دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حقوق مؤمنين بر يكديگر

No image
حقوق مؤمنين بر يكديگر

جرعه های معرفت - شرح حديث معصومين (ع) در كلام رهبر انقلاب

عَن الصادقِ جعفرِ بنِ محمدٍ عن اَبيهِ عَن آبائِهِ عَن عليِّ بنِ ابي طالبٍ (عليهم ُالسلام) قالْ قالَ رسولُ اللهِ (صلي الله عليه وآله): لِلْمُوْمِنِ عَلَي الْمُوْمِنِ سَبْعَةُ حُقُوقٍ وَاجِبَةٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ الإجلالُ لَهُ في غَيبَتِهِ وَ الوَدُّ لَهُ في صَدرِهِ، وَ المُواساةً لَهُ في مالِهِ، وَ انْ يَحرُمَ غَيبَتَهُ، وَ انْ يَعُودُهُ في مَرَضِهِ وَ انْ يُشَيِّعَ جَنازَتَهُ، وَ انْ لايَقُولَ فيهِ بَعدَ مَوتِهِ إلاّ خَيراً(1)

مؤمن بر مؤمن هفت حق واجب الهي دارد. 1- احترام او در هنگامي كه حضور ندارد. 2- دوستي قلبي با او. 3- شريك ساختن او در ثروتش. 4- غيبت او را حرام بداند. 5- در بيماري او را عيادت كند. 6- جنازه او را تشييع كند. 7- بعد از مرگ درباره او جز به نيكي سخن نگويد.

[پيامبر گرامي اسلام(ص) فرموده اند که هر مؤمن بر برادر مؤمنش هفت حق دارد که از طرف خدا اداي اين حقوق بر او واجب شده است.] وجوب اين حقوق را بايستي جدي گرفت.

الْإِجْلَالُ لَهُ فِي غيبتهِ ، يکي [از اين حقوق] اين [است]. معنايش اين است که براي اين برادر مومن جلالتي در دل خود در نظر بگير که طبعاً در چشم تو جلالت پيدا مي کند.

جلالت از چه جهت؟ از جهت ايمانش؛ يعني لازمه اين بيان، لزوم تکريم برادران مؤمن از يکديگر است؛ نگاه تجليل آميز به برادر مؤمن. يعني با نگاه سبک به برادر مؤمن نگاه نکند. اين [حق] اول.

وَ الْوُدُّ لَهُ فِي صَدْرِهِ، دوم اينکه محبت او را در دل خودت داشته باشي.

وَ الْمُوَاسَاةً لَهُ فِي مَالِهِ ،با او در مال خود همراهي کني. يک وقت شما داري، او در نهايت احتياج است، بايد به او کمک کني.

وَ اَنْ يُحَرِّمَ غِيبَتَهُ، پشت سر او بدگويي را ممنوع کني؛ نه خودت [غيبت او را] بکني، نه بگذاري ديگران بکنند.

وَ اَنْ يَعُودَهُ فِي مَرَضِهِ، وقتي مريض شد از او عيادت کني.

وَ اَنْ يُشَيِّعَ جَنَازَتَهُ، بعد از مرگ هم دست از او برنداريم. اگر برادر مؤمنمان از دنيا رفت، جنازه او را هم تشييع کنيم، يعني با او تا بعد از مرگ باشيم.

وَ اَنْ لَا يَقُولَ فِيهِ بَعْدَ مَوْتِهِ إِلَّا خَيْراً، بعد از مرگش هم نيکي او را بگوييم. حتي اگر چنانچه بدي اي هم دارد آن را نگوييم. که در روايت دارد که اُذْکُروُا مَحاسِنَ مَوتاکُم(۲). آنهايي که مردند و رفته اند و قدرت دفاع از خودشان را ندارند، خوبي هايشان را بگو. بالاخره هر کس يک خوبی‌ای دارد.

-

۱) الامالي شيخ صدوق، ص ۸۵.

۲) روايتي از پيامبر گرامي اسلام (ص): «اُذکُروُا مَحاسِنَ مَوتاکُم وَ کُفّوا عَن مَساويهِم»

نيکي هاي مردگان خود را ياد کنيد و از بدي هايشان چشم بپوشيد. (نهج الفصاحه)

* شرح حديث در ابتدای درس خارج، 27/2/94

* پايگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب

روزنامه كيهان، شماره 21709 به تاريخ 7/6/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS