دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسن خلق

No image
حسن خلق

از شاخه‌های دیگر «حسن خلق»، که رابطه‌ها را استوارتر و پیوندها را صمیمی‌تر می‌سازد، گفتار دلپذیر و شادی بخش است. متانت در سخن و ادب در گفتار و زیبایی در کلام، خصلت پاکدلانِ بی کینه است و خلق و خوی اولیاء دین. ارزش انسان و جوهره وجودی اش را زبان و بیان روشن می‌سازد: یکی تحقیر می‌کند، یکی تشویق. یکی عیبجویی می‌کند، دیگری تحسین و تقدیر. یکی ملامت می‌کند، دیگری پر و بال می‌دهد و امید می‌آفریند. کدام یک خوبتر است؟ شما خودتان چگونه بیان و زبانی دارید؟ تلخ یا شیرین؟ گزنده یا مرهم گذارنده؟ آیا با دیگران همان گونه صحبت می‌کنید که دوست دارید دیگران با شما آنچنان حرف بزنند و خطاب کنند؟ پذیرایی از دیگران، همیشه با غذا و میوه و شیرینی نیست. گاهی پذیرایی، با یک کلام خوب و سخن شایسته است. این اِکرام، بالاتر از تغذیه و اطعام است، چرا که گفتار شایسته و زیبا، غذای روح است. گفتن یک «آفرین»، «احسنت»، «بارک ا...» مگر چقدر هزینه و خرج دارد؟ کسانی هستند که جان می‌دهند، ولی حاضر نیستند یک کلام تشویق‌آمیز و محبت بار بر زبان جاری کنند. بشنویم از رسول خدا(ص) که اسوه اخلاق حسنه و الگوی ادب در گفتار و رفتار است که فرموده است: مَنْ اَکْرَمَ اَخاهُ المومنَ بِکلمةٍ یُلْطِفُهُ بها وَ فَرَجَ عَنه کُرْبَتَهُ لَمْ یَزَلْ فی ظل ا... ِ المَمدُودِ عَلیهِ الرحمةُ ما کانَ فی ذلک. «هر کس برادر باایمانش را با گفتن کلامی ملاطفت آمیز و غم زدا، مورد تکریم قرار دهد، تا وقتی او شادمان است، گوینده آن سخن همواره در سایه رحمت گسترده الهی به سر می‌برد.» کلام تشویقی و آفرین و مرحبا گفتن بر عمل شایسته دیگری نیز، از این گونه صالحات است. از کلام امام صادق(ع) بشنویم: مَنْ قالَ لِاخیهِ المُومِنِ «مَرْحَبا» کَتَبَ‌ا...ُ لَهُ مَرْحَبا اِلی یَوْمِ القیامَةِ. «هر کس به برادر مؤمن خود «مرحبا» بگوید، خدای متعال تا روز قیامت برای او مرحبا و آفرین می‌نویسد.» غیر از پاداش الهی، تأثیرات اجتماعی «خوشگویی» در نرم ساختن دلها و جلب عاطفه‌ها و استوار ساختن رابطه‌ها مشهود است. آنکه خوش سخن باشد، از دیگران نیز کلام نیکو می‌شنود. از کلام امام علی(ع) است که: اَجْمِلوُا فِی الخِطابِ تَسْمَعوُا جَمیلَ الجَوابِ. «زیبا خطاب کنید، تا جواب زیبا بشنوید!...» کیفیت برخورد ما با انسانهای دیگر، همان نتیجه را به ما برمی گرداند. ادب، ادب می‌آورد و توهین و فحش، بدزبانی و اهانت متقابل را در پی دارد. کلام نرم، رفتار شایسته، گفتار مؤدبانه و جاذبه دار، تحمل فراوان و حلم و بردباری و چهره گشاده و بشاش، از مظاهر و جلوه‌های «حسن خلق» است. به تعبیر دیگر، وقتی محبت خود را به دیگران ببخشید، در حوادث، صبور و شکیبا باشید، خشم خود را فرو خورده، خویشتن داری کنید، بدی را با خوبی پاسخ دهید و از خشونت و عصبانیت و بدزبانی و تحقیر و توهین و تکبر به دور باشید، دارای «حسن خلق» هستید. حسن خلق و خوش برخوردی در جوامع ایمانی و اسلامی، ریشه در متن عقیده دارد و انسانها با هم یکدل و صمیمی‌اند و دلسوز و بامحبت. پیامبر اکرم(ص) رابطه مؤمن با مؤمن و برخوردشان را با هم، همچون رسیدن یک تشنه به آب سرد و گوارا می‌داند که با آن سیراب می‌شود: اِنَ المؤمِنَ لَیَسْکُنُ اِلَی المؤمِنِ کَما یَسْکُنُ قَلْبُ الظَمْاآنِ اِلَی الماء البارِدِ. به فرموده حضرت رسول(ص): «ایمان کسی کاملتر است که اخلاقش بهتر باشد، کسی به پیامبر شبیه‌تر و به او نزدیکتر است که خوش خلق‌تر باشد» و به تعبیر امام صادق(ع): «پس از عمل به واجبات الهی، محبوبترین کارها نزد خداوند، آن است که انسان اخلاقی سازگار با مردم داشته و اهل «مدارا» باشد.» باری گفتار و رفتار ما «آیینه شخصیت» ماست، بکوشیم هر چه روشنتر و شفاف‌تر باشد ادامه دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS