دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راهکارهایی برای رفع بدبینی

No image
راهکارهایی برای رفع بدبینی

زينب فياضی

تعاملات انسان‌ها با يكديگر و برقراري رابطه ميان افراد، گاه با آسيب‌هايي همراه است. سخن از شناخت اين آسيب‌ها و تلاش براي از بين بردن آنها چيزي است كه در متون ديني بدان پرداخته شده است. از آنجا كه دين عهده‌دار سعادت دنيوي و اخروي افراد است، ارائه راهكارهايي براي برطرف نمودن آسيب‌هاي اجتماعي و برقراري روابطي سالم و درست در ميان افراد جامعه از وظايف آن به‌شمار مي‌آيد. تلاش براي شناخت اين آسيب‌ها و برطرف نمودن آنها، هنگامي اهميت مي‌يابد كه برخي از اين رفتارهاي نادرست سرچشمه گناهان ديگر مي‌گردد. بدبيني و بدگماني نمونه‌اي از آسيب‌هايي است كه گاه در روابط اجتماعي به چشم مي‌خورد. فرد بدبين و بدگمان، اعمال و رفتار ديگران را به بدي تفسير مي‌نمايد در حالي كه امكان تفسير اعمال ايشان بر وجه خوب و مثبت نيز وجود دارد. در حقيقت چنين فردي برداشت‌هاي ذهني خود را به ديگران نسبت مي‌دهد حال آنكه در بسياري از موارد اين برداشت‌ها با واقعيت تطبيق ندارند و وجاهت اين بافته‌ها تنها براي خود فرد است. فرد بدبين مدام آزرده خاطر است.

او دنياي اطرافش را تيره و تار مي‌بيند و چنين تصور مي‌نمايد كه ديگران به او خيانت مي‌كنند. از اينرو به هيچ كس اعتماد نمي‌كند. بروز رفتارهاي ناشايست و نامناسب از چنين فردي سبب مي‌شود كه ديگران نيز به او اعتماد ننمايند. هجمه افكار منفي و باطل در وجود چنين فردي آنقدر گسترش مي‌يابد تا آنكه تمام وجودش مملو از بدي مي‌شود و همين امر سبب مي‌شود تا فرد بدبين از همه كس فاصله گيرد و رفتارهاي سرزده توسط اطرافيانش را به بدترين شكل تفسير نمايد در حالي كه در حقيقت چنين چيزي نبوده است. تفسير نادرست از اعمال و رفتار ديگران آنقدر ادامه مي‌يابد كه سبب ايجاد كدورتي عميق مي‌شود تا جايي كه راه دوستي دوباره بسته مي‌شود. خداوند كريم در كلام آسماني اش به مؤمنان سفارش نموده تا از گمانه زني دوري نمايند آنجا كه مي‌فرمايد: «يا أيها الّذين آمنُوا اجْتنِبُوا كثيراً مِن الظّنِّ إِنّ بعْض الظّنِّ إِثْمٌ » (سوره حجرات آيه 12) ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‌اى از گمانها گناه است. چرا كه سرچشمه بسياري از گناهان، گمان‌هاي نادرست و اشتباه است. بدين منظور و براي دور ماندن از بسياري از گناهان، در كنار سفارشات بسياري كه از سوي معصومين (ع) براي اجتناب از بدبيني ديده مي‌شود توصيه و سفارشات اكيدي بر خوش‌بيني وجود دارد. آنچه از متون ديني مي‌توان استخراج كرد آن است كه نه تنها نبايد به رفتار ديگران گمان بد برد بلكه تا جايي كه ممكن است بايد رفتار آنها را به نيكي تعبير نمود مگر آنكه ديگر راهي براي توجيه و تفسير آن به نيكي وجود نداشته باشد «قال أمِيرُ الْمُوْمِنِين عليه السلام فِي كلامٍ لهُ‌ ضعْ‌ أمْر أخِيك‌ على أحْسنِهِ حتّى يأْتِيك ما يغْلِبُك مِنْهُ و لا تظُنّنّ بِكلِمةٍ خرجتْ مِنْ أخِيك سُوءاً و أنْت تجِدُ لها فِي الْخيرِ محْمِلًا؛ (كافي، محمد بن يعقوب كليني، ج2، ص362، ح3) اميرالمؤمنين (ع) در ضمن سخن خود فرمود: كار برادر دينى خود را به بهترين وجهى مقرر ‌دار تا آنكه دليلى به دست تو ‌آيد كه بر تو چيره شود و راه توجيه را بر تو ببندد و به هيچ سخنى كه از برادرت برآيد بد گمان مباش تا محمل خوبى براى آن توانى يافت». سفارش به خوش‌بيني نسبت به برادران ديني در متون اسلامي تا آنجا ادامه مي‌يابد كه علاوه بر توصيه به يافتن علت و دليلي بر اعمال و رفتار به ظاهر نادرست و اشتباه افراد، تأكيد شده تا براي رفتاري كه اطمينان به نادرست بودن آن نيز وجود دارد توجيهي پيدا شود و در واقع فرد براي اين نوع از رفتارها دليل و علتي بسازد هر چند كه بر ساختگي بودن آن آگاهي دارد. اعمال و كردار اطرافيانمان را بايد به بهترين وجه تفسير كنيم، اگر دليلي نديديم كه تفسير به خير كنيم بايد در درون خودمان عذري براي خير بودنش بتراشيم، نه اينكه با حدس و گمان به ديگران عمل ناروايي را نسبت دهيم. مثلاً اگر يك خانم و آقا را همراه همديگر ديدم، سريع حكم نكنيم كه اينها به هم نامحرمند و ارتباط نامشروعي دارند، تعبير كنيم كه يا خواهر و برادرند يا زن و شوهر، اگر هيچ كدام براي ما محرز نبود ما نبايد در ذهنمان درباره‌شان فكر منفي كنيم.

فرد خوش‌بين از هجمه افكار باطل و آزار‌دهنده در امان است. چنين فردي بي‌جهت اسباب ناراحتي خود را فراهم نمي‌آورد و بار گناهانش را زياد نمي‌نمايد. او به سبب افكار سالمش پيش از هركس بهره‌مند از آرامش است. از آنجا كه فرد خوش‌بين از نظر روحي آرام است در تعاملات اجتماعي اش به‌درستي رفتار مي‌نمايد. رفتار سالم و درست او سبب مي‌شود تا محبت افراد نسبت به چنين فردي برانگيخته شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS