دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود:

«کافی است که وقایع گذشته، ما را بر معیار دیگر قضایا آگاه سازد و کافی است که خردمندان از تجاربی که اندوخته‌اند، عبرت بگیرند و آنها را سرمشق آینده خویش قرار دهند» (شرح ابن ابی الحدید، ج 20، ص 273، کلمه 163)
حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود:
حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود:

عن علی (علیه‌السلام) قال:

«کَفی ما مضی مَخْبَراً عمّا بّقِیَ وکَفی عَبراً لِذَوی الالباب ما جرَّبْوا»

حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود:

«کافی است که وقایع گذشته، ما را بر معیار دیگر قضایا آگاه سازد و کافی است که خردمندان از تجاربی که اندوخته‌اند، عبرت بگیرند و آنها را سرمشق آینده خویش قرار دهند». (شرح ابن ابی الحدید، ج 20، ص 273، کلمه 163)

توضیح:

انسان همیشه به تجربیات گذشتگان و بزرگان نیازمند است تا در رسیدن به اهداف علمی، شغلی، اجتماعی و سیاسی خود موفق باشد؛ چرا که اگر انسان بخواهد همه راههای پیموده شده دیگران را بپیماید قطعاً عمرش کفاف نخواهد کرد.

اگر چه مردم از نظر ساختمان عقلی و درک فطری متفاوت آفریده شده‌اند و با یکدیگر فرق تکوینی دارند، ولی اختلافی که بین بزرگسالان و جوانان از جهت فهم مطالب و تحلیل مسئله مشاهده می‌شود، همه جا معلول تفاوت عقل طبیعی و نامتساوی بودن استعدادهای درونی آنان نیست، بلکه بخش مهمی از این تفاوت، ناشی از کار آزمودگی و تجارب بزرگسالان و خامی و بی‌تجربگی جوانان است.

«جان دیوئی» می‌گوید: ...اختلافات فرهنگی اقوام را نمی‌توان به هوش و استعدادهای ذاتی آنها نسبت داد. بی‌گمان، ذهن مردم علت شئون اجتماعی نیست... در جوامع ابتدائی که محرکات فراوانی وجود ندارد، فرد در برابر تحریکات معدودی قرار می‌گیرد و از این رو ذهن او رشد اندکی پیدا می‌کند، اما جامعه متمدن از هزاران طریق ذهن فرد را تحریک کرده و به فعالیت وادار می‌کند...

تجربه وسیله بهره‌برداری از سرمایه گرانقدر هوش و خرد است، تجربه عقل طبیعی را شکوفا کرده و بسیاری از استعدادهای فطری آدمی را به فعلیت می‌رساند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS