دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرف‌شنوی و پندپذیری

No image
حرف‌شنوی و پندپذیری

اگر افرادی در امتحان مردود شده اند، اگر جوانانی ترک تحصیل کرده اند، اگر اشخاصی در کار و صنعت با شکست مواجه گردیده اند، اگر جمعیتی به اشتباه، لغزش، انحراف، گناه، زندان، پریشانی، غم و اندوه و بالاخره مجازات و درد و رنج جانکاه گرفتار شده اند، می‌توان عمده علت‌های آن را این جهت دانست که در برابر راهنمایی‌های دلسوزان، پند پیران، هدایت خردمندان و خلاصه ارشادهای هشداردهنده بزرگ‌ترها، گوش شنوایی نداشته اند. در مقابل، اگر جوانانی در مورد تحصیل و درس، انتخاب رشته تحصیلی، گزینش حرفه و شغل، ازدواج و راهیابی به مدارج عالی انسانی و تکامل معنوی، به موفقیت و پیروزی دست یافته اند، غیر از خود آگاهی و خود‌جوشی، عمده راز پیشرفت آنان در زندگی را باید این جهت دانست که از خودسری پرهیز نموده، در هر کاری رایزنی و مشورت نموده، از تجربه ی دیگران بهره جسته، از لغزش دیگران درس عبرت آموخته و خلاصه، برای فهم مطالب و درک حقایق سرنوشت ساز زندگی، گوش شنوا داشته‌اند. بنابراین، نداشتن گوش شنوا، بزرگ‌ترین عامل بدبختی است و داشتن گوش شنوا، انسان را به کامیابی، پیروزی، خوش بختی و تکامل مادی و معنوی می‌رساند و این راز بسیار مهم را کسانی خوب درک می‌کنند که طعم تلخ شوربختی یا مزه شیرین خوش بختی را چشیده باشند. خوش بختانه، موضوع «حرف‌شنوی» در آیات قرآن کریم و احادیث فراوانی به منظور دریافت شادکامی و موفقیت در دنیا و آخرت مورد توجه زیاد قرار گرفته که در این نوشتار شما عزیزان را به طور خلاصه با آنها آشنا می‌کنیم. موضوع حرف‌شنوی و پندپذیری، برای رفع نواقص، برطرف نمودن عیب‌ها و نارسایی‌ها و رسیدن به بهبودی‌ها و بهروزی‌های مادی و معنوی زندگی، تا آنجا دارای اهمیت سرنوشت ساز است که اگر کسی را یافتیم که حتی خود هم اهل عمل نیست و آیین و مرام او نیز با ما سازگار نیست، اما سخن ارزنده و کلام حکیمانه و سازنده بیان می‌دارد، باید بدان گوش فرا دهیم و آن را در زندگی به کار بندیم. امام علی (ع) در این باره فرموده است: خُذ الحِکمه ممن اتاک بِها و انظر إلی ما قال و لا تنظر إلی مَن قال. سخن حکیمانه را از هر جا (و هرکس) به سوی تو روی آورد، آن را (گوش کن) و یاد بگیر، در آن گفتار دقت کن و به گوینده (که چه کسی است) کاری نداشته باش.

تلخی و شیرینی

آنان که گوشی ناشنوا دارند و از روی ناآگاهی، ساده لوحی، لجبازی و عکس العمل‌های انتقام جویانه، از این نعمت بزرگ خدادادی استفاده نمی‌کنند و بلکه به بازی گوشی، خودسری، غرور و بیماری خودخواهی مبتلا هستند، در مراحل مختلف زندگی خویش، باضرر و زیان، فقر و پریشانی، خودخوری و فرسودگی و سختی‌ها و تلخی‌ها مواجه می‌شوند، غیر از اینکه در آتش خود افروخته، رنج می‌برند و گاهی می‌سوزند، دیگران را نیز به آتش خود می‌سوزانند! کسانی که با هوشیاری، تواضع، دلی پاک، روحی با صفا و زیرکی کار آمد، در همه ی لحظه‌های زندگی سراپا گوش می‌شوند و راهنمایی آگاهان و خردمندان را آویزه گوش قرار می‌دهند و در پرتو نور عقل و فکر، برای رفع معایب اعتقادی و اخلاقی و رفتاری خویش تلاش می‌کنند، در مرحله نخست، خود میوه شیرین زندگی را می‌چینند. امام زین‌العابدین (ع) درباره بهره‌برداری مفید از گوش فرموده: هر چیزی میوه ای دارد و میوه گوش، آن است که سخن نیک و مفید در آن وارد شود. (و آن را بپذیرد). به هر حال، حرف‌شنوی موجب پیشرفت و تکامل مادی و معنوی زندگی انسان می‌شود.

تمرین لازم

حرف‌شنوی، به همان میزانی که نعمت بزرگی است و افراد بسیاری هم از این ناحیه به مقام‌های بلندی رسیده اند، به این نکته مهم نیز باید توجه داشت که برای رسیدن به بلوغ و موفقیت این نعمت بزرگ، باید تلاش فراوان و تمرین و مجاهده زیادی انجام داد، زیرا چنین نعمت بزرگی به سادگی به دست نمی‌آید. امام علی(ع) هم فرموده: گوش خود را برای شنیدن سخنان خوب عادت بده و به سخنانی که به نفع و صلاح تو نیست گوش فرا مده، زیرا گوش دادن به سخنان ناروا، آیینه دل را تیره و آلوده می‌سازد و سرزنش‌ها به دنبال دارد.

مسئولیت شکر نعمت

همان‌طور که گفتیم، گوش دادن به سخنان حق، از نعمت‌های بزرگ خدا هستند، این نعمت‌های بزرگ هم شکر نعمت می‌طلبد و کفران آنها، موجب از دست دادن نعمت می‌گردد و عموماً کسانی قدر این نعمت‌ها را می‌دانند که یا از داشتن آنها محرومند یا نتوانسته‌اند از آنها استفاده خوب ببرند. بنابراین، نعمت گوش را باید پاس داشت و «شکر این نعمت» گوش دادن به سخن حق است و اگر غیر از این باشد، مسئولیت دنیایی و آخرتی و نیز افسوس و تأسف دنیوی و اخروی به دنبال خواهد داشت. قرآن کریم فرموده: «إنَ السَمعَ والبَصَر والفُوادَ کُل اولئکَ کانَ عَنه مَسئولا؛ به راستی که گوش و چشم و دل‌ها، همه مسئولیت دارند (و مورد بازخواست قرار می‌گیرند». (سوره ی اسراء، آیه۳۶) آنهایی که در دنیا به سخن حق گوش نداده و راه انحراف را پیموده و به عذاب دردناک آخرت گرفتار شده اند، آن روزی که هیچ چاره و پناهگاهی ندارند، با افسوس، ناله سر می‌دهند: «لَو کُنا نَسمَعُ او نَعقِل ما کُنا فی اصحابِ السَعیر؛ اگر ما گوش شنوا داشتیم، یا عقل خود را به کار می‌گرفتیم، اکنون از یاران گرفتار در آتش دوزخ نبودیم». (سوره ملک، آیه۱۰)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS