دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روش نقد قرآنی

شیوه نقد قرآنی بر این است که همواره نقد همراه با طرح باشد؛ چرا که نقد واقعی به معنای جداسازی سره از ناسره است و شخصی که ناسره چیزی را بیان می‌کند، می‌بایست سره آن را نیز ارائه دهد.
روش نقد قرآنی
روش نقد قرآنی
نویسنده: حامد سلیمی

شیوه نقد قرآنی بر این است که همواره نقد همراه با طرح باشد؛ چرا که نقد واقعی به معنای جداسازی سره از ناسره است و شخصی که ناسره چیزی را بیان می‌کند، می‌بایست سره آن را نیز ارائه دهد. از این رو می‌توان گفت که در بطن و جوهره نقد، طرح نیز نهفته است.

البته این شیوه، اختصاص به حوزه تحلیل و نظریه و ذهن ندارد، بلکه در همه امور از جمله امور عملی نیز مورد توجه قرارگرفته است.

به عنوان نمونه یکی از اصول کلیدی اسلام، مسئله نظارت همگانی مبتنی بر ولایت همگانی به نام امر به معروف و نهی از منکر است. برای این نظارت و ولایت شرایطی گفته شده که از جمله آن‌ها می‌توان به شناخت دقیق از معروف و منکر اشاره کرد. به این معنا که شخص می‌بایست هم معروف و منکر را در حوزه نظریه و مفهومی بشناسد و هم در حوزه مصداقی بتواند معروف را از منکر جدا کند.

افزون بر این، اگر کسی واقعا در مقام ولایت همگانی و نظارت عمومی برآمد، باید افزون بر بیان منکر و نهی از آن و معرفی معروف و امر به آن، مصادیق عینی و جایگزین، معرفی کرده و طرحی را ارایه دهد که قابل اجرا و انجام باشد.

از جمله در داستان قوم لوط، خداوند گزارش می‌کند که این قوم به کار زشت و ضداخلاقی و هنجاری، لوط (همجنس بازی) گرایش داشته و به جای زناشویی و بهره مندی از جنس مخالف، به هم جنس بازی تمایل داشتند. بر پایه گزارش قرآن، این قوم، نخستین مردمی بودند که به امر شنیع لواط و مساحقه رو آورده بودند و پیشینه ای از آن در گذشتگان از نسل انسانی و یا موجود دیگر وجود نداشته است. (عنکبوت، آیه28)

حضرت لوط(ع) ماموریت می‌یابد که به این قوم هم جنس باز وارد شده و آنان را به راه فطرت و راست هدایت کند. تلاش آن حضرت(ع) بی نتیجه ماند، به گونه‌ای که برای بهره برداری جنسی به سوی فرشتگانی که در شکل جوانانی زیبا برای عذاب ایشان فرود آمده بودند، به خانه حضرت(ع) یورش آوردند. آن حضرت(ع) ضمن نهی از منکر و گفتن این که این عمل، فاحشه نابهنجاری زشت و خلاف فطرت بشری است، از آنان می‌خواهد که به جای فرشتگان که به شکل پسران زیبا فرود آمده بودند، با دختران ایشان ارتباط و ازدواج داشته باشند. آن حضرت(ص) ضمن نهی از کار زشت، نه تنها به معروف زناشویی با جنس مخالف اشاره می‌کند، بلکه دختران خویش را به عنوان مصادیق عینی در اختیار آنان قرار می‌دهد که با ازدواج با آنان، شهوت جنسی خویش را ارضا و خاموش کنند. (حجر، آیه71)

همچنین خداوند در آیه48 سوره قصص به علل مخالفت‌های اهل کتاب، مشرکان و کافران اشاره می‌کند و می‌فرماید که ایشان کتابهای هدایت گر تورات و قرآن را که از سوی خداوند فرو فرستاده شده بود، به عنوان دو کتاب خرافی و سحر معرفی کرده و به انتقاد از آن می‌پردازند. خداوند در این آیه می‌فرماید که این شیوه نادرست است و اگر نقدی بر این دو کتاب دارید و آن را سحر می‌شمارید که سخنان یاوه و باطلی را ارایه می‌دهد، شما خودتان کتابی را ارایه دهید که هدایتگرتر از این دو کتاب باشد.

بنابراین اگر کسی درباره مسئله ای انتقاد دارد باید همواره انصاف را مراعات کرده و حق و باطل را مشخص و سره و از ناسره را جدا کند و آن را به درستی نشان دهد و تنها به بیان ناسره نپردازد و دیگر آن که اگر نسبت به این کار اشکالی دارد، خود طرحی کامل تر و بهتر ارایه می‌دهد.

بنابراین، هر انتقادی می‌بایست همراه با طرح و پیشنهادی بهتر باشد تا به عنوان جایگزین مطرح شود. این شیوه ای است که خداوند می‌پسندد و عقل و خرد در پیش می‌گیرد و بدان عمل می‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS