دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جایگاه انسان کامل در هستی

انسان کامل در اندیشة عرفانی یکی از مواردی است که به عنوان صادر اول مطرحمی‌شود.
جایگاه انسان کامل در هستی
جایگاه انسان کامل در هستی
نویسنده: محمد کریمی حسین آبادی

انسان کامل در اندیشة عرفانی یکی از مواردی است که به عنوان صادر اول مطرحمی‌شود. امام خمینی (ره) نیز در آثار خود بارها به این موضوع اشاره کرده است و از انسان کامل و مترادفات آن تحت عنوان عباراتی چون: اولین ظهور، نخستین فلق صبح از، تعین اول اسم اعظم و اولین خلق یا خلق اول یادمی‌کند. همچنین حضرت امام در فرازی از مصباح الهدایه نامهای مختلفی برای صادر اول با عبارت «اول من فلق الصبح الازل» بر شمرده است که «مقام محمدیه(ص)» و «علویت علی(ع)» نیز یکی از این نامها است.‌

با توجه به موارد فوق می‌توان به تصویر روشنی از جایگاه انسان کامل در هستی پی برد. به بیان دیگر می‌توان گفت، موجودی که عصارة عالم و آیینة تمام نمای الهی است طبعاً دارای جایگاه وجودی والایی در هستی است. چرا که انسان کامل مظهر اسم اعظم است، اسمی که جامعیت تام نسبت به تمام اسمای الهی دارد و مظهرش نیز که همان حقیقت محمدیه است به تبعیت از اصل خود دارای جامعیت اتم نسبت به دیگر مظاهر خواهد بود. امام خمینی(ره) بر همین اساس انسان کامل را اولین ظهور وجودمی‌نامد ومی‌فرماید:‌‌ ‌‌«اولین نوری که از صبح دم هستی سر زد و دریای وجود و شهود را شکافت انسان کامل بود، همان خلیفة خداوند و اسم اعظمش و مشیت حق تعالی و نور پیشین با کرامت او. و سایر مراتب وجود از غیب تا شهود و تمامی منازل نزول و صعود در قوس وجود به واسطة او موجود شدند، بلکه دیگر وجودات ظهورهای نور انسان کامل و مظاهر حقیقت اویند، بر طبق آنچه در باب اسما و اعیان ذکر شد که اسما و اعیان ظهور ربّ انسان کامل و ‌‌]‌ظهور‌[‌‌ عین ثابت او هستند. پس، انسان کامل و وجود جامع، همانا اسم اعظم و ظلّ اسم اعظم »الله« است؛ و اوّل بودن و آخر بودن و ظاهر بودن و باطن بودن او را ست، و اوست آن » مشیتی« که خداوند آن را به خود او، و دیگر اشیاء را به واسطه او آفرید». ‌

همان گونه که از متن فوق استفاده می‌شود حضرت امام انسان کامل را با عنوان اولین نور و خلیفه الله معرفی کرده و دیگر موجودات را ظهور نور او و مظاهر حقیقت او دانسته است؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اگر انسان کامل نبود دیگر موجودات هم نبودند و این دقیقاً مطابق حدیث قدسی است که خداوند در آن خطاب به پیامبر خود می‌فرماید: «لو لاک لما خلقت الافلاک». این حدیث انسان کامل را علت غایی آفرینش معرفی می‌کند. حضرت امام نیز در آثار خود بر این معنا تصریح نموده کل نظام عالم را مقدمة وجود انسان کامل معرفی کرده است. چنانکه می‌فرماید:‌ ‌«تربیت نظام عالم از فلکیات و عنصریات و جوهریات و عرضیات آن، مقدمه وجود«انسان کامل» است و در حقیقت این ولیده عصاره عالم تحقق و غایه القصوای عالمیان است و از این جهت آخر ولیده است. و چون عالم ملک به حرکت جوهریه ذاتیه متحرک است و این حرکت ذاتی استکمالی است به هر جا منتهی شد آن غایت خلقت و نهایت سیر است. و چون به طریق کلی نظر در جسم کلّ و طبع کلّ و نبات کلّ و حیوان کلّ و انسان کلّ افکنیم، انسان آخرین ولیده‌ای است که پس از حرکات ذاتیه جوهریه عالم به وجود آمده، و منتهی به او شده، پس دست تربیت حق تعالی در تمام دار تحقق به تربیت انسان پرداخته است »و الانسان هو الاول والآخر.»‌

حضرت امام بر اساس سخنی از پیامبر اسلام(ص) کهمی‌فرماید: «خداوند آفریده ای برتر از من نیافرید»، تصریح نموده است که افضلیت و اولیت آن حضرت در مقام تعین خلقی است؛ و از این جهت پیامبر(ص) اولین تعینات و نزدیکترین آنها به اسم اعظم است. در حالی که در مقام ولایت کلیه که از آن به «دنی فتدلی» و «وجود انبساطی اطلاقی» تعبیر می‌شود و محل استهلاک جمیع موجودات و تعینات است اساساً نسبت دادن اکرمیت و افضلیت و اولیت و آخریت متصور نیست. در تعبیرات حضرت امام از صادر اول، به واژة «خلق اول» یا اول مخلوق نیز برمی‌خوریم. ایشان در کتاب شریف شرح جنود عقل و جهل، فیض مقدس را واسطه در تجلّی مقام احدیت در آیینة عقل اولمی‌داند و بر اساس احادیث »اول ما خلق «الله نوری» و اول ما خلق الله العقل«معتقد است»نور مقدس نبی ختمی« اولین مخلوق و مرکز ظهور اسم اعظم و مرآت تجلی مقام جمع و جمع الجمع است. ‌

مقاله

نویسنده محمد کریمی حسین آبادی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS