و این دستاورد بسیار بزرگی است که در جامعه الگو، به طور قهری باید اتفاق بیفتد.

به عبارت دیگر، وقتی افراد صاحب حق، همان طور و به همان اندازه که صاحب حق هستند، موفق می‌شوند حق خود را دریافت کنند و خودشان را هم مکلف می‌بینند که حقوقی را که دیگران به عهده آنان دارند، رعایت کنند؛ در واقع پدیده «دادن حق هر موجودی به خودش» اتفاق افتاده است و این همان است که «عدالت» نامیده می‌شود. عدالت به این مفهوم، به تعادل رساننده همه عدم تعادل‌هایی است که به دلیل در جای خویش قرار نگرفتن موجودات، در نظام هستی واقع شده و موجبات انواع و اقسام عدم تعادل‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... را فراهم آورده است. در این نگرش، انجام ضروری تکالیف تعریف شده برای اشخاص حقیقی و حقوقی و از جمله دولت، سبب ساز شکوفایی استعدادها و قابلیت‌های موجودات، در مقیاسی که قابلیت آن را دارند، می‌شود و در عین حال هیچ موجودی نمی‌تواند در معرض برخورداری از امکاناتی قرار گیرد که قوای ذهنی و جسمی وی، قابلیت لازم برای آن برخورداری را ندارند. لذا حقوق مختلف انسان‌ها و سایر موجودات، متناسب با همان ضوابطی که آنها را محق کرده است، رعایت می‌شود و کسی احساس نمی‌کند که حقی از او ضایع شده یا واجد توانمندی‌هایی بوده که به دلیل فقر یا گرفتاری‌های دیگر، امکان نضج و نمود بالندگی آن، از وی سلب شده است.

در این جامعه مبتنی بر اصل اعطای حق هر کسی به خودش، در واقع فرصت‌های یکسان برای انسان‌ها تدارک دیده می‌شود و آنها در صورتی که به دلایلی نتوانسته باشند به پرورش استعدادهای خودشان اهتمام نمایند، می‌توانند با استفاده از زمینه‌های برابری فرصت ها، در تراز کسانی قرار گیرند که با امکانات و بهره مندی‌های خودشان، فرصت برابر با دیگران را برای خویش کتاب کرده‌اند. این فرصت‌ها بخصوص در زمینه‌های آموزش، بهداشت، درمان، تغذیه، اشتغال و مسکن بیشتر از موارد دیگر به چشم می‌خورد. بدیهی است؛ انسان‌های بهره‌مند از فرصت‌های یکسان، مطابق استعداد و تلاش و کوشش‌هایشان (پس از بهره مندی) لزوما با هم یکسان و مشابه به لحاظ برخورداری‌های مکسبه نیستند، یعنی در جامعه ای که فرصت یکسان وضع می‌گردد، در عین حال تفاوت هم لحاظ می‌شود و این تفاوت ها، چنانچه مستظهر به تلاش و قابلیت‌های موجودات باشد؛ به طور قطع می‌تواند حاکی از عدالت هم باشد. جامعه ای که در آن افراد حق خود را به شیوه‌های متناسب با فنون و سازوکارهای مبتنی بر دانش و عقل بشری دریافت می‌کنند و این حق می‌تواند حتی ریشه در نیاز کسانی هم داشته باشد، جامعه ای عدالت محور است، یعنی یا مردم خودشان حق خودشان را کسب می‌کنند یا اگر نیازمندند، نیازشان هم حقی است که اعطای آن به عهده مکلفان به ادای آن است. در چنین جامعه ای عدالت، قاعده ای برای دینی بودن امور هم به شمار می‌رود، یعنی چنین نیست که هرچه دین گفت، عدالت باشد؛ بلکه هر آنچه را که عدالت است، دین بیان می‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS