دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جدایى عقیده از عمل

منفورترین مردم در پیشگاه خدا آن کسی است که امام و پیشوایی را به امامت پذیرفته، ولی از اعمال او پیروی نمی‌کند. (کتاب یکصد وپنجاه درس زندگی ،تألیف آیت الله العظمی مکارم شیرازی)
جدایى عقیده از عمل
جدایى عقیده از عمل

جدایى عقیده از عمل

قال علی بن الحسین(ع):الا وَ انَّ ابغَض النَّاس الَی اللَّه مَنْ یَقتَدی بسنَّةِ امام وَلا یَقتَدی باعْماله(تحف العقول،ص202)

یکى از بزرگترین عیوب انسان جدایى «اعتقاد» و «عمل» اوست، دم از عقیده به چیزى مى‌زند اما عملًا اثرى از آن اعتقاد از او دیده نمى‌شود.

ایمان به خدا دارد، اما مراقبت دائمى او را در اعمال خویش عملًا منکر است، عقیده به دادگاه بزرگ خدا در رستاخیز دارد امّا عملًا هیچ‌گونه آمادگى اخلاقى براى آن ندارد.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله را بزرگترین پیامبر، و امیرمؤمنان على علیه السلام را بالاترین مولا و رهبر، مى‌داند اما کمترین شباهتى از نظر اعمال با آنها ندارد، خلاصه عقیده او در مسیرى است و اعمال او در مسیر دیگر!

    منبع: کتاب یکصد وپنجاه درس زندگی ،تألیف آیت الله العظمی مکارم شیرازی
    پی نوشت:
  • [1] . تحف العقول، صفحه 202.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS