دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرمت توهین به مقدسات دیگران

✍️ حمیدرضا باقری
حرمت توهین به مقدسات دیگران
حرمت توهین به مقدسات دیگران
یکی از فتاوایی که از سوی بسیاری از مراجع صادر شده است؛ حرمت توهین به مقدسات اهل‌سنت است. این فتوا مستندات قرآنی و روایی مختلفی دارد و اگر به مستندات آن توجه شود، معلوم می‌شود که اولاً حکم حرمت توهین به مقدسات؛ شامل مقدسات هر آیین و مذهبی؛ حتی مقدسات کفار است و ثانیا محدود به دشنام هم نیست؛ بلکه هر امری که عرفاً سبب شود آنها به مقدسات ما توهین کنند؛ مورد نهی واقع شده‌ است.

از مهم‌ترین ادله این فتوا تمسک به آیه شریفه: «وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَٰلِکَ زَییَنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ...» (الأنعام: ۱۰۸) است. در این آیه به مؤمنان گفته شده است که «الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» را سب نکنید.
 اینکه منظور از «الَّذِینَ» در این فراز چیست؛ دو وجه محتمل است: ۱.کسانی که ولایت غیر خداوند را دارند. ۲. خود معبودهای غیر خداوند.
 وجه دوم دو خلاف ظاهر دارد؛ یکی اینکه «الَّذِینَ» برای ذوی‌العقول است و دیگر اینکه برای آن لازم است ضمیر در تقدیر گرفته شود و بگوییم: الَّذِینَ یَدْعُونَهم مِنْ دُونِ اللَّهِ.
 اما این وجه دوم اولاً با جزا که «فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا» باشد؛ تناسب دارد و ثانیاً موید به روایت زیر از تفسیر قمی است: «مسعدة بن صدقه از امام (علیه‌السلام) نقل می‌کند کان المؤمنون یسبون ما یعبد المشرکون من دون الله فنهی الله سبّ آلهتهم لکیلا یسبَّ الکفار اله المؤمنین.»

اما با این‌‌وجود، باید گفت: آیه نسبت به هر دو وجه اطلاق دارد؛ چون حکم گفته شده در آیه معلل است و العلة تعمم و تخصص؛ حکم دائر مدار علت است؛ گفته می‌شود فلان کار را نکنید تا چنین نشود؛ در این صورت فلان کار دیگر موضوعیت ندارد؛ بلکه هر چیزی که موجب این نتیجه شود مورد نهی است؛ آیه شریفه نیز می‌گوید: سب نکنید «الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» را که «فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ»؛ نتیجه این سب کردن می‌شود که آنها هم خداوند را سب می‌کنند؛ پس این سب کردن و هرکار مشابه آن که این نتیجه را دارد ترک کنید.

این تعلیل که در قالب نتیجه گفته شده است؛ دلالت می‌کند هر کاری که عرفاً سبب شود نتیجه اشاره شده در آیه محقق شود؛ مورد نهی باشد.

نکته بعد اینکه آیه نسبت به همه مقدسات دین اطلاق دارد و «الله» تبارک و تعالی خصوصیتی ندارد؛ چنین نیست که اگر کسی کاری کند که سبب شود مثلا به امام معصوم یا قرآن یا حرم‌های اهل‌بیت و مساجد و... توهین شود؛ این کارها مصداق نهی در آیه نباشد.

موید این مطلب نیز علاوه بر اینکه سبب شدن برای ظلم یعنی توهین به مقدسات؛ خودش از باب مقدمه ظلم حرام است؛ روایات مختلفی نیز در ذیل این آیه یا با همین مضمون آورده شده است.

به طور مثال  در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) حضرت می‌فرمایند: 
 «إِیَاکمْ وَ سَبَ أَعْدَاءِ اللَّهِ حَیْثُ یَسْمَعُونَکُمْ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ قَدْ یَنْبَغِی لَکُمْ أَنْ تَعْلَمُوا حَدَّ سَبِّهِمْ لِلَّهِ کَیْفَ هُوَ إِنَّهُ مَنْ سَبَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ فَقَدِ انْتَهَکَ سَبَ اللَّهِ وَ مَنْ أَظْلَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِمَّنِ اسْتَسَبَّ لِلَّهِ وَ لِأَوْلِیَاءِ اللَّهِ فَمَهْلًا مَهْلًا فَاتَّبِعُوا أَمْرَ اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه.»
در این روایت حضرت شیعیان را از سب کردن خود دشمنان آنگاه که می‌شنوند نهی می‌کنند و به آیه شریفه تمسک می‌کنند و دشنام به اولیای خدا را مساوی با دشنام به خداوند می‌دانند و به ظالم بودن کسی که سبب شود کسی به خداوند و اولیایش دشنام دهد اشاره می‌کنند.
 
در روایت دیگری از امام رضا (علیه‌السلام) آمده است: «وَ إِذَا سَمِعُوا مَثَالِبَ أَعْدَائِنَا بِأَسْمَائِهِمْ ثَلَبُونَا بِأَسْمَائِنَا وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ.» در این روایت امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرمایند بدانید وقتی مردم دشنام به مخالفان ما را می‌شنوند ما را دشنام می‌دهند و سپس به آیه شریفه استناد می‌کنند.

در روایتی دیگر از امام صادق (علیه‌السلام) ایشان آیه را نسبت به اولیای خدا توسعه می‌دهند: 
«عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال سألته عن قول الله عزوجل و لاتسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبو الله عدوا بغیر علم، قال، فقال: یا عمر هل رأیت احدا یسب الله؟ قال: جعلنی الله فداک فکیف؟ قال من سبّ ولیّ الله فقد سبّ الله»

این مضمون که جهت حفظ احترام مقدسات؛ بایست از برخی کارها که سبب شکسته‌شدن حرمت آن مقدسات می‌شود؛ پرهیز کرد؛ در روایات مختلف دیگری نیز آمده است؛ به طور مثال از رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله به حاملان قرآن توصیه شده است:
«وَ مَنْ جَمَعَ الْقُرْآنَ فَنَوْلُهُ لَا یَجْهَلُ مَعَ مَنْ یَجْهَلُ عَلَیْهِ وَ لَا یَغْضَبُ فِیمَنْ یَغْضَبُ عَلَیْهِ وَ لَا یَحِدُّ فِیمَنْ یَحِدُّ وَ لَکِنَّهُ یَعْفُو وَ یَصْفَحُ وَ یَغْفِرُ وَ یَحْلُمُ لِتَعْظِیمِ الْقُرْآن»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS