دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
دوری از موضع تهمت
دوری از موضع تهمت

از جمله خصلت‌های مؤمن این است که تا مرز یقین نرسیده در مورد برادر دینی خویش گمان بد نداشته باشد، چرا‌‌‌‌‌که این برداشت ناپسند از مسلمان دیگر او را تا ورود به جهنم همراهی می‌‌‌‌‌‌کند. گمان بدی که در دل او از روی ظن و گمان حاصل شده و در دل او باقی مانده قطعاً به زبان نیز خواهد آمد؛ چون فردی که از روی گمان قضاوت کند، ابایی ندارد که عقیده‌‌‌‌‌ی خویش را بر زبان نیز آورد و تهمت بزند،زیرا دیگر عقیده‌ی وی شده است. این‌جا تفاوت مؤمن واقعی و غیر او آشکار می‌شود؛ مؤمن اصلاً سوءظن و بدبینی به خود راه نمی‌دهد، تا به تهمت منجر شود، لذا امام صادق(ع) خوش‌بینى را از خوش ‌ایمانى و خوش ‌قلبى می‌داند و حضرت امیر(ع) نیز می‌فرماید: امر برادرت را به وجه احسن بنه، تا خلاف آن بر تو روشن شود، و یک کلمه برادرت را به ‌گمان بد تفسیر مکن تا توجیه خوبى برایش یابى.[1]

قال الصادق(ع): «اِذَا اتَّهَمَ المُؤُمِنُ اَخاهُ اِنماثَ الایمانُ مِن قَلبِهِ کَما ینماثُ المِلحُ فِی الماءِ»

دوری از موضع تهمت

با وجود تمام این توصیه‌ها، فرد مسلمان نیز نباید خود را در معرض تهمت قرار دهد و زمینه‌ی گناه دیگران را فراهم آورد، لذا در گناه تهمتی که دیگران انجام می‌دهند، او نیز مقصر است. هم‌چنین بهترین راه  جلوگیری از شیوع تهمت این‌ است که خود فرد نسبت به رفتارهایش حساس باشد تا برای کسی سوءتفاهم به‌وجود نیاید، یا اگر کسی عمداً خواست تهمتی بزند نتواند یک رفتار خاص را برای ادعای خود بیان کند. فرد نباید محیط سوءظن برای خودش ایجاد کند؛ امام صادق(ع) به نقل حضرت امیر(ع) می‌فرماید: اگر کسى خود را در معرض تهمت قرار دهد، کسانى [را] که به او بد گمان مى‌شوند، نباید ملامت کند.[2] امام سجاد در صحیفه سجادیه می‌فرماید:

العاقل لا یحدث بما ینکره العقول و لا یتعرض للتهمة

شخص عاقل هرگز سخنى نمى‌گوید که نزد عقل منکر و مردود باشد، و کارى نمى‌کند که خود را در معرض تهمت‌ قرار بدهد.[3]

آبروی مؤمن بالاتر از کعبه

آبروى مردم برای عده‌ای اصلاً مهم نیست؛ اگر به او بگویند رایگان به مکه برو به این شرط که به دیوار کعبه مشتی لجن بمال، حاضر به این کار نیست، اما چگونه حاضر می‌شود به آبروی مؤمن لجن ‌بمالد، در حالی‌ که آبروی مؤمن از کعبه بالاتر است.

خوش‌حالی از آبروریزی دیگران

انجام همه گناهان معصیت است، ولى درباره آبروى انسان، همینکه از آبروریزى آن خوش‌حال شویم هم گناه است،[4] چون قرآن مى‌فرماید:

إِنَّ الَّذینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون

‌کسانى که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است، و خداوند مى‌داند و شما نمى‌دانید![5]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS