دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رفتارهای غیرانسانی

در بررسی اسنادی که در خصوص حمایت از حقوق بشر و آزادیهای اساسی به تصویب رسیده‌اند، در موارد متعددی با اصطلاح «رفتارهای غیرانسانی» (Inhuman Treatment) مواجه می‌شویم. در تمامی موارد اعمال رفتارهای غیرانسانی به عنوان اقدامی مغایر با کرامت انسانی و اصول و قواعد حقوق بشر ممنوع شده است.
رفتارهای غیرانسانی
رفتارهای غیرانسانی

در بررسی اسنادی که در خصوص حمایت از حقوق بشر و آزادیهای اساسی به تصویب رسیده‌اند، در موارد متعددی با اصطلاح «رفتارهای غیرانسانی» (Inhuman Treatment) مواجه می‌شویم. در تمامی موارد اعمال رفتارهای غیرانسانی به عنوان اقدامی مغایر با کرامت انسانی و اصول و قواعد حقوق بشر ممنوع شده است.

از جمله مواردی که در آنها به ممنوعیت رفتارهای غیرانسانی تصریح شده می‌توان به اسناد زیر اشاره نمود: 1- ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)[1] 2- ماده 2و 3 اعلامیه حمایت از همه افراد در مقابل شکنجه و دیگر رفتارها یا مجازاتهای بی رحمانه، غیر انسانی یا تحقیر آمیز (1975)[2] 3- قواعد 31و 32 و 33 و 34 از قواعد حداقل استاندارد رفتار با زندانیان (1977)[3] 4- ماده 7 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966)[4]

5- ماده 16 کنوانسیون منع شکنجه ودیگر رفتارها یا مجازاتهای بی رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز (موهن) (1984)[5]

6- مواد 37 و 39 کنوانسیون حقوق کودک (1989)[6] مواردی که برشمرده شده در زمره اسناد بین المللی هستند که برخی از آنها از جهت ماهیت سندی الزام آور و برخی غیر الزام آورند. علاوه بر اسناد بین المللی، ممنوعیت رفتارهای غیرانسانی در اسناد منطقه‌ای متعددی که در جهت حمایت از حقوق بشر و آزادیهای اساسی به تصویب رسیده‌اند نیز تصریح گردیده است که از این دست می‌توان به ماده 3 کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر و آزادیهای اساسی (1950)[7] ماده 5 کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر (1969)[8] ، ماده 1و 2 کنوانسیون آمریکایی منع و مجازات شکنجه (1985)[9] ،‌ماده 5 منشور آفریقایی حقوق بشر و ملتها (1981)[10] و ماده 13 منشور عرب راجع به حقوق بشر (1994) اشاره نمود.

با وجود تصریح به ممنوعیت رفتارهای غیرانسانی در اسناد متعدد و در سطوح مختلف این اصطلاح تاکنون در هیچ یک از اسناد مربوطه تعریف نشده است. تنها دادگاه اروپایی حقوق بشر در رسیدگی به یکی از دعاوی مطرح در آن، رفتار غیرانسانی را به عنوان رفتارهایی که منجر به عذاب جسمانی یا روانی شدید می‌شوند، تعریف کرده است.[11] گر چه دستیابی  به یک تعریف دقیق از اصطلاح مذکور امری دشوار است اما دستیابی به مفهومی از آن با توجه به مراجعه به آراء ومصادیقی که در نظام بین المللی حقوق بشر تحت اصطلاح مذکور طبقه بندی شده‌اند، امری ممکن است. از این روی نهادهایی چون کمیته حقوق بشر، کمیته ضد شکنجه، دادگاه و کمیسیون آمریکایی حقوق بشر و...هیچ تعریفی از اصطلاح مذکور ارایه نکرده‌اند و تنها در مواجهه با برخی از مصادیق از برخی رفتارها و اقداماتی که توسط مأموران دولتی درباره شهروندان اعمال شده بود با عنوان رفتارهای غیرانسانی یاد کرده و آن اقدامات را محکوم نموده‌اند. مصادیقی که تحت این اصطلاح محکوم شده‌اند از حیث تعداد بسیار زیادند، اما عمدتاً مربوط به مواردی می‌شود که به افراد تحت بازداشت یا افرادی که تحت بازجویی قرار دارند یا شیوه‌های غیرانسانی نظیر کتک زدن، ممانعت از غذا و آشامیدن، اجبار به ایستادن در کنار دیوار، قرار دادن در معرض صدای شدید رفتار می‌شود.[12]

آنچنان که دیوان کیفری بین المللی یوگوسلاوی سابق در خصوص رفتارهای غیرانسانی در پرونده تادیک (Tadic) بیان کرده؛ رفتار غیرانسانی فعل یا ترک فعلی عامدانه است که موجب رنج یا صدمه شدید روحی یا جسمی می‌شود و چنین عملی اگر بطور عینی و ملموس مورد بررسی قرار گیرد اتفاقی نیست یا این که رفتار غیرانسانی که تعرضی جدی به تمامیت جسمی یا روحی یا سلامت شخص است که مغایر با اصل بنیادین رفتار انسانی و به ویژه نقض کرامت ذاتی بشر است.[13]

علاوه بر این رفتار غیرانسانی، قرار دان دیگران در شرایط غیرانسانی نیز می‌باشد و آنچه رفتار غیرانسانی محسوب می‌شود باید در پرتو اوضاع و احوال و شرایط خاص هر مورد به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. در واقع به نوعی مفهومی از نسبیت، در درون این اصطلاح جهت ارزیابی آن نهفته است. از همین جهت در خصوص برخی از مصادیق و تلقی آنها به عنوان رفتارهای غیرانسانی اختلاف نظر وجود دارد.

  • [1] . universal Declaration on Human Rights (1948),Art 5, UN Doc. A/810.10 Dec. 1948.
  • [2] . un Doc. A/3452 (xxx),9Dec. 1975.
  • [3] . standard minimum Rules for the treatment of prisoners 1977.Rules 31, 32, 33 and 34, un Doc. E/ 5988 (1977)
  • [4] . International Covent on civil and political Rights (1966) , un Doc. A/ 6316 (1966).
  • [5] . convention Against Torture and other cruel,Inhuman or Degrading Treatment or punishment 1984.un Doc A/39/52.
  • [6] . Convention on the Rights of the child 1989.un Doc. A/44.49 (1989)
  • [7] . convention for protection of Human Rights and fundamenty freedoms (1950) , Art. 3,213 unts 222 (1950)
  • [8] . American convention on Human Rights (1969) Art. 5 ,Oea/ser.l./v/it.23 Doc. REV.2.
  • [9] . Inter – American convention to prevent and punish Torture (1985), Art.1 and 2.
  • [10] . African clarter on Human and peoples Rights (1981), Art. 5, Oau Doc. CBA / LEG/ 67/3 Rev. 5.
  • [11] . Irland v. uk,series A,NO.25,18.1.78 (1979-80)2 EHRR 25 , Para,167.
  • [12] . برای نمونه ر.ک Ireland v. uk,ECHR,series A: Judgment and Decisions,vol.25,1978,pp.45-66
  • [13] . H. conde,A Handbook of International Human Rights Terminology, second Edition, p . 126

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق بین الملل - حقوق بشر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS