دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جامعيت ارزش های جامعه اسلامی

No image
جامعيت ارزش های جامعه اسلامی

برگرفته از: 1- آزادی معنوی، شهيد مطهری، ص 67 تا 69

پرسش:

ابعاد چهره يک جامعه ايده آل اسلامی در قرآن کريم چگونه ترسيم شده است؟

پاسخ:

به طور کلی يک جامعه آرمانی اسلامی از منظر قرآن کريم هيچ گاه به صورت تک ساحتی و يک بعدی ترسيم نشده است. همان گونه که مکتب اسلام و آموزه های گرانسنگ آن از يک جامعيت تام و تمام برخوردار است و انسان را در تمامی ابعاد به سوی تکامل و هدايت الهی سوق می دهد، بنابراين جامعه آرمانی مطلوب مورد نظر اسلام و قرآن هم بايد چنين ويژگی داشته باشد و بتواند جامعيت ارزش های متعالی اسلام را در خود پياده نمايد.

خدای متعال در سوره مبارکه «الفتح » آيه 29 می فرمايد: محمدرسول الله و الذين معه اشداء علي الکفار رحماءبينهم» در اينجا چهره يک جامعه اسلامی ترسيم شده است و مسئله اولی که ذکر می کند، معيت با پيغمبر(ص) و ايمان به پيغمبر(ص) است. مرحله دوم: «اشداء الکفار» يعنی در مقابل بيگانگان محکم، قوی و نيرومند بودن است. پس اين خشکه مقدس هايی که فقط پلاس مساجد هستند و هزارتايشان را يک سرباز جلو می اندازد و صدايشان درنمی آيد، مسلمان نيستند. يکی از خاصيت های مسلمان و اولين خاصيتی که قرآن کريم ذکر کرده است، شدت، قوت و استحکام در مقابل دشمن است. اسلام، مسلمان سست را نمی پذيرد. «ولاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنين» (آل عمران-139) سستی در دين اسلام نيست؛ «ويل دورانت» در کتاب تاريخ تمدن خود می گويد: «هيچ دينی به اندازه اسلام پيروان خود را به قوت و نيرومندی دعوت نکرده است» گردن را کج کردن، از گوشه لب آب ريختن، يقه باز بودن، يقه چرک بودن، خود را به ننه من غريبم زدن، پا را به زمين کشيدن، عبا را به سر کشيدن، اينها ضداسلام است. ناله کردن، آه کشيدن ضد اسلام است.

«اما بنعمة ربک فحدث» (الضحی-11) خدا به تو سلامت داده، قوت داده، قدرت و نيرو داده، تو که می توانی گردنت را راست نگه داری، چرا بی خود کج می کنی؟ چرا بی خود آه می‌کشی؟ آخر آه کشيدن يعنی يک دردی دارم، خدا که به تو دردی نداده، چرا آه می‌کشی؟ اين کفران نعمت خداست. آيا علی(ع) همين طور راه می رفت که من و تو راه می رويم؟ آيا علی(ع) اين جور عبا بر سر می کشيد، اين ور و آن ور می رفت؟ اينها از اسلام نيستند. «اشداء علی الکفار» در مقابل بيگانه، شديد، محکم، مثل سد اسکندر، آهنين. (اما) در ميان خودشان، با مسلمانان چطور؟ «رحماء بينهم» مهربان، دوست و صمیمی. باز وقتی می رويم سراغ مقدس های خودمان، چيزی که در وجود اينها نمی بينيم، صميميت و مهربانی نسبت به ديگران است. هميشه اخم کرده و عبوسند، با احدی نمی جوشند، با احدی نمی خندند، با احدی تبسم نمی کنند، بر سر همه مردم دنيا منت دارند، اينها مسلمان نيستند، خودشان را به اسلام بسته اند. اين هم خصوصيت دوم. خوب، آيا همين ديگر کافی است؟ شدت در مقابل کفار و مهربانی و صميميت نسبت به مسلمين برای مسلمان بودن کافی است؟ نه؛ «تراهم رکعا سجدا يبتغون فضلامن الله و رضوانا (الفتح-29) در عين حال همين فرد شديد در مقابل بيگانه و صميمی و مهربان در ميان خودی ها و مسلمانان را وقتی در محراب عبادت می بينی، در رکوع، در سجود، در حال دعا و در حال عبادت و مناجات، رکعا سجدا عبادتش است؛ يبتغون فضلا من الله و رضوانا دعايش است. البته نمی خواهم ميان دعا و عبادت مرز قايل بشوم. دعا، عبادت است و عبادت هم دعا، اما گاهی يک عمل صرفاً دعای خالص است، يعنی عبادتی است که فقط دعا است، ولی عبادت ديگری دعا و غيردعا در آن مخلوط است، مثل نماز، و يا عبادت ديگری اساساً دعا نيست، مثل روزه «سيما هم في وجوههم من اثرالسجود» آن قدر عبادت می کنند که آثار عبادت، آثار تقوا، آثار خداپرستی در وجناتش، در چهره اش پيداست، هر که به او نگاه بکند، در وجودش خداشناسی و ياد خدا را می بيند، او را که می بيند، به ياد خدا می افتد(1) بنابراين الگويی که قرآن کريم از يک جامعه اسلامی ترسيم می کند، الگويی جامع و مانع است که به صورتی متوازن تمامی ابعاد يک جامعه آرمانی مطلوب را محقق می کند، تا انسان ها در سايه آن بتوانند سير الی الله و قرب الهی را طی کرده و کمالات الهی و انسانی را به دست آورند.

روزنامه كيهان، شماره 21550 به تاريخ 12/11/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS