دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روش «ترتیل» (4) (پرسش و پاسخ) بخش پایانی

اینکه خداوند در قرآن کریم به پیامبر گرامی اسلام (ص) امر می‌کند که قرآن را با روش ترتیل بخوان! منظور از «ترتیل» چیست و ناظر به چه نوع خواندن قرآن کریم است؟
روش «ترتیل» ʄ) (پرسش و پاسخ) بخش پایانی
روش «ترتیل» (4) (پرسش و پاسخ) بخش پایانی

پرسش:

اینکه خداوند در قرآن کریم به پیامبر گرامی اسلام (ص) امر می‌کند که قرآن را با روش ترتیل بخوان! منظور از «ترتیل» چیست و ناظر به چه نوع خواندن قرآن کریم است؟

پاسخ:

در سه بخش قبلی پاسخ به این سؤال ضمن تبیین مفهوم «ترتیل» به انواع مصادیق روش «ترتیل» شامل: 1- روش تحقیق 2- روش حد و 3- روش تدبر پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی می‌گیریم.

نکته‌ها:

1- برخی از پژوهشگران و بزرگان علم قرائات، محور تفاوت قرائت‌های تحقیق، تدویر و حدر را در مراتب مدهادانسته‌اند. بهعبارتی دیگر اگر روش برگزیده «حمزه کوفی» قرائت تحقیق می‌باشد، بدین جهت است که تمام مدهای متصل، منفصل و لازم را به طول خوانده است که این مسئله سبب کندی قرائت می‌شود. همچنین اگر ابن کثیر، و دیگران، قرائت حدر را انتخاب کرده‌اند، برای این که مد منفصل را به قصر خوانده‌اند.

تحلیل مسئله: به نظر می‌رسد به این مسئله می‌توان از دو زاویه نگریست. اگر به روش‌های یادشده از زاویه کاربرد و هدف از ابلاغ آنها نگاه شود، نظر کسانی صحیح است که معتقد هستند غیر از مسئله مدها یکی از ملاک‌های مهم، رعایت کامل قواعد تجوید در تحقیق و تدویر می‌باشد و تخفیف برخی از این قواعد در قرائت «حدر» است. زیرا هدف از قرائت تحقیق، آموزش و تمرین است. طبیعتاً نوآموز در رعایت قواعد وسواس به خرج می‌دهد و این سبب کند خواندن قرآن خواهد شد. ولی در قرائت حدر قاری بر قواعد تسلط دارد. در نتیجه به سرعت می‌خواند.

اما اگر تقسیم روش‌ها از این زاویه دیده شود که مذهب و روش کدام یک از قاریان هفتگانه، دهگانه یا چهارده‌گانه است، آنگاه این نظر مورد قبول است که ملاک در تقسیم روش‌ها مراتب مدها می‌باشد. در یک بررسی اجمالی دیده می‌شود که عموم قاریانی که مدها را به اشباع خوانده‌اند، روش تحقیق را برگزیده‌اند. آنان که مد منفصل را به مد (کمتر از طول) خوانده‌اند، روش تدویر را در پیش گرفته و «حدر» روش قرائتی قاریانی است که مد منفصل را به قصر می‌خوانند.

2- در خلال این مباحث، روش قرائتی عده‌ای از پیشوایان قرائت بیان شد. این مسئله بدان معنا نیست که آنان قرآن را به همان روش قرائت می‌کردند. بلکه غالباً چنین بوده است. ولی هر یک از روش‌های سه‌گانه را هم جایز دانسته‌اند.

روش‌های ناپسند در تلاوت

به عنوان جمع‌بندی باید گفت: مقسم و محور تقسیم قرائت‌های قرآن، روش ترتیل است. این روش به سه قرائت تحقیق، تدویر و حدر تقسیم می‌شود. خواندن قرآن خارج از این سه قسم، قرائت قابل قبولی نیست. زیرا در خواندن قرآن،‌ نباید افراط و تفریط راه یابد. بدین جهت اگر قرآن به اندازه‌ای کند خوانده شود که از معیارهای ادای صحیح حروف و کلمات خارج شود، عملی ناپسند است. همچنین با سرعت خواندن قرآن (به گونه‌ای که حروف به شکل واضح ادا نشده و احترام قرآن حفظ نشود) هم مذموم است. در این زمینه نظر شما را به روایتی ارزشمند جلب می‌کنیم.

«عبدالله بن سلیمان» از امام صادق (ع) درباره آیه «و رتل القرآن ترتیلا» می‌پرسد، امام(ع) می‌فرماید: امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: یعنی آن را شمرده و خوب بیان کن و همانند شعر آن را با شتاب مخوان، و هنگام خواندن مانند ریگ آن را پراکنده مساز، ولی دل‌های سخت خود را به وسیله آن به بیم و هراس افکنید و همت شما این نباشد که سوره را به آخر رسانید. (اصول کافی، ج 4، ص 418)

از روایت بالا می‌توان نتیجه گرفت، قرائت قرآن نباید از مدار «تحقیق» خارج شود، زیرا این روش معیار کند خواندن قرآن است، توصیه ما به قاریان قرآن این است که آن را با لحن غیربومی نخوانند، و این سبک خواندن متناسب با تلاوت کلام خدا نیست.

از طرفی خواندن قرآن سنخیتی با شعر خواندن ندارد. کسانی که قرآن را بسان شعر، سریع خوانده و می‌خواهند هرچه زودتر به آخر سوره برسند، سزاوار است در روش خود تجدیدنظر نمایند. این قبیل قرآن خواندنها انسان را از توجه به معنا و مفهوم آیات غافل می‌کند.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 09 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS