دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

"حکمت متعالیه و تفکر فلسفی معاصر" منتشر شد

کتاب "حکمت متعالیه و تفکر فلسفی معاصر" نوشته دکتر رضا اکبریان در دو هزار نسخه از سوی انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا و در 387 صفحه منتشر شد.
"حکمت متعالیه و تفکر فلسفی معاصر" منتشر شد
"حکمت متعالیه و تفکر فلسفی معاصر" منتشر شد

"حکمت متعالیه و تفکر فلسفی معاصر" منتشر شد

کتاب "حکمت متعالیه و تفکر فلسفی معاصر" نوشته دکتر رضا اکبریان در دو هزار نسخه از سوی انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا و در 387 صفحه منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، از عناوین این کتاب می‌توان به حکمت متعالیه و تفکر فلسفی معاصر، وجود محمولی از دیدگاه کانت و ملاصدرا، مسئله وجود در فلسفه ابن‌سینا، نور در سهرودی و وجود در ملاصدرا، وجود از دیدگاه ابن‌سینا و ملاصدرا، حرکت جوهری و نتایج فلسفی آن و تبیین وجودی «زمان» در نظام فلسفی صدرالمتالهین اشاره کرد.

نظر فلاسفه اسلامی درباره علم به «وجود»، خدا در فلسفه ملاصدرا، معاد جسمانی در فلسفه ملاصدرا، فلسفه عملی در حکمت متعالیه ملاصدرا و سیر فلسفه در جهان اسلام از دیگر موضوعات این کتاب هستند.

در مقدمه این کتاب آمده است: ویژگی مهم یک نظام فلسفی کارآمد آن است که بتواند پاسخگوی سوالات مهم و اساسی جدید باشد. هرچند شاید فیلسوف موردنظر آن مسئله را بصورت دقیق طرح نکرده باشد، اما محقق و متعمق در آثار وی باید بتواند از مجموع آثار و اندیشه آن فیلسوف، پاسخ به پرسش موجود را پیدا کند.

در میان نظامهای حکمی و فلسفی جهان اسلام شاید بتوان گفت: بهترین مکتبی که می‌تواند انتظار فوق را برآورده سازد، مکتب حکمی و فلسفی حکمت متعالیه است. بنیانگذار این مکتب که خود قبل از طرح نظریه خویش، به صورت دقیق و عمیق به مطالعه نظامهای پیشین پرداخته بود، توانست با تفکر و تعمق و تذوق فوق‌العاده خود به ایجاد و ابداع مکتبی دست زند که جامع عقل و شهود یا بعبارت دیگر مشایی و اشراقی باشد.

رضا اکبریان در ادامه اضافه کرده است: ملاصدرا آنچه را که در این زمینه از قدمای یونان و بویژه افلاطون و ارسطو رسیده بود و آنچه را حکمای بزرگ اسلامی از قبیل فارابی و بوعلی و شیخ اشراق و غیره توضیح داده یا از خود افزوده بودند و آنچه که عرفای بزرگ با هدایت ذوق و قوّت عرفان یافته بودند، بخوبی جذب و هضم کرد و از نو اساس جدیدی را پی‌ریزی کرده و آنرا بر اصول و قواعدی محکم و مستدل استوار کرد.

حکیم صدالمتالهین آنچه را که به حکمت مشاء و یا حکمت اشراق معروف بود و دو هزار سال مشاجرات فلسفی بین این دو دسته چه در یونان و چه در اسکندریه و چه در میان مسلمین و چه در اروپای قرون میانه ادامه داشت؛ با اساس جدیدی که از نو پی‌ریزی کرد به این مشاجرات خاتمه داد.

این استاد فلسفه در ادامه می‌افزاید: حال پرسش اساسی این است که نظام فلسفی حکمت متعالیه چگونه می‌تواند با فلسفه‌های جدید یا به تعبیر دیگر با تفکر فلسفی معاصر ارتباط برقرار کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS