دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم):

«هر که موی سر را بلند بگذارد، نیکو رعایت و تربیتش بکند؛ یا آنکه از ته ببرد و بلند نگذارد». (حلیة المتقین، ص 100)
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم):
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم):

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم):

«هر که موی سر را بلند بگذارد، نیکو رعایت و تربیتش بکند؛ یا آنکه از ته ببرد و بلند نگذارد».

(حلیة المتقین، ص 100)

«در آداب موی سر نگاهداشتن مردان و زنان»

بدان که زنان را بی‌ضرورتی و عذری موی سر را تراشیدن حرام است و مردان را یکی از دو چیز سنت است: یا آنکه موی سر را بتراشند و این بهتر است یا آنکه موی سر را بگذارند و تربیت کنند به آن که بشویند و شانه کنند و موی سر را دو حصه کنند که در میان سر ته مو ظاهر شود؛ و چون در اول اسلام، تراشیدن عیب عظیم بود در میان پیغمبر و امام، نباید کاری بکنند که در نظرها قبیح بنماید.

حضرت رسول (ص) موی سر را به قدر چهار انگشت می‌گذاشتند و در حج و عمره می‌تراشیدند.

در چندین حدیث وارد شده است که از حضرت صادق (ع) پرسیدند که آیا حضرت رسول (ص) موی سر را دو حصه می‌کردند و میانش را می‌شکافتند؟

فرمود:

«آن حضرت مو را به حدی بلند نمی‌گذاشتند که احتیاج به این بشود، بلکه آن قدر می‌گذاشتند که به نرمه گوش می‌رسید و هیچ یک از پیغمبران موی سر نگاه نمی‌داشتند».

و در حدیث دیگر فرمود:

«هر که موی سر را بلند بگذارد و میانش را نگشاید، حق‌تعالی در قیامت به پاره ای از آتش بگشاید.»

و در حدیث وارد شده است که حضرت رسول (ص) نهی فرمود از آنکه زنی به حد بلوغ رسیده باشد؛ به روش مردان جمیع موهای سر را در پیش سر یا در میان سر یا در اطراف سر گره بزند و نیاویزد.

و در حدیث دیگر منقول است که حضرت رسول (ص) نهی فرمود از کاکل گذاشتن، بزند و نیاویزد.

و در حدیث دیگر منقول است که حضرت رسول (ص) نهی فرمود از کاکل گذاشتن و مو را در پیش سر گره زدن و نقش خضاب کردن، و فرمود:

«زنان بنی‌اسرائیل هلاک شدند به سبب آنکه موی سر را در پیش سر گره می‌زدند و نقش خضاب می‌کردند»

و محتمل است که مراد از نقش خضاب آن باشد که متعارف است در میان زنان عرب، که سوزن به دست و بدن می‌زنند و سرمه و غیر آن در آن می‌ریزند که رنگش می‌ماند و احتمال دارد که نقشهای حنا را هم شامل باشد.

و در حدیث دیگر منقول است که از حضرت صادق (ع) پرسیدند از زنی که موی بالای پیشانی را می‌برد، یا می‌کند و موهای رو را می‌کند برای زینت! یا آنکه گیس خود را با گیس دیگری می‌بافد؟ فرمود:باکی نیست(اشکالی ندارد).

و در حدیث دیگر فرمود:

«اگر با پشم یا موی حیوانات یا موی همان زن ببافد باکی نیست، اما با موی زن دیگر نبافد و موی زن دیگر را با موی خود پیوند نکنند».

و بدان که اگر با موی حیوانی پیوند کرده باشند که گوشتش حرام باشد، در حال نماز می‌باید با او نباشد که در آن نماز کردن جایز نیست؛ مگر آنکه از پشم و موئی باشد که پیش مذکور شد، که نماز در آن می‌توان کرد.

    منبع: حلیة المتقین، ص 100

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS