دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خود سازی یک ضرورت اخلاقی

گیرم که امید به پاداش و ترس از کیفر در میان نباشد، آیا باید به مکارم اخلاق پشت کنید؟!
خود سازی یک ضرورت اخلاقی
خود سازی یک ضرورت اخلاقی

خود سازی یک ضرورت اخلاقی

قال علی(ع): «فَهَبْ أنّهُ لاثَوابَ یُرجی و لاعِقابَ یُتَّقی، أفَتَزْهَدونَ فی مَکارِمِ الأخْلاقِ؟!» (میزان الحکمه، ج3، حدیث5269)

در روایات تهذیب و خودسازی و مبارزه با نفس به عنوان برترین و بالاترین جهادها معرفی شده است:

«خیر الجهادِ جهاد النفس»[1]

«برترین جهادها جهاد با نفس است.»

حضرت علی(ع) کسی را که با خواهشهای نفسانی خود مبارزه کرده و تقوی و پرهیزگاری را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار داد ستایش کرده و می‌فرمایند:

«طوبی لمَن عَصَی فرعَونَ هَوَاهُ و أطَاعَ موسَی تَقوَاهُ أو عَقلَه»[2]

«خوشا به حال کسی که با فرعون نفس و هوا و هوس خود به مخالفت برخاست و از موسای تقوا یا عقل خود پیروی کرد.»

بی‌تردید هدف بعثت انبیاء دستیابی انسان به کمالات والای انسانی است تا انسان بتواند به واسطه تهذیب و خودسازی و دستیابی به این کمالات به مقام قرب خداوند راه یابد.

و لذا پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) هدف از بعثت خود را اتمام مکارم اخلاق معرفی کرده و می‌فرمایند:

«إنّما بُعِثتُ لأتَمِّمَ مکارمَ الأخلاقِ»

«من مبعوث شده‌ام تا مکارم اخلاق را تمام کنم.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS