دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حب و محبت

No image
حب و محبت

كلمات كليدي : حب، محبت، اسباب محبت، اقسام محبت، آثار محبت، تحصيل محبت

نویسنده : سيده معصومه جوادي زاويه

حب و دوست داشتن عبارتست از تعلق وجودی و جذب خاص شعوری میان علتی که انسان را به کمال می‌رساند و معلول تکامل یافته، حال فرق نمی‌کند که این علت، غذایی باشد که انسان می‌خورد یا مالی باشد که در آن تصرف می‌کند یا اعتباری که از آن استفاده می‌نماید و یا معلم و آموزگاری که از وی دانش می‌آموزد.[1]

حب و محبت در آیات

در قرآن کریم کلمه حب و فعل و مشتقات آن هشتاد و سه بار به کار رفته است که در برخی از آنها حب ممدوح و در برخی دیگر حب مذموم مراد است. خداوند حب ممدوح را به معنای محبت نسبت به وجود مقدس خویش بر شمرده است:

«بگو اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید تا خدا(نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده و مهربان است.»[2]

گاهی حب مذموم و حب ممدوح با هم ذکر شده است.[3]در قرآن کریم کلماتی چون:«ود»، «مودة»، «رحمة»، و... نیز به معنی دوستی به کار رفته است.

حب و محبت در روایات

روایات متعددی در باب محبت (هم محبت بنده به خدا و هم محبت خدا به بنده و هم محبت بندگان به یکدیگر) وجود دارد. ما در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

1. امام علی(ع) می‌فرمایند: بنده تنها متوجه پروردگار خویش است. و هیچ گاه عبادت خدا را پایان نمی‌دهد و شوق و علاقه خود را از انجام اوامر الهی و اطاعت پروردگار سست نمی‌کند. آنچه که آنان را شیفته اطاعت خدا کرده، بذر محبت است که در دل می‌پرورانند.[4]

2.اگر بنده‌ام را ببینى که زیاد به یاد من است، خودم چنین اجازه‌اى به او داده‌ام و او را دوست مى‌دارم.[5]

اقسام محبت:

الف. محبت بندگان به یکدیگر:

محبت انسان‌ها به یکدیگر، بر خواسته از عواملی است که با پیدایش آن‌ها باعث می‌شود قلب انسان‌ها به یکدیگر نزدیک و کشش و محبتی بین آن‌ها ایجاد شود.

اسباب پیدایش محبت بندگان به یکدیگر:

1. آنچه سبب بقاء و کمال می‌شود:

هر آنچه که موجب بقاء و کمال شود محبوب آدمی است، به همین جهت است که انسان وجود نفس خود را دوست دارد، و به دوام و بقای آن علاقمند است و هر آنچه به این امر کمک کند، مورد محبت او است و نسبت به مرگ و موجبات آن کراهت و نفرت دارد.[6]

2. لذت:

لذت اعم از مادی و معنوی موجب محبت می‌گردد؛ یعنی انسان آنچه را که موجب لذت گردد، به دلیل لذت‌آور بودن دوست دارد نه برای ذات آن.

لذت مادی، مانند محبت انسان به خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها و آنچه موجب ارضای سایر غرایز او می‌شود. این نوع محبت به آسانی به دست می‌آید و به سرعت نیز از میان می‌رود. همچنین این قبیل محبت‌ها به دلیل پستی و مادی بودن سبب آن و سرعت زوالش، پایین ترین درجه محبت است.[7]

لذت معنوی، که عمر آنها طولانی است، مانند محبت انسان به یک هنرمند و ورزشکار، به دلیل لذتی که از صحنه‌های هنرنمایی او می‌چشد و به امانت و پاکدامنی، به دلیل لذتی که آدمی از احساس پاکی و امانت می‌برد و به یاد خداوند و مناجات با او، به دلیل لذت سرشاری که از این امر به او دست می‌دهد.

3. احسان:

انسان، بنده و اسیر نیکی و احسان است و به طور طبیعی هر که را به او احسان کند، دوست دارد و از کسی که به او بدی کند، می‌رنجد. بنابراین منفعت و نیکی سبب محبت آدمی به عامل آن می‌شود.[8]

4. شباهت در اوصاف ظاهری:

اشتراک در یک یا چند ویژگی ظاهری باعث پیدایش محبت می‌شود. علاقه کودکان به یکدیگر و پیران به همدیگر و افراد هم شغل و همکار با یکدیگر از همین قبیل است.

5. حسن و جمال ظاهری و باطنی:

درک زیبایی و جمال موجب محبت می‌گردد؛ یعنی انسان زیبایی‌ها را اعم از مادی و معنوی دوست دارد و این محبت به ذات زیبایی تعلق می‌گیرد، و منشا درونی و فطری دارد.

6. تناسب باطنی و روحی:

گاهی انسان نسبت به دیگری محبت می‌ورزد، ولی نه به دلیل حسن و جمال او و نه به سبب چشم‌داشت و طمع در مقام و مال او بلکه به صرف مجانست و تناسب باطنی و معنوی که با روح و جان او دارد.

ب. محبت خدا به بندگان:

شروع و آغاز سلسله محبت، از جانب خداوند به بندگان است و از آنجایی شروع می‌شود که خداوند انسان را شایسته حمل امانت خود دانسته و این امانت را بر دوش او نهاده است.

خداوند در قرآن بارها انسان‌ها را با صفات گوناگون مورد توجه و محبت خود قرار می‌دهد و به صراحت با الفاظی که بیان می‌کند عشق و محبت خود را به او ابراز می‌کند.

«خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و پاکان را(نیز) دوست دارد.»[9]

«خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.»[10]

«خداوند نیکوکاران را دوست دارد.»[11]

نشانه‌های محبت خداوند به بندگان:

1.زیاد به یاد خدا بودن:

«اگر بنده‌ام را ببینى که زیاد به یاد من است، خودم چنین اجازه‌اى به او داده‌ام و او را دوست مى‌دارم»[12]

2.آرامش درونى و شکیبایى:

«هنگامى که خداوند بنده‌اى را دوست بدارد، او را با زیور آرامش و شکیبایى مى‌آراید»[13]

3. داشتن قلبى پاک و اخلاقى متعادل:

«زمانى که خداوند بنده‌اى را دوست بدارد، قلبى پاک و اخلاقى متعادل (به دور از افراط و تفریط) روزى‌اش مى‌کند»[14]

4. دوست داشتن مطیعان و دشمنى با عاصیان:

«اگر مى‌خواهى بدانى که در تو خیر و نیکى وجود دارد یا نه، به قلبت بنگر، اگر در آن دوستى و محبت نسبت به بندگان مطیع خداوند و بغض و کینه نسبت به گناهکاران یافتى، پس در تو خیر و نیکى است و خداوند تو را دوست دارد»[15]

ب. محبت بندگان به خدا:

محبت با تمام اسباب و عوامل و اثراتی که دارد زمانی نمود و ارزش پیدا می‌کند و موجب سعادت انسان می‌شود که درجه محبوبیت و ارزشمندی محبوب در بالاترین حد باشد.

عشق و محبت با این درجه، تنها شایسته خداوندی است که محبتش توجیه گر خلقت و تحقق اهداف عالم است.

نشانه‌های محبت بندگان به خداوند:

1. دوست داشتن مرگ:

خداوند در این باره می‌‌فرماید:

«بگو: ای یهودیان! اگر گمان می‌کنید که(فقط) شما دوستان خدایید نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید( تا به لقای محبوبتان برسید.)»[16]

دوستدار حقیقی، مشتاق مشاهده محبوب خویش است. کسی که به مقصدی عشق ورزد، هر آنچه به آن هدف رهنمون شود، محبوب او واقع خواهد شد. از همین رو وقتی انسان مشتاق ملاقات پروردگار خویش باشد، نسبت به مرگ نه تنها ترس و واهمه‌ای ندارد، بلکه نسبت به آن میل و اشتیاق درونی نیز دارد.

2.پیروی از دستورات الهی:

خداوند در قرآن می‌فرماید:

«بگو اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید تا خدا(نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد، و خدا آمرزنده و مهربان است»[17]

عشق و محبت حقیقی نسبت به خداوند باعث می‌شود انسان در همه امور اراده و خواست خداوند را بر خواست خود ترجیح دهد و در تمام کارهای زندگی مطیع فرمان خداوند باشد.

3. عدم غفلت از یاد خدا:

ذکر و یاد محبوب و آنچه مربوط به او است، همواره برای محب لذت بخش و دوست داشتنی است. دوستان خدا دائم سخن از او و دوستان او می‌گویند و با یاد او زندگی می‌کنند و از تلاوت کلام او لذت می‌برند و در خلوت مناجات با او انس می‌گیرند،[18] چنان که خداوند به حضرت موسی(ع)فرمود:
ای پسر عمران، دروغ می‌گوید آن کسی که گمان برد مرا دوست دارد، اما چون شب فرا رسد چشم از عبادت من فرو بندد. مگر نه این است که هر دلداده ای دوست دارد که با دلدار خود خلوت کند؟[19]

4.دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او:

یکی دیگر از نشانه‌های محبت خداوند، دوستی با دوستان او و دشمنی با دشمنان اوست. چرا که محبت خداوند در دل بندگان حالتی به وجود می‌آورد که انسان هر آنچه که خداوند دوست دارد دوست می‌دارد و هر آنچه را که خداوند دشمن می‌دارد و نسبت به آن بیزاری می‌جوید، او نیز دشمن می‌دارد و از آن دوری می‌کند.

5. بیمناکی در عین محبت و امیدواری:

دوستان خدا، در عین اینکه شیفته جمال اویند، با درک عظمت و بزرگی خداوند، همواره در بیم هستند. زیرا همانطور که جمال و جلال خداوند باعث عشق و محبت می‌شود، درک عظمت و هیبت او نیز باعث ترس است. لذا این دو هیچ منافاتی با هم ندارند و مکمل یکدیگر می‌باشند. زیرا بندگی به صرف محبت و بدون بیم و بندگی به صرف بیم و بدون امید هر دو موجب هلاکت می‌شود.[20]

ثمرات محبت به خداوند:

1.انس با پروردگار:

زمانی که قلب آدمی از عشق و محبت به خداوند مسرور و مشعوف است، چنان انسی با یاد و ذکر پروردگار می‌گیرد که که در عین اینکه بین خلایق و بقیه انسان‌هاست، اما تنهاست و در یاد محبوبش که خداوند است، می‌باشد.

2. راضی بودن به قضای الهی:

مرتبه رضا یکی دیگر از ثمرات محبت به خداوند است، زیرا محب هر آنچه را که از محبوب صادر گردد، زیبا می‌بیند.

کسی که به مقام رضا نایل گردد، در نزد او فقر و غنا، راحتی و سختی، تندرستی و بیماری، مرگ و زندگی و... یکسان است و تحمل هیچ یک بر او دشوار نیست؛ چرا که همه را از جانب محبوب می‌بیند و همواره در سرور و بهجت و راحتی به سر می‌برد؛ زیرا به همه چیز به چشم رضایت می‌نگرد و در واقع همه امور بر وفق مراد او پیش می‌رود و در نتیجه از هر غم و اندوهی به دور خواهد بود.[21]

3.شکرگذاری از خداوند در هر حالتی:

یکی دیگر از ثمرات محبت به خداوند شکر گذاری از اوست. زیرا ذات آدمی چنین است که در قبال لطف و احسانی که دیگران به او می‌کنند، از آنها تشکر می‌کند. لذا زمانی که تمام محبت و عشق او متوجه به خداوند باشد، همه اتفاقات زندگی خود را اعم از شادی و ناراحتی، خوبی و بدی، و ... شمه ای از محبت خداوند نسبت به خود می‌بیند، در نتیجه در هر حالتی شکر گذار این نعمات خواهد بود.[22]

4.اشتیاق به سوی خداوند:

از دیگر ثمرات محبت خداوند، شوق به لقای اوست. شوق عبارت است از میل به چیزی و رغبت به آن در غیاب او.[23]

این شوق، آن است که انسان هم محبت محبوب را دارد و هم درد هجرانش را. از این رو همیشه با درد همراه است. اما این درد برای انسان عاشق تحمل پذیر و لذیذ است و زمینه وصال را فراهم می‌کند.[24]

طریقه تحصیل محبت خداوند:

1. معرفت و شناخت خداوند:

معرفت پیدا کردن به خداوند و تقویت و مسلط کردن آن بر خزینه دل، یکی از راه‌های تحصیل محبت خداوند است. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«و آنهایی که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند، قطعا به راه‌های خود هدایتشان خواهیم کرد.»[25]

این سعی و کوشش می‌تواند توجه به این باشد که هیچ ذره‌ای از ذرات وجود ندارد، مگر اینکه نشانه‌ای از قدرت و عظمت خداوند است.

تحصیل معرفت از این طریق برای همه کس مقدور است، مگر کسانی که به جهت کوته فکری در تفکر و اشتغال به امور شهوانی و... از رسیدن به آن محروم شوند.[26]

2. مداومت کردن بر ذکر و یاد خداوند:

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده.»[27]

مداومت بر ذکر و یاد خدا و توجه به نعمات و صفات نامتناهی خداوند، باید بعد از سعی و تلاش و پاک کردن محبت غیر خدا از دل باشد. زیرا خداوند برای هیچ انسانی دو دل قرار نداده است. و دل هر کس حکم ظرفی را دارد که که بیشتر از یک چیز درون آن قرار نمی‌گیرد.

لذا با پاک کردن دل خود از غیر و توجه و شناخت خداوند، محبت او جایگزین محبت‌های دیگر می‌شود.[28]بنابراین، هر اندازه محبت به خداوند بیشتر باشد، انسان بیشتر به یاد خدا خواهد بود.[29]

مقاله

نویسنده سيده معصومه جوادي زاويه
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS