دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوگانه اتحاد و انتقاد!!!

✍️ محمدجواد فلاح
دوگانه اتحاد و انتقاد!!!
دوگانه اتحاد و انتقاد!!!
1⃣ ما در شرایط مختلف زندگی ممکن است بین دوگانه‌ها و دوراهه‌های اخلاقی متحیّر شویم. برخی صاحب‌نظران این دوگانه‌ها را به این دلیل که شخص را به اشتباه می‌اندازند، برادران دروغین گفته‌اند؛ دو برادری که به دروغ ممکن است خود را به‌ جای دیگری جا بزنند.

2⃣ مثلاً گاهی «عزت نفس» جایش را به دروغ به «تکبر و غرور» می‌دهد و «بذل» و «بخشش» با «اسراف» و «تبذیر» مشتبه می‌شود، «حُسن‌ظن» جای «ساده‌لوحی» می‌نشیند و «مداخله» به‌ جای «مشاوره» دستاویز افراد برای نقض حریم خصوصی دیگران می‌گردد.

3⃣ این روزها، دوگانه «اتحاد» و «انتقاد» هم با توجه به شرایط خاص کشور، در فضای عمومی و نخبگانی در حال شکل‌گیری است. این دوگانه به این شکل است که برخی، بعد از سکوت ۱۲روزه و با توجه به فضای آتش‌بس، با نگاهی خاص بر طبل «مذاکره» — که یک تجربه تکرارشده نخ‌نماست — مجدداً می‌کوبند و حتی کسانی را که بر مذاکره نقد و نفی می‌کنند، مورد طعن و شکایت قرار می‌دهند.

4⃣ نمونه چنین دیدگاه‌هایی، سخن برخی مسئولان طراز اول کشور است که لعن و مرگ بر آمریکا و ترامپ را به‌گونه‌ای مبهم مطرح می‌کنند و برخلاف عقیده عمومی و گفتمان رهبر انقلاب، مردم را بیگانه از برائت از امثال ترامپ معرفی می‌کنند؛ گو اینکه ترامپ و دولتمردان آمریکایی در این عالم از هرگونه گناه و رذالتی مبرا هستند و هیچ جنایتی در حق مردم، مسئولان و سرداران ایرانی مرتکب نشده‌اند!

5⃣ این گفتمان سازش‌کارانه، قطعاً با نقدهایی همراه است؛ ولی ناقدان متهم‌اند به اینکه با چنین نقدهایی، به وفاق و اتحادی که اکنون در جامعه شکل گرفته، چوب حراج زده و آن را نابود می‌کنند.

6⃣ اکنون پرسش اساسی آن است که:
آیا بایستی نسبت به برخی دیدگاه‌های نادرست، به بهانه حفظ اتحاد، سکوت پیشه کرد؟
آیا دوگانه «انتقاد یا اتحاد»، دوگانه درستی است و این‌ها دو امر لایجتماعان هستند که با بودن یکی، جایی برای دیگری نیست؟

7⃣ پاسخ این پرسش در چند اصل اخلاقی نهفته است:

اصل نخست: روشنگری
این اصل می‌گوید بایستی دیگران را نسبت به حقیقت آگاه کرد و دیدگاه غلط را با روشنگری اصلاح نمود.

اصل دوم: انصاف
انصاف به ما می‌گوید اگر نسبت به گفته یا دیدگاهی نقد داریم، نقدِ گفته به‌ جای نقدِ گوینده بنشیند.
معنای این سخن آن است که حفظ اتحاد اقتضا می‌کند افراد را به‌ خاطر خطا در فهم یا دیدگاه غلط، از دایره نظام خارج نکنیم؛ مگر آن‌که احراز شود برخی دیدگاه‌ها ریشه‌ای در دشمنی و عناد آنان دارد.

اصل سوم: نتیجه‌گرایی
برخی قائل‌اند نتیجه انتقاد، تفرقه و از بین رفتن اتحاد ایجادشده است که می‌تواند چالش‌هایی به همراه داشته باشد. حال آن‌که عدم انتقاد از دیدگاه غلط نیز می‌تواند همین نتایج را به بار آورد.
به‌عنوان نمونه، ایجاد مطالبه کاذب و امتحان‌شده مذاکره، می‌تواند اتحاد عمومی جامعه و قرار گرفتن همگان بر محور مقاومت را دچار تردید و دودلی ساخته و با هراس‌افکنی و ترس از جنگ و جایگزینی مذاکره به‌ جای مقاومت، همت عمومی برای مبارزه با استکبار و دشمن قسم‌خورده را دچار رخوت و سستی نماید.

نتیجه آن‌که روشنگری و تبیین انحرافات فکری و دیدگاه‌های ناصواب امری است موجه و منافاتی با حفظ اتحاد ندارد.
یعنی ضمن آن‌که از پرخاشگری، بی‌انصافی، توهین و افترا و ایجاد تفرقه در نقدهایمان پرهیز می‌کنیم، اتحاد و همدلی و حفظ نقاط مشترک و قرار گرفتن در یک محور ایمانی و ایرانی را سرلوحه عملکرد خود قرار دهیم.

پس می‌توان منتقد بود ولی متحد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS