دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روز حسرت و زیان

یکی از اسامی روز قیامت «بوم التغابن» است: «یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن؛ روزی که همه شما را در محشر گرد آورد، آن روز، روز مغبونی است»(تغابن: 9).
روز حسرت و زیان
روز حسرت و زیان
نویسنده: علی مهدوی

یکی از اسامی روز قیامت «بوم التغابن» است: «یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن؛ روزی که همه شما را در محشر گرد آورد، آن روز، روز مغبونی است»(تغابن: 9). ‌

تغابن از ریشه «غبن» به معنای گول زدن در معامله است، خواه در خرید باشد یا در فروش. تغابن مصدر باب تفاعل است و گرچه این باب طرفینی است یعنی مغبون کردن یکدیگر، لکن همیشه به این معنا به کار نمی رود بلکه در این آیه شریفه به معنای ظهور غبنهاست. رسول خدا (ص) در توضیح «یوم التغابن» چنین فرمودند: «بهشتیان قبل از آنکه به بهشت روند خداوند جایگاه آنان را در جهنم در صورتی که بدکار بودند، نشان می‌دهد تا حالات شکر آنان افزون شود؛ و جهنمیان نیز قبل از آنکه وارد جهنم شوند خداوند جایگاه آنان را در بهشت در صورتی که نیکوکار بودند نشان می‌دهد تا حسرت و ندامت آنان زیاد شود. پس در آن روز مومن وارث مقام کافر در بهشت می‌شود و کافران در جهنم به جای مومن قرار می‌گیرند؛ و این است یوم التغابن». امیرالمومنین علی(ع) می‌فرماید: «المغبون من شغل بالدنیا و فاته حظه من الاخره؛ مغبون و زیانکار کسی است که به دنیا مشغول شود و بهره آخرت خود را از دست بدهد».

به علاوه، شاید به قیامت از آن جهت «یوم التغابن» می‌گویند که هریک از خلایق بر مقدار حظ و بهره خود حسرت می‌خورد و می‌بیند دنیا او را مغبون کرده است. کافر می‌گوید: چرا مسلمان نشدم که به بهشت روم و مومن می‌گوید چرا بندگی بیشتر نکردم تا درجات بالاتر و بهتری داشته باشم. پس غبن کافر به سبب ترک ایمان است و غبن مومن به سبب تقصیر بندگی و احسان. ‌

از دیگر نامهای قیامت «بوم الحسره» است: «و انذرهم یوم الحسره اذ قضی الامر و هم فی غفله و هم لایومنون؛ آنان را از روز حسرت، که کار به پایان آمده و آنان همچنان در حال غفلت و بی ایمانی اند، بترسان»(مریم: 39). یوم الحسره یعنی روزی که خطاکاران بعد از آنکه نامه اعمال و کرده های دنیایی خود را می‌بینند حسرت و افسوسی دردآور آنها را فرا می‌گیرد و سرمایه های خود را بر باد رفته می‌بینند از اینکه به عمر و فرصتهای خود کالاهایی فناپذیر و آنی خریده اند که هیچ به کار آنها نمی آید. قرآن کریم می‌فرماید: «کذلک یریهم الله اعمالهم حسرات علیهم و ما هم بخارجین من النار؛ خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت زایی به آنان نشان می‌دهد و هرگز از آتش خارج نخواهند شد»(بقره: 167). ‌

حضرت علی(ع) می‌فرماید: «ان اعظم الحسرات یوم القیامه حسره رجل کسب مالافی غیر طاعه الله فورثه رجل فانفقه فی طاعه الله سبحانه فدخل به الجنه و دخل الاول به النار؛ بزرگترین حسرتها در روز قیامت حسرت خوردن شخصی است که مالی را به گناه گرد آورد و آن را شخصی دیگر به ارث برد و در راه اطاعت خدای سبحان مصرف کرد و با آن وارد بهشت شد و گردآورنده اولی وارد جهنم گردید». در بیان دیگری فرمودند: «همانا زیانکارترین مردم در معاملات و ناامیدترین مردم در تلاش کسی است که خویشتن را در راه گردآوری مال خسته و فرسوده کرد.

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS