دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حقيقت زهد

No image
حقيقت زهد

نويسنده: * محمدمهدی رشادتی

امام مجتبي(ع) فرمود: الزهد: الرغبه في التقوي و الزهاده في الدنيا. زهد عبارت است از: رغبت به تقوا و بي رغبتي به دنيا (تحف العقول ص227) از فرمايش امام(ع) استفاده مي شود که تقوا با دنيادوستي قابل جمع نيست. به هر ميزان که به دنيا گرايش و علاقه پيدا کنيم از تقوا دور مي شويم و به هر ميزان که از دنياگرايي دوري کنيم به تقوايمان مي افزاييم. مرحوم آيت الله مشکيني در تعريف زهد مي نويسند: زهد يعني ملکه دوري از دنيا و عدم دلبستگي به آن است، اگرچه دنيا و آنچه در آن است از راه حلال براي شخص فراهم شده باشد.

ماهيت زهد

زهد دو مرتبه دارد: 1) زهد از حرام هاي دنيا و تجملات دنيايي که خدا حرام کرده است. 2) زهد از حلال دنيا و از آنچه خدا مباح و جايز شمرده است. قرآن کريم زهد را اينگونه تعريف مي کند: لکيلاتاسوا علي مافاتکم و لاتفرحوا بما اتاکم. تا بر آنچه از دست شما رفت اندوه نخوريد و به خاطر آنچه به شما داده است شادمان نشويد. (حديد 23) و نيز فرمود: لکيلاتحزنوا علي مافاتکم و لاما اصابکم. تا بر آنچه از دست شما رفت و مصيبت هايي که به شما مي رسد اندوه نخوريد. (آل عمران 153)روشن است که وقتي دل به چيزي وابستگي پيدا نکرد به هنگام از دست رفتن آن اندوهگين نمي شود و از به دست آوردن آن نيز دچار شادي مفرط نمي گردد. (درس هايي از اخلاق ص 82)

پيامبر(ص) فرمود: خدا به موسي(ع) وحي کرد: زهد زينت بخش ترين و کامل ترين زينت در نزد من است، به طوري که هيچ کس نتوانسته است خود را به زينتي بهتر از آن بيارايد. و امام صادق(ع) فرمود: تمام نيکي ها و خيرها در يک خانه قرار داده شده و زهد در دنيا کليد آن است. (اسلام مجسم، ص 477)

زهد شيخ انصاری

تجار بغداد مي دانستند که شيخ مرتضي انصاري زندگي بسيار زاهدانه اي دارد و زندگي وي با سختي فقر و قناعت همدوش است. لذا مبلغ قابل توجهي از حلال ترين اموال خود را به رسم هديه تقديم او کردند.

شيخ قبول نکرده و گفت: من عمري را به فقر گذرانده ام و در تحمل سختي ها و تلخي هاي زندگي با فقرا همدردي کرده ام و اکنون که اواخر عمر من است آيا حيف نيست که نام خود را از طومار فقرا محو کنم و در آخرت از رسيدن به مقام آنها باز بمانم. (همان، ص 508)با وجودي که در آن زمان طبق آمار چهل ميليون شيعه از کشورهاي مختلف وجوهات خود را به مرجع عصر يعني شيخ مرتضي انصاري مي فرستادند، اما خود در پايين ترين حد قناعت زندگي مي کرد و بيشتر مخارج زندگي اش را از راه هبه افراد خير و يا از راه بجا آوردن نماز و روزه استيجاري تامين مي کرد. او وقتي که از دنيا رفت تمام دارايي اش هفده تومان بود و به همين اندازه نيز مقروض بود. وقتي آن مال را براي اداي دين او کنار گذاشتند بازماندگان وي مخارج مجلس ترحيم و اقامه عزا براي او را نداشتند تا اينکه يک نفر از متمولين مخارج ايشان را به عهده گرفت. (همان 510)

روزي شيخ انصاري به طلبه اي مختصر پولي داد تا نان بخرد. وقتي برگشت شيخ ديد حلوا هم گرفته و روي نان گذاشته است. به او گفت: پول حلوا را از کجا آوردي؟ گفت: قرض گرفتم. شيخ فقط نان را گرفت و گفت: من يقين ندارم براي اداي اين قرض زنده باشم. روزي همان طلبه که پس از چندين سال به نجف آمده بود به شيخ گفت: چه عملي انجام داده ايد که به اين مقام و مرجعيت شيعيان جهان رسيده ايد؟ فرمود: به اين دليل که من جرئت نکردم حتي نان زير حلوا را بخورم ولي تو با کمال جرئت نان و حلوا را خوردي. (هزار و يک حکايت اخلاقي، ص 555)

از جمله نشانه ها و علائم زهد عبارتند از: 1) به داشته هايش خوشحالي نمي کند و به آنچه که از دست مي دهد غمگين نمي گردد. 2) ستايش و نکوهش ديگران در نظرش يکسان است. 3) فقط با خداي متعال مانوس مي باشد و حلاوت اطاعت بر قلبش غلبه پيدا مي کند. (اخلاق شبر ص403)

به عمري کو بود پنجاه يا شصت

چه بايد صد گره بر پاي خود بست

نه پنجه سال اگر پنجه هزار است

سرش بر نه که هم ناپايدار است

چو نبود در جهان پاينده چيزي

نيرزد ملک عالم يک پشيزي

(معراج السعاده، ص 308)

روزنامه كيهان، شماره 21226 به تاريخ 17/9/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS