دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زمان؛ بزر گ‌ترين دارایی انسان

No image
زمان؛ بزر گ‌ترين دارایی انسان

زمان مانند چاقويي است كه مي‌شود هر استفاده‌اي از آن نمود يا اتوبوسي كه همه در آن نشسته اند؛ يكي در خواب، يكي در حال مطالعه، يكي در حال حرف زدن و بالاخره اتوبوس مي‌رود، اما خوش به حال كسي كه اين زمان را به زيبايي سپري مي‌كند و كارنامه مفيدي در استفاده از وقت دارد. وقت يك منبع بسيار ارزشمند حقيقي است كه هرگز قابل برگشت نيست و توليد نمي‌شود. نمي‌توان آن را به كسي داد يا از كسي قرض گرفت. تنها ماشيني كه دنده عقب ندارد زمان است. پس فقط مي‌توان از آن به نحو احسن استفاده كرد. زمان تنها دارايي مشترك بين انسانهاست كه برخي چقدر زيبا و درست از آن بهره مي‌برند. حتي ثانيه‌ها برايشان ارزشمند است و در ثانيه‌ها موفقيت خود را مشاهده مي‌كنند. ولي افسوس براي برخي روزها و ماه‌ها و سال‌ها ارزشي ندارد. واقعاً با زمان مي‌شود طلا به دست آورد، ولي با طلا نمي‌توان زمان به دست آورد. بايد در استفاده از زمان خيلي دقت داشته باشيم، چون فقط يك بار حق زيستن داريم و ديگر فرصت دومي‌برايمان نخواهد بود. هر چه صحيح‌تر از اين وقت استفاده كنيم، برنده ترهستيم. به فرموده امام صادق (ع) انسان عاقل موظف است زمان خودش را بشناسد و متوجه وظايف خودش باشد. كسي عالم به مقتضيات زمان خود باشد، مورد هجوم اشتباهات قرار نمي‌گيرد (1). در ايام زندگي، لحظه‌هاي الهي وجود دارد. در كمين آن فرصت‌ها باشيم و از آن استفاده كنيم، زيرا عمر محدود است و بيشتر از حد نخواهد بود. پس زمان مي‌گذرد و بايد با ديدي وسيع و تفكري مثبت در پي كارهاي مثبت باشيم. پرونده آدم‌هاي مثبت را ببينيم، تمام عشق، خدمت، ايثار، پيروزي وشهامت؛ ولي پرونده‌هاي انسان‌هاي منفي شكست، بخل، حسادت، بدبيني و مال مردم خوري است ولي زمان براي هر دو يكسان است. بهتر است زمان را چنين تعبير كنيم: دانش‌آموزاني كه در يك كلاس نشسته‌اند، استاد ومعلم با توجه به زمان به آنها درس داده، سال‌ها پي در پي سپري شده و الان كارنامه در دست همه قرار گرفته است. يكي همه نمراتش عالي ويكي با تمام نمرات پايين، و كساني كه تلاش مستمر داشته موفق وپيروز به درجات علمي‌مي‌رسند و فردايش نيز خدمت به جامعه و عشق ولذت از زندگي و لذت از اين زمان خواهد بود ويكي هم با آينده‌اي تاريك و با افسوس. مي‌دانيم زمان براي آنها يكسان بوده است. زمان براي هيچ كس برتري ندارد و ثانيه‌ها براي همه يك جور مي‌گذرد؛ ولي طريقه استفاده از آن خيلي مهم است و مهم‌تر اينكه، كارهاي خوب پاداش بزرگ‌تري دارند وكار نيكو ده‌ها برابر پاداش دارد (2). بايد با ديدي مثبت و تفكري مثبت با زمان پيش برويم. هرگز از روزگار ناراحت نباشيم. روزگار براي كسي بدي نمي‌خواهد و با همه خوب است. اگر مي‌خواهيم در زندگي به موفقيت چشمگيري دست پيدا كنيم بايد از هر لحظه زندگي مان به درستي استفاده و بهره ببريم و هر فرد در زندگي بايد مديريت زمان داشته باشد و زمان را به كنترل خود در آورد و آن كس كه مي‌خواهد درجات رشد وتعالي را طي كند بايد زمان را از آن خود كند. از جمله كساني كه در زندگي خود دچار نگراني وترس از آينده خود مي‌شوند افرادي هستند كه برنامه‌ريزي اصولي براي استفاده از زمان ندارند و اين خود مي‌تواند آسيب زا باشد. بايد بر زمان تمركز داشته باشيم و براي حال وآينده خود برنامه‌ريزي كنيم وهدفمند پيش برويم و بايد احساس تمركز و جهت‌گيري نسبت به زندگي خود داشته باشيم و با مديريت زمان اين حس به ما جهت‌گيري مي‌بخشد. در اين لحظه از زندگي، كمتر چيزي است كه كنترل آن را به دست نداشته باشيم و بدون حسرت گذشته و هراس از آينده در زمان حال زندگي كنيم ودرصدد جبران زمان‌هاي از دست رفته برآييم بدانيم كه اگر بخواهيم مي‌توانيم عملكرد بهتری در زمان داشته باشيم.

اين عبارات را به فرزندتان نگوييد

گاهي اوقات والدين از حرف‌هايي كه به فرزندشان مي‌زنند، پشيمان مي‌شوند پس بايد در انتخاب جملات و واژه‌هايي كه به كودكانمان مي‌گوييم خيلي بيشتر دقت كنيم. لغاتي كه ما براي تعامل با كودكمان انتخاب مي‌كنيم در رشد احساسي، عاطفي و حتي رشد اجتماعي او بسيار تاثيرگذار است و زماني كه ما بزرگ‌ترها از لغات و عبارات مناسب براي گفت‌وگو با فرزندانمان استفاده كنيم آنها احساس ارزشمندي بيشتري مي‌كنند. كارشناسان تربيتي، والدين را از گفتن عبارات و واژه‌هاي زير به فرزندانشان به‌شدت برحذر مي‌دارند:

برچسب زنی

زدن برچسب به كودكان مثل تنبل، لوس، خودخواه و... بسيار آسان است اما هرچقدر اين فرآيند بيشتر شود و ادامه يابد، كودك اين ويژگي را به عنوان بخشي از هويت خود مي‌پذيرد.

اظهار نااميدی

من از تو قطع اميد كردم. اين جمله واقعاً اثر مخربی دارد. شايد تأثير گفتن اين جمله چندان آشكار نباشد اما به آنها مي‌فهماند كه آن شخصيتي نيستند كه ما مي‌خواهيم. كودكان به تأييد والدين به‌شدت نياز دارند و گفتن اين عبارات به آنها يادآوري مي‌كند كه تا چه حد شكست خورده هستند.

افتخار كردن

من به تو افتخار مي‌كنم. كارشناسان گفتن اين عبارت را نيز پيشنهاد نمي‌كنند. هرچند تشويق فرزندان ضروري است و به آنها ارزش مي‌دهد اما مي‌توان اين عبارات را به اين صورت گفت: «تو بايد به خودت افتخار كني.»

اگر!

ما همواره از «اگر» براي دادن پاسخ بهتر به كودكمان استفاده مي‌كنيم مثلاً اينكه‌ اگر وسايلت را جمع كني اجازه مي‌دهم تلويزيون تماشا كني... اين كلمه كودكتان را شرطي مي‌كند. كارشناسان كلمه «هرگاه» را پيشنهاد مي‌كنند و اين انتخاب به كودك ياد مي‌دهد تا زماني كه كار خوبي نكنند پاداش دريافت نمي‌كنند.

اما!

زماني كه از «اما» در جمله استفاده مي‌كنيد تأثير مثبت جمله شما خنثي مي‌شود چرا كه كودك شما تنها «اما» را مي‌شنود و تأثيرات منفي آن به دنبالش مي‌آيد.

باهوش

مطالعات نشان مي‌دهد تعريف اغراق‌آميز از كارهاي فرزندان يا استفاده از كلماتي مثل باهوش و نابغه در واقعيت بر آنها اثرات مخربي خواهد داشت چرا كه كودكاني كه به دليل هوششان تشويق مي‌شوند موفقيت‌هاي كمتري نسبت به كودكاني كه به دليل تلاششان تشويق مي‌شوند به دست مي‌آورند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS