دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خلافت و مسئولیت انسان بر روی زمین

در دیدگاه اسلامی در مبنا بودن اصل خلافت و جانشینی انسان و ماموریت انسان‌ها به عمران و آبادانی زمین تردیدی وجود ندارد و انسان به عنوان جانشین و خلیفه خداوند در زمین تعیین شده است.
خلافت و مسئولیت انسان بر روی زمین
خلافت و مسئولیت انسان بر روی زمین
نویسنده: عباس قلی پور

در دیدگاه اسلامی در مبنا بودن اصل خلافت و جانشینی انسان و ماموریت انسان‌ها به عمران و آبادانی زمین تردیدی وجود ندارد و انسان به عنوان جانشین و خلیفه خداوند در زمین تعیین شده است. در آیات متعددی قرآن بیان کرده است که انسان‌ها خلیفه خداوند در روی زمین هستند: «انّی جاعلٌ فی الارض خلیفهً» و در تعداد دیگری از آیات هدف از خلقت انسان و وظایفی را که آنها باید در روی زمین انجام دهند بیان گردیده است. «هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها». او خدایی است که شما را از خاک آفرید و برای عمارت و آباد ساختن زمین بر گماشت.

انسان‌ها در عمل در موارد زیادی بویژه در بخش تولید و عمران و آبادانی زمین وظیفه تحقق توحید افعالی خداوند را بر عهده دارند. هدف از آفرینش انسان و حیات او در روی زمین ایجاد جامعه ای ایده آل و سعادت تمام انسان هاست. آباد کردن و عمران زمین که در این آیه بیان شده زمانی اتفاق می‌افتد که انسان‌ها به وظایف و تکالیف خود در قبال همدیگر، رعایت احکام الهی و قوانین مذهبی عمل کنند و جهانی را ایجاد کنند که در آن هیچ جنگ و اختلافی بین انسان‌ها نباشد و زندگی آنها در صلح و آرامش سپری گردد.‌

خلافتی که انسان از سوی خداوند قبول کرده است و طبق آیات قرآن فرشتگان و دیگر موجودات به دلیل سنگینی این تکلیف الهی از قبول آن سر باز زدند، امانتی و مسئولیتی در نزد انسان است. انسان به سبب امانتی که قبول کرده است: «انّا عرضنا الامانه علی السّماوات و الارض..» طی حیات خود امکان رشد و ارتقای معنوی و کیفی و بایسته خود را به دست می‌آورد و به کمالات مورد نظر در خلقت خود دست می‌یابد. این انسان‌ها شایستگی دارند که وارث خداوند در زمین باشند و هر کس که در این مرحله رشد کیفی توفیق یابد از مسئولیت بیشتری برخوردار می‌شود.‌

در صفات وارثان زمین می‌فرماید: آنان که خدا را یاری می‌کنند کسانی هستند که اگر در روی زمین به آنها اقتدار و تمکین دهیم نماز به پا می‌دارند، زکات به مستحقان می‌دهند. امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و بازگشت امور به سوی خداست. در بیان صفات انسان‌های خالص و مومن، نماز و زکات آورده شده است و کسانی هستند که بندگان خدا را به امر خیر دعوت کرده و از زشتی‌ها و بدی‌ها باز می‌دارند و در واقع آنها جانشینان واقعی خدا در زمین هستند.‌

علاوه بر این، انسان‌ها در برابر نعمت‌های بی شماری مورد سئوال واقع می‌شوند که خداوند در اختیارشان گذاشته است و موظفند از این نعمت‌ها برای رسیدن به کمال مطلوب استفاده کنند. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر «نعمت» می‌فرماید: این مواهب در صورتی نعمت خواهند بود که در راه سعادت و نیکبختی مورد استفاده واقع شوند و گرنه چیزی جز نقمت و بلانخواهند بود.‌

از سوی دیگر، مسئولیت پذیری انسان مستلزم مسئولیت متقابل افراد جامعه نسبت به یکدیگر و طبیعت و جهان آفرینش است تا برنامه آفرینش عملی شود. از این اصل حاکمیت محبت متقابل، انصاف و مودت و بسط مکارم اخلاق در روابط اجتماعی نتیجه می‌شود. «انی ربی رحیم و دود».

و امام باقر (ع) می‌فرماید: هل الدین الاالحب. آیا دین چیزی جز محبت است؟ بر اساس سنت تکوینی، در نظام احسن آفرینش، محبت و انصاف متضمن بقای این نظام و دشمنی، قساوت و خودخواهی اموری ناپایدار و برهم زننده نظام و برنامه الهی تلقی می‌شوند. بنابراین، بنیان اقتصاد اسلامی به جای «خود خواهی» بر اساس «مسئولیت پذیری، محبت و اخلاق اجتماعی» استوار خواهد بود و جامعه ای ایجاد می‌گردد که در قرآن و احادیث رهبران دینی به آن اشاره شده است.

مقاله

نویسنده عباس قلی پور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS