دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دروغ

بدترین اخلاق، دروغ و نفاق است.
دروغ
دروغ

دروغ

قال علی (ع): «شرُّ الأخلاقِ الکِذبُ و النِّفاقُ» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث4373)

یکی از صفات بسیار زشت که برخی از انسانها به آن مبتلا هستند، دروغ‌گویی است. دروغ و کلمات معادل آن در عربی؛ مانند کذب، افتراء و إفک به‌‌معنای خبر مخالف با واقعیّت آمده است. امروزه متأسفانه بعضی از مردم به گمان آنکه زودتر به مقصد برسند، به دروغ متوسّل می‌شوند و بدین‌منظور آسمان و ریسمان را به‌هم می‌بافند و چه بسا در یک روز دهها دروغ می‌گویند و به عواقب آن فکر نمی‌کنند. آنها دروغ را به حساب زرنگی خود می‌گذارند و انسان‌های راستگو را افرادی بی‌عُرضه و بی‌سیاست می‌خوانند. ولی از این نکته غافلند که دروغ‌پردازی بر خلاف فطرت پاک و شخصیت والای انسانی بوده و دشمنی و ستیزه‌جویی با خدا است.

اسباب و وسایل انسان برای خبر دادن متفاوت است؛ به‌همین دلیل دروغ‌ها نیز متفاوتند. بنابراین دروغگویی فقط محدود به لفظ و گفتاری که از دهان انسان خارج می‌شود، نیست. بلکه ممکن است به شیوه‌های دیگری مانند اشاره کردن با سر و دست و چشم یا نوشتن و نقش کردن مطالب غیر واقعی، انجام شود؛ که همه این موارد از نظر دین مبین اسلام حرامند.[1]

دروغ دو نوع آثار مادی و معنوی دارد؛ از لحاظ معنوی در روایات وارد شده که دروغ‌گو، مزه ایمان را نمی‌چشد. حضرت علی (ع) می‌فرماید:

« لایَجِدُ عبدٌ طَعمَ الإیمانِ حتّی یَترُکَ الکِذبَ هَزلَهُ و جدَّهُ »[2]

هیچ بنده‌ای طعم ایمان را نمی‌چشد تا اینکه دروغ را چه شوخی و چه جدّی آن، ترک کند.

از نظر مادی نیز، دروغ از انسان شخصیّتی کاذب و وارونه ساخته و اعتبار او را از بین می‌برد و اعتماد عمومی را نسبت به او سست می‌کند.

دروغ، از مصادیق باطل و برخلاف حق و واقعیت است و خداوند نه تنها خود در خلقت آسمان و زمین بر اساس حق و حقیقت عمل کرده است، بلکه بندگان خود را برهمین اساس امر کرده است؛ تا در زندگی خود همواره بر اساس حق و راستی قدم بردارند و از دروغ و دروغگویی پرهیز کنند. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«و هو الذّی خَلَقَ السّماوات و الارضَ بالحَقِّ»[3]

خداوند کسی است که آسمان و زمین را به حق آفرید.

پایه و اساس آفرینش بر حق و حقیقت است و در سراسر خلقت عالم، هیچ نوع باطلی راه ندارد.[4]

    پی نوشت:
  • [1]. تهرانی، مجتبی؛ اخلاق الهی، تهران، دانش و اندیشه معاصر، 1381، چاپ دوم، جلد چهارم، بخش یکم، ص82 و 83.
  • [2]. علامه مجلسی؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404هق، ج 69، ص249، باب 114.
  • [3]. انعام /73.
  • [4]. مهدوی کنی، محمدرضا؛ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372، چاپ دوم، ص237.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS