دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جنبش هواداری از حقوق زنان در جهان عرب

No image
جنبش هواداری از حقوق زنان در جهان عرب

جنبش هواداري از حقوق زنان در جهان عرب

عباس زندباف

جوامع عرب اغلب از دید بیرونی جوامعی سختگیر می‌نمایند که در برابر دگرگونی مقاومت می‌کنند. شاید به خاطر آنکه بیرونی‌ها به حکومت این کشورها می‌نگرند؛ حکومت هایی که اکثرشان به توسعه و دگرگونی تن نمی دهند. ولی چنین تصویری 180 درجه با واقعیت جوامع عربی فرق دارد؛ جوامعی که برای در گشودن به روی انواع فراوان دگرگونی از پویندگی شگرفی برخوردار هستند و البته با توجه به آنکه راه دگرگونی در پایین با سختگیری از بالا سد می‌شود، سرعت پیشرفت‌شان با هم فرق دارد و روش‌های پیچیده و متعارضی در پیش می‌گیرند. برای مثال می‌توان وضعیت زنان عرب را در نظر گرفت. تصویر غالبی که از زنان عرب پیش چشم می‌آید انسان‌هایی منفعل و پرده نشین است که به جای مشارکت فعال در رویدادها، اسیر و پیرو فراز و نشیب روزگار هستند. اما واقعیت این است که جوامع عرب دستخوش فرآیند دگرگونی‌های بازگشت ناپذیر و سترگی شده‌اند که در آن زنان نقشی بسیار مهم دارند. طی نیم قرن گذشته گسترش شدید شهرنشینی و افزایش سهم زنان در نیروی کار تمام کشورهای عربی سبب شده است تا زنان در مقیاسی کلان به حوزه عمومی راه یابند. طی این مدت شمار دخترانی که به مدرسه می‌روند به شمار پسرانی که به مدرسه می‌روند رسیده است و در واقع در بسیاری از کشورهای عربی شمار دخترانی که در مدارس و دانشگاه‌ها درس می‌خوانند از پسران بیشتر است و این نشانگر آن است که از نظر پدران و مادران تحصیل دختران همان اندازه اهمیت دارد که تحصیل پسران. طبق تمام بررسی‌های آماری دختران و پسران جوان به تحصیل علاقه دارند و هنگام ازدواج شاغل هستند (در ضمن گرایش فزاینده‌ای دارند که همسرشان را خودشان انتخاب کنند). در عین حال دگرگونی‌های جمعیت شناختی و عوامل اجتماعی و اقتصادی اثرگذار بر تحصیل و کار نیز دگرگونی عمیقی در راه و رسم سنتی خانواده‌های کشورهای عربی پدید آورده است. بالارفتن سن ازدواج و پایین آمدن میزان زاد و ولد (به علت رواج گسترده روش‌های جلوگیری از بارداری) اندازه خانواده را کاهش می‌دهد و هرچه بیشتر هسته خانواده‌ها به سبک غرب رو به رواج است. این پدیده بیش از همه در مغرب عربی نمایان است اما در سراسر جهان عرب و حتی در محافظه کارترین و سرسخت‌ترین کشورها نیز به چشم می‌خورد. این سبک جدید خانواده چنان زورآور شده است که به روستاها نیز راه یافته است؛ روستاهایی که اقتصاد کشاورزی در آنها افول کرده است و به سرعت به سوی تشکیل خانواده‌های کوچک گام بر می‌دارند. این دگرگونی با سرعت‌هایی اندک متفاوت در سراسر جهان عرب و به صورت همزمان در شهر و روستا در حال رخ دادن است. تعجبی ندارد که این دگرگونی‌ها توزیع مجدد قدرت میان جوانان و سالمندان و بین زنان و مردان را در پی داشته است به طوری که پدرسالاری رفته رفته رو به ضعف گذاشته است و گذار از خانواده سنتی نیز به این روند دامن زده است. اما این دگرگونی‌ها به معنای گسست کامل از گذشته نیست و در تمام شان جلوه‌هایی از مصالحه با سنت و قواعد پدرسالاری نمایان است و همسازی روش‌های جدید و قدیم زندگی با آهنگ‌های مختلف به پیش می‌رود. البته در کشورهایی چون فلسطین و عراق که با کشاکش هایی سخت دست و پنجه نرم می‌کنند دگرگونی‌ها بغرنج تر است. دگرگونی جوامع عربی به ندرت با تغییر در نظام سیاسی همراه است. اکثر حکومت‌ها به راهیابی تحولات اجتماعی به ساختار قوانین تن نمی‌دهند و هراس دارند که مبادا گسترش آزادی و استقلال فردی در خانواده‌ها و همچنین تضعیف اقتدار پدرسالاری باعث شود مبنای قدرت دولت در حوزه عمومی زیر سوال برود. هواداری از حقوق زنان نیز بیشتر جنبه زبان بازی یا سیاسی کاری دارد تا بتوانند خود را در چشم جهانیان مترقی جلوه دهند نه آنکه به راستی در پی ایجاد تغییر باشند. این دگرگونی بر بسیاری اثر خواهد گذاشت و باید هم از منظر اعراب و هم از چشم انداز بیرون از منظر اعراب واکاوی شود زیرا وضعیت زنان یکی از محک‌های اصلی در جهان بیرون از جهان عرب و به ویژه جهان غرب است و با آن جهان عرب را می‌سنجند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS