دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خادمان، غلامان و کنیزان پیامبر(ص)

No image
خادمان، غلامان و کنیزان پیامبر(ص)

كلمات كليدي : تاريخ، خدم، غلام، مولي، مولاة، عبيد، أمة (كنيز)، پيامبر(ص)

نویسنده : منيره شريعت جو

در منابع از خدمتکاران پیامبر(ص) با سه عنوان "خدم"، "أمة (کنیز)،" "مولی" (با معانی متضاد صاحب و برده، آزاد کننده، هم پیمان، پناهنده و...[1])[2] و یا عبید[3] و مولاة[4] یاد شده است. در اصطلاح "غلام" و "کنیز" به کسی گفته می‌شود که «طی اسارت به بندگی در آمده باشد». اما "خدم" عام‌تر از این دو کلمه بوده و گاه افراد آزاد با انگیزه‌های مختلف به صورت داوطلبانه به خدمت شخص خاصی در می‌آمدند.[5]

با توجه به این تعریف، چند دسته از افراد را می‌توان در جایگاه خادمان پیامبر(ص) مورد بررسی قرار داد.

1) خادمان آزاد، غلامان و موالی پیامبر(ص)

"هند" و "اسماء" دو پسر "حارثه اسلمى" و "انس بن مالک" از افراد آزادی هستند که به خدمتکاری پیامبر(ص) پرداختند.[6]

"زید بن حارثه" [پس از هبه او از طرف خدیجه، آزاد شده و به عنوان فرزند خوانده پیامبر(ص) انتخاب شد][7] "ابو کبشة" (سلیم)، "انسة" (أبا مسروح)[8] "شقران [9]سفینه" (مفلح)،[10] "ثوبان"، "یسار"، "ابو رافع"(اسلم) "فضالة"، "ابو مویهبة"، "رافعگ"، "مدعم"، "کرکرة"، "رباح"،[11] "أنجشة" (أبا ماریة)، "أبو لبابة"، (زید بن المنذر)، "أبوضمرة" (أبوضمیرة)، "هشام"،[12] "سلمان فارسی" [در برخی منابع تحت عنوان موالی پیامبر ذکر شده است. در اصل طی سفر به اسارت گرفته شد و به بردگی یکی از یهودیان مدینه درآمد و با همیاری پیامبر(ص) آزاد و از سوی ایشان به افتخار سلمان منا أهل البیت نائل گردید]،[13] و ... از جمله غلامانی و موالی هستند که برای پیامبر(ص) ذکر شده‌اند.

2) کنیزان و مولاة پیامبر(ص)

" ُسلمی" و "خضرة" و "رضوى" و "میمونة"، "ام ایمن"(برکة)[14] روضة، "ربیحة"،[15] "ماریة قبطیة"، "ریحانه"[16] و "صفیه"[17] نیز از جمله کنیزان به شمار می‌روند.[18]

رابطه متقابل پیامبر(ص) و خادمان، غلامان و کنیزان

1) خدمت این افراد در نزد پیامبر(ص) در یک زمان واحد نبوده، بلکه در مقاطع مختلف زمانی بوده است.[19]

2) این اشخاص به چند صورت در اختیار پیامبر(ص) قرار می‌گرفتند، پس از اسارت در جنگ‌ها که با نبرد (همانند یسار[20] و...) و یا صلح (صفیه[21] و...) صورت می‌گرفت. مورد دیگر کسانی بودند که از سوی سایر اشخاص به ایشان بخشیده می‌شدند (ماریه قبطیه[22] و مدعم[23]...) و یا از سوی پیامبر(ص) خریداری می‌گردیدند (ثوبان[24]و...) در مواردی نیز این افراد به صورت خدمتکار خانوادگی به شمار می‌رفتند (ام ایمن که کنیز آمنه مادر پیامبر(ص) بود و آزاد شد[25]).

3) سیره پیامبر(ص) که در واقع بیانگر موضع اسلام نیز می‌باشد مبتنی بر از بین بردن برده‌داری و به رسمیت شناختن آزادی انسان‌ها در برابر سایر اشخاص می‌باشد. سیره رسول خدا(ص) این بود که ایشان به مناسبت‌های مختلف و یا بلافاصله غلامان و کنیزانی که در اختیار ایشان قرار می‌گرفت را آزاد می‌نمودند.

4) در گزارش‌های تاریخی تنها چند مورد ذکر شده است که در خدمت پیامبر(ص) باقی ماندند. از میان کنیزان به جز افرادی چند هم چون "ماریه قبطیه" (مادر ابراهیم) و "صفیه" ‌(دختر بزرگ یهودیان خیبر، که مهریه وی، سند آزادی او بود) به همسری پیامبر(ص) درآمدند[26]و بقیه بدون هیچ قیدی آزاد شدند. از میان غلامان نیز تنها تعدادی بودند که بر اثر فوت و یا کشته شدن در جنگ (همانند کرکرة[27]) و یا شرایطی خاص به خدمت خود ادامه دادند، همچون "زید بن حارثه" که پیامبر(ص) وی را مختار نمود که به همراه خانواده‌اش رفته و یا این که نزد ایشان بماند و پس از ماندن وی بود که به عنوان پسر خوانده پیامبر(ص) انتخاب گردید[28] و اسامة بن زید که در اواخر عمر رسول اکرم(ص) به فرماندهی سپاه مسلمین انتخاب گردید فرزند همین شخص می‌باشد.[29] مورد دیگر ثوبان است که پیامبر(ص) پس از خرید او را آزاد نمودند اما وی پس از آزادی در خدمت رسول خدا(ص) باقی ماند.[30]

5) یکی دیگر از جنبه‌های مهم در روابط، شیوه برخورد رسول اکرم(ص) با این افراد می‌باشد. سیره ایشان این بود که امور خویش را در حد امکان خود انجام داده و به دنبال بهره‌کشی از سایر افراد، چه خدمتکاران، چه خانواده و یا سایر یاران و دوستان خود نبودند. آزادی بردگان و نبود گزارش منفی در روابط، از مصادیق بارز برای اثبات این مورد می‌باشد.

6) در گزارش‌های تاریخی تنها نمونه‌هایی چند، از نوع خدمات خدمتکاران آمده است که به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌گردد و در برخی موارد احتمال می‌رود این خدمات به صورت مقطعی بوده است. ملازمت هند، اسماء و "انس بن مالک" بر در خانه پیامبر(ص)،[31] نگهدارى شتران سوارى آن حضرت توسط "ربا"[32] و نیز اذن طلبیدن برای مردم از پیامبر(ص) توسط "رباح" و "أنسة"[33] و مواردی از این قبیل.

در پایان لازم است به این نکته اشاره گردد که سیره رسول خدا(ص) که مبتنی بر احکام اسلامی بود زمینه‌ای شد که امروزه در بسیاری از نقاط جهان اسلام برده‌داری به صورت گذشته منسوخ گردد. امید است که با پیاده شدن اسلام اصیل، شاهد از بین رفتن برده‌داری قدیم و مدرن در سراسر جهان باشیم.

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS