دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راهكارهای جلوگيری از گناه

No image
راهكارهای جلوگيری از گناه

پرسش:

برای اينکه به گناه آلوده نشويم و در برابر آن مقاومت خود را بالا ببريم چه راهکارهايی در اين زمينه وجود دارد؟

پاسخ:

اينکه انسانی درصدد تهذيب نفس و کسب کمالات انسانی باشد و برای موفقيت در اين راه درخواست کمک کند جای تبريک دارد! چرا که در اصطلاح اين مرحله را مرحله طلب می‌نامند و تا اين «خواست» و «طلب» وجود نداشته باشد در کسب فضائل انسانی توفيقی حاصل نمی شود.

آنچه از آيات و روايات برمی آيد اين است که سرمنشأ گناهان «غفلت» می باشد. از اين رو برخی بزرگان اولين منزل و اولين گام در تهذيب نفس را «يقظه» يعنی بيداری از خواب غفلت می دانند.

دومين گام و منزل، تفکر می باشد. آری بعد از بيداری نوبت به تفکر می رسد نياز است به وسيله تفکر زنگار غفلت را از آيينه دل زدود تا حقايق در آن تجلی کند.

هشدارهای قرآن با عبارت های «افلا تعقلون» آيا انديشه نمی کنيد و «افلا تذکرون» آيا متذکر نمی شويد و «افلا تتفکرون» آيا تفکر نمی کنيد و مانند آن؛ فريادهايی است که قرآن می زند تا از خواب سنگين غفلت بيدار شويم و آماده حرکت به سوی مقصد شويم.

ممکن است سؤال شود تفکر در مورد چی؟!

تفکر در مورد اينکه چی بنا بود بشويم و چی شديم!

مگر نه اينکه انسان خليفه الله است و استعدادهای زيادی دارد که بايد به شکوفايی برساند و انسان اشرف مخلوقات است. (ا رضيتم بالحياةً الدنيا) آيا به همين لذت زودگذر دنيا راضی شديد؟!

تفکر در مورد اينکه خداوند شاهد اعمال و رفتار ماست.

مگر نه اينکه اگر بچه کوچکی در اطاق باشد، «دست از پا خطا نمی کنيم» چطور از بچه حيا می کنيم ولی از خدا حيا نکرده و ترس و واهمه ای نداريم!

تفکر در مورد اينکه گناه با جسم و روح ما چه می کند!

تفکر در مورد اينکه گناه با دنيا و آخرت ما چه می کند!

مگر خداوند نفرمود که عاقبت گناهکاران جهنم و عذاب آلود است!

و هر که گناه بکند در اين دنيا زندگی او سخت می شود!

مگر اهل بيت(ع) به ما گوشزد نکردند:

گناه رزق و روزی را دفع می کند.

گناه بلا را نازل می کند.

گناه نعمت ها را تغيير می دهد و می گيرد.

گناه مانع استجابت دعا می شود.

و بالاخره اينکه استمرار گناه باعث تکذيب خداوند می شود.

و از طرفی تفکر در عظمت خداوند! تفکر در نعمت هايی که خداوند به ما داده! تفکر در اعمال و رفتار ما در قبال آن همه لطف خدا! و...

به نظر می رسد تفکر در اين امور انسان را از خواب غفلت بيدار می کند، تا نوبت گام بعدی شود.

منزل سوم: منزل اراده و عزم راسخ است.

آری بعد از بيداری جديد حاصل از تفکر، انسان از گذشته خود پشيمان می شود و رو به توبه و انابه می آورد. اينجاست که اراده محکم، بر ترک گناه و جبران گذشته نياز دارد که به طور طبيعی اين انقلاب درونی و اراده محکم، نياز به محرک دارد. که محرک درونی تفکر بود و محرک بيرونی نيز می تواند آيات قرآن و روايات اهل بيت(ع) باشد.

چرا که از آيات قرآن برمی آيد که: تدبر در قرآن قفل دل را باز می کند و روايات اهل بيت(ع) هم باعث حيات دل و زدودن زنگار آن می شود و شرکت در مجالس اهل بيت(ع) و شنيدن موعظه محرک خوبی برای ادامه راه می باشد. چرا که گفته شده در اين راه برای دل های آماده موعظه، معجزه می کند.

راهکارهای مکمل

  1. بديهی است که به موازات مراحل قبلی، مواظبت بر انجام واجبات به ويژه نمازهای واجب ضروری می باشد چرا که «ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر».
  2. درخواست از خدا و اميد به رحمت خداوند چرا که يأس از رحمت او، خود از گناهان کبيره می باشد.
  3. توسل به اهل بيت(ع) و درخواست کمک و ياری از آن بزرگواران برای موفقيت در اين راه. (چرا که آنها واسطه فيض و رحمت الهی بر بندگان هستند)
  4. ارتباط با علما و شرکت در مجالس آنها.
  5. مطالعه زندگينامه علما و اوليای خدا.
  6. پرهيز از پرخوری و پرخوابی.
  7. لحظات خلوت خود را با مطالعه کتاب و کار و فعاليت ورزشی غنی سازی کنيم.
  8. عاقبت گنهکاران و سرنوشت کسانی که با گناه و آلودگی زندگانی خود را گذراندند مرتب به عنوان تذکر و هشدار مرور کنيم.

روزنامه كيهان، شماره 21568 به تاريخ 3/12/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS