دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حیات دینی و حکومت اخلاق و عدالت

انسان موجودی اجتماعی و مدنی است و با زندگی در بطن طبیعت و جهان آفرینش و استفاده از تجربیات گذشتگان و علوم دیگر انسان‌ها به حیات خود ادامه می‌دهد. انسان از همه دارایی طبیعت، گیاهان و حیوانات در راه مقاصد حیاتی و رفع نیازمندی های خود استفاده می‌کند.
حیات دینی و حکومت اخلاق و عدالت
حیات دینی و حکومت اخلاق و عدالت
نویسنده: یعقوب نعمتی وروجنی

انسان موجودی اجتماعی و مدنی است و با زندگی در بطن طبیعت و جهان آفرینش و استفاده از تجربیات گذشتگان و علوم دیگر انسان‌ها به حیات خود ادامه می‌دهد. انسان از همه دارایی طبیعت، گیاهان و حیوانات در راه مقاصد حیاتی و رفع نیازمندی های خود استفاده می‌کند. گویی تکامل جهان هستی و طبیعت در جهت اهداف و رفاه زندگی انسانی است. دستگاه آفرینش با تربیت تکوینی خود هر نوعی از انواع موجودات را به سوی کمال مناسب خودش سوق می‌دهد و اگر چه در میان این انواع افرادی در مسیر تکوینی خود گرفتار یک سلسله آفات و صدمات شده و از راه بازمانده و طریق نیستی می‌سپارند. ولی در عین حال دستگاه آفرینش هرگز از پیشه خود دست نکشیده و کاروان هستی را پیوسته به سوی مقاصد ویژه خودشان و تکامل هدایت می‌کند و چون انسان یکی از این انواع موجودات است ناچار از طریق آفرینش به سوی مقصد کمالی خود هدایت می‌شود. انسان بر حسب نوع آفرینش طوری خلق شده است که هر چیز را برای خواسته‌ها و آرزوهای خودش می‌خواهد. انسان از نیروی طبیعت و از همه فواید وجودی عناصر آن به نفع خود استفاده می‌کند. علاوه بر این، انسان‌ها چون به تنهایی و در نتیجه کار و کوشش خودشان، بدون استفاده از مساعی دیگران نمی توانند لوازم زندگی خود را تامین نمایند، به صورت اجتماع زندگی می‌کنند. در نتیجه مقداری از نتایج کار و کوشش خود را به دیگران داده و در برابر از نتایج کار آنها برخوردار می‌شوند. یعنی همه افراد مجموع محصولات خود را بر روی هم گذاشته و اجتماع خود را رفع نیاز می‌کنند.‌علاوه بر آن اجتماعی زیستن و با دیگران در یک جامعه بودن در ذات و سرشت انسان گذاشته شده است و انسان‌ها از همکاری و تعاون با یکدیگر برای رفع احتیاجات لذت می‌برند. استمرار حیات اجتماعی نیازمند قوانین و مقرراتی است که در آن حقوق تمامی افراد رعایت شود و در مواقع بروز اختلافات با استفاده از این قوانین حقوق هیچ انسانی ضایع نگردد و با استفاده از این قوانین رعایت صلح و آرامش جامعه میسر شود. از این رو پیوسته در تمامی جامعه‌های انسانی قوانینی دایر بوده است. وجود قوانین ایجاب می‌کرد که حکومت را گروهی بر رعایت آن در جامعه نظارت کند و جوامع مختلف هر کدام اصول و روش های خاصی را برای ادامه حیات اجتماع انتخاب کرده‌اند.‌ به طور کلی در میان بشر سه روش اجتماعی بوده است: 1- روش استبداد که مقدرات مردم را به دست یک اراده گزافی می‌دهد و هر چه دلخواه او بوده باشد به مرم تحمیل می‌کند. 2- روش حکومت اجتماعی که اداره امور مردم به دست قانون گذارده می‌شود و یک فرد یا یک هیئت مسئول اجرا می‌شود. 3- روش دینی که اراده تشریعی خدای جهان در مردم به دست همه حکومت کرده و اصل توحید و اخلاق فاضله و عدالت اجتماعی را تضمین می‌نماید. دو روش اول و دوم تنها مراقب افعال مردمند و کاری با اعتقاد و اخلاق ندارند و به مقتضای آنها انسان در ماورای مواد قانونی، یعنی در اعتقاد و اخلاق آزاد می‌باشد.‌ تنها روشی که می‌تواند صفات درونی انسان و اعتقاد را ضمانت نموده و اصلاح کند روش دین است که به هر سه جهت اخلاق، اعمال و رسیدگی می‌نماید. در نتیجه رافع حقیقی اختلافات اجتماعی تنها روش دین است. از این رو جوامعی که در تاریخ روش دینی را برای رفع اختلافات و ادامه حیات بشری انتخاب کرده اند همواره در تمامی ابعاد زندگی موفق بوده اند زیرا این روش با ذات و فطرت انسان‌ها و شرایط زندگی اجتماعی بشر سازگار بوده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS