دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حكايت بنده صالح و فاجر در سفر آخرت

No image
حكايت بنده صالح و فاجر در سفر آخرت

جرعه های معرفت - شرح حديث معصومين (ع) در كلام رهبر انقلاب

في الکافي عن النَّبيِّ( صلي الله عليه وآله):مُسْتَرِيحٌ وَ مُسْتَرَاحٌ مِنْهُ اَمَّا اَلْمُسْتَرِيحُ فَالْعَبْدُ اَلصَّالِحُ اِسْتَرَاحَ مِنْ غَمِّ اَلدُّنْيَا وَ مَا كَانَ فِيهِ مِنَ اَلْعِبَادَةً إِلَي اَلرَّاحَةً وَ نَعِيمِ اَلْآخِرَةً وَ اَمَّا اَلْمُسْتَرَاحُ مِنْهُ فَالْفَاجِرُ يَسْتَرِيحُ مِنْهُ اَلْمَلَكَانِ اَللَّذَانِ يَحْفَظَانِ عَلَيْهِ وَ خَادِمُهُ وَ اَهْلُهُ وَ اَلْاَرْضُ اَلَّتِي كَانَ يَمْشِي عَلَيْهَا(1)

رسول خدا فرمود: آدميزاد يا آسوده مي شود يا از دستش آسوده مي شوند، امّا آسوده شده: آن بنده رستگار و درستكاري است كه از رنج دنيا و آنچه از تكاليف بندگي بر اوست به سوي آسايش ابدي و بهشت آخرت آرام مي گيرد و اما آسوده كننده: آن انسان فاسقي است كه دو فرشته نگهبان او، و نوكر و خانواده و زميني كه بر آن راه مي رفته از وجود او راحت می‌شوند.

[پيامبر گرامي اسلامي حضرت محمد(ص) فرمودند: کساني که] از اين مرز بين دنيا و آخرت همه عبور مي کنند دو قسمند: يک عده اي خودشان با اين عبور به راحتي مي رسند و از رنج نجات پيدا مي کنند؛ يک عده هم کساني هستند که وقتي عبور مي کنند، ديگران از دست آنها راحت مي شوند.

اَمَّا الْمُسْتَرِيحُ، آن کسي که خودش با عبور از دروازه مرگ به راحتي مي رسد، فَالْعَبْدُ الصَّالِحُ، بنده صالح است که راحت مي شود، اِسْتراحَ مِنْ غَمِّ الدُّنْيا، پس عبد صالح [از غم دنيا آسوده مي شود] يکي اين [آسايش است]، وَ ما کانَ فِيهِ مِنَ الْعِبادَةً الي الرَّاحَةً وَ نَعِيمِ الآخِرَةً، [و از رنج تکليف و بندگي آسوده مي شود]، يک رياضت هايي بر عهده بنده مؤمن هست. عبد صالح در دنيا رياضت هايي بايد بکشد؛ کارهايي بايد بکند؛ تقيداتي دارد. مثلاً فرض کنيد روزه ماه رمضان در هواي گرم يا برخاستن در نيمه شب از خواب راحت براي عبادت. اينها يک رنج هايي است؛ رنج هاي جسماني است. اگرچه حالا آن بندگاني که به مراتب بالا برسند، اين رنج ها برايشان راحت است و لذت مي برند اما متعارف ماها اگر چنانچه خودمان را دچار کنيم به اين جور عبادات و واقعاً تقيد داشته باشيم بالاخره يک پابندي و سختي است، از آن هم راحت می‌شود. [راحت شدن از اينها به سوي آسايش ابدي و بهشت آخرت] اين آن قسم اول است.

اَمَّا المُسْتَراحٌ مِنْهُ فَالْفاجِرُ [اما آن کسي که ديگران از دست او آسوده مي شوند، او انسان فاجر است].

چه کسی از دست او راحت می شود؟

يَسْتَرِيحُ مِنْهُ الْمَلَکانِ، اول [کساني که از دست او راحت مي شوند] اين دو ملک الهي که مأمور نوشتن اعمال او هستند؛ آنها از دست او راحت مي شوند. [آنها] که هي مي ديدند او گناه مي کند، خطا مي کند، معصيت الهي مي کند، اينها ملک بودند، لابد از او رنج مي بردند، آنها از دستش راحت مي شوند.

اللَّذانِ يَحْفَظانِ عَلَيْهِ، آن کساني که يحفظونهُ مِن اَمرِالله يعني به دستور خداي متعال حفاظت مي کنند.

وَ خادِمُهُ، آن کساني که در دنيا خدمت او را مي کنند، از دستش راحت مي شوند.

وَ اَهْلُهُ [و خانواده او از دستش راحت مي شوند]، وَ الْاَرْضُ الَّتي کانَ يَمْشي عَلَيْها، همين زميني که انسان فاجر بر روي او عبور مي کند، اين زمين هم از دست او راحت مي شود. ما نمي فهميم که در اين عالم وجود و در اين عالم کون چه دارد مي گذرد. با اين چشم ظاهري چيزهايي را نمي شود فهميد اما اين واقعيت دارد؛ آن زمين هم از دست او راحت مي شود.

___________________

۱) الشافی، ص ۸۸۲.

* شرح حديث در ابتدای درس خارج، 29/2/94.

*پايگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب.

روزنامه كيهان، شماره 21718 به تاريخ 19/6/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS