دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دين حداقلی و حداكثری

No image
دين حداقلی و حداكثری

پرسش: انتظار حداقلي و حداکثري از دين به چه معنا است و آيا دين پاسخگوي تمامي نيازهاي فردي و اجتماعي انسان خواهد بود؟

پاسخ: به طور کلي، ديدگاه هاي مختلف در باب قلمرو دين را مي توان به دو ديدگاه عمده تقسيم کرد:

1- ديدگاه حداقلي؛ 2- ديدگاه حداکثري.

در اين حوزه هم عالمان مسلمان و هم دانشمندان غيرمسلمان اظهارنظر کرده اند.

نظريه دين حداقلی

نظريه دين حداقلي، امروزه ميان روشنفکران و نوانديشان ديني رواج دارد. اينان با محصور کردن دين در سعادت آخرتي، منکر دخالت و حضور دين در عرصه اجتماع و امور سياسي هستند در واقع گستره دين در امور اجتماعي، سياسي، اخلاقي و فقهي را به حداقل مي رسانند و معتقدند شرع در اين موارد، حداقل هاي لازم را به ما آموخته است. در واقع، «بينش اقلي»، خود را در امور آخرتي محدود و منحصر کرده و در امور دنيايي هم به حداقل لازم، بسنده کرده اند و بدين طريق، دين را سکولاريزه کرده، به جدايي دين از سياست (يا دين و دنيا) قائل هستند.

تلقي برخي روشنفکران از دخالت دين در عرصه هاي گوناگون نخست حداقلي است؛ يعني «خداوند اولاو بالذات دين را براي کارهاي اين جهاني و سامان دادن به معيشت درمانده ما در اين جهان فرو نفرستاده است. تعليمات ديني علي الاصول براي حيات اخروي جهت گيري شده اند؛ يعني براي تنظيم معيشت و سعادت اخروي هستند.» در نتيجه تمام آموزه هاي ديني اولاو بالذات براي آباد ساختن آخرت ما بيان شده و اهداف ديگري از جمله توصيه هاي بهداشتي، رواني، نيازهاي اقتصادي، فرهنگي و... ندارد.

نظريه دين حداکثری

در مقابل اين افراد، گروهي از متالهان مسيحي و مسلمان، وحي را جانشين همه معارف بشري اعم از علوم تجربي، اخلاقي و مابعدالطبيعي مي دانستند و بر اين باور بودند که خداوند هر آنچه نياز بشر بوده است را در کتاب مقدس آورده است. اين گروه که قلمرو حداکثري براي دين قائل شدند معتقدند که بايد صرفا شريعت را آموخت و نياز به فراگيري هيچ چيز ديگر حتي فلسفه نيست.(عقل و وحي در قرون وسطي، اتيل،ژيلسون، ص 5)

در ديدگاه آخرت گرا از نظر دانشمندان مسلمان نقش دين در حيات دنيوي و معيشت اين جهاني به صورت امري طفيلي و بالعرض مي شود که در دعوت انبيا جايگاه عمده اي ندارد. اما نظريه آخرت گرايانه نزد برخي از معاصران مفهوم ديگري دارد؛ دين فقط براي آخرت است و امور مربوط به عالم سياست، حکومت، قدرت، اقتصاد، فرهنگ و... به خود مردم وانهاده شده است و تمام سخنان دين به عالم بعد از مرگ مربوط است در مقابل اين دو نگاه، ديدگاه جامع نگر است. ديدگاه جامع نگر در تفسير جهت گيري دعوت انبيا بر اين باور است که تعاليم پيامبران، همه شئون حيات بشر، اعم از زندگي دنيوي و اخروي را شامل است و پيامبر اسلام(ص) به دليل خاتميت، پيامي جامع و کامل براي بشر آورده است. تصوير غالب دانشمندان جامع نگر، از جامع و کامل بودن پيام رسول گرامي اسلام(ص) اين است که خداوند نه حداقل، بلکه حداکثر آنچه را که مورد حاجت بشر است بر وي ارزاني داشته است، بنابراين دين اسلام به همه نيازهاي آدمي پاسخگوست و هرکس با هر حاجتي به دين روي آورد، بي نصيب نخواهد بود.

برخي از متکلمان متاخر و متفکران معاصري همچون امام خميني(ره)، علامه طباطبايي(ره) و... از کساني اند که به ديدگاه جامع نگر قايل هستند.

استاد مطهري نيز از نظريه دين حداکثري دفاع کرده و از همگرايي و همسويي دين و دنيا سخن گفته و ديدگاهي جامع نگرانه در اين باب اتخاذ کرده است.

روزنامه كيهان، شماره 21196 به تاريخ 10/8/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS