دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زمینه ها و نشانه های نفاق از منظر قرآن و سنت

شما را از مردم دورو و منافق بر حذر می‌دارم زیرا آنها گمراه و گمراه کننده‌اند. لغزیده‌اند و لغزاننده‌اند.
زمینه ها و نشانه های نفاق از منظر قرآن و سنت
زمینه ها و نشانه های نفاق از منظر قرآن و سنت
نویسنده: میثم بشیری

شما را از مردم دورو و منافق بر حذر می‌دارم زیرا آنها گمراه و گمراه کننده‌اند. لغزیده‌اند و لغزاننده‌اند. خود را به رنگ‌های گوناگون و حالات مختلف در می‌آورند. شما را به هر وسیله‌ای در نظر گرفته و در هر کمینگاهی به کمین نشسته‌اند.
دلهایشان بیمار است و ظاهرشان آراسته و پاک. در پنهان راه می‌روند و زیان می‌رسانند. عمل آنها معیوب و گفته‌های آنان جالب است. گفتارشان شفا دهنده می‌نماید ولی کردارشان دردی است درمان ناپذیر . به خوشی «مردم» رشک می‌برند و در به سختی انداختن و گرفتار نمودن آنها تلاش می‌کنند و امیدشان را نا امید می‌سازند . در هر راهی برای ایشان به خاک افتاده‌ای است و نزد هر دحی وسیله‌ای دارند و در هر غم و اندوهی اشک‌ها می‌ریزند‌. ستودن یکدیگر را به هم وام داده و پاداش آن را انتظار می‌برند چون سئوال و درخواستی دارند در آن اصرار کنند . به هنگام انتقاد پرده دری می‌کنند و اگر آنها را حکم قرار دهی اسراف کنند. در برابر هر حقی باطلی در مقابل هر راستی کجی، برای هر زنده‌ای کشنده‌ای و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی آماده ساخته‌اند. ناامیدانه بی‌نیازی را برای طمع و آز خود وسیله قرار می‌دهند تا بازارهایشان را گرم نگه داشته و کالاهای نامرغوبشان را که نفیس و پاکیزه می‌پندارند رواج دهند. چون سخن گویند شبهه می‌پراکنند و چون وصف می‌کنند آن را می‌آرایند. راه باطل را آسان نشان می‌دهند و راه تنگ و کج می‌کنند پس ایشان پیرو شیطان و زبانه‌های آتش‌اند. آگاه باشید که خوب شیطان زیانکارانند. «نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 185» پدیده ناپسند نفاق از جمله پدیده‌هایی است که در طول تاریخ زندگی اجتماعی بشر و بویژه در جوامع دینی همواره مانع سیر تکاملی جوامع بشری بویژه در جوامع دینی بوده است و انسانها به صورت فطری نفاق و دورویی را نامطلوب می‌دانند و از منافقین روی می‌گردانند اما نکته قابل تامل آن است که بحث شناخت نفاق در هر عصر و دوره‌ای از درجه بالایی از اهمیت برخوردار است. منافق گندم نمای جو فروش است. چهره دشمنانه خود را در پس نقاب دوستی پنهان می‌سازد و بسیار پیچیده عمل می‌کند بنابراین شناخت اوامری مشکل(اما نه غیر ممکن است) به همین دلیل است که پیامبر اکرم(ص) برای امت خویش بیشتر از کفار از منافقین اضطراب و نگرانی داشت. امام علی(ع) می‌فرماید: «رسول خدا به من فرمود که من بر امتم و مومن و مشرک نمی‌ترسم زیرا مومن را خدا به سبب ایمانش از گمراه کردن باز می‌دارد و مشرک را به سبب شرکش که مسلمانان به سخنانش گوش نداده و پیروی اش نمی کنند خدا ذلیل و خوار می‌گرداند. اما من بر شما از منافقین می‌ترسم که دورویی را در دل پنهان ساخته و دانای به زمان است آنچه را شما می‌پسندید می‌گوید و آنچه را ناشایسته می‌دانید انجام می‌دهد.»پدیده نفاق مهمترین جریان مخالف و شکل ساز دوران حکومت پیامبر اسلام(ص)، امام علی (ع ) وامام حسن(ع) بوده است. به همین خاطر بیش از 300 آیه از آیات شریف قرآن درباره این جریان نازل شده است.

نشانه‌های نفاق از نظر قرآن

خداوند متعال در سوره منافقون به بعضی از نشانه‌های اهل نفاق پرداخته و به مردم معیار کلی معرفی می‌کند که اگر کسی این صفات نازیبا را داشته باشد از او حذر کنید و در معاشرت با وی کمال احتیاط را داشته باشید.

‌‌1)دروغگویی: شاخص‌ترین علامت منافقین دروغ گفتن در ارتباط با دیگران است. آنان نه تنها اخبار دروغ و گزاره‌های کذب را در گفتگوهایشان به کار می‌گیرند بلکه با قسم‌هایی که بر آن می‌افزایند در سقوط به دره هولناک معصیت شتاب می‌ورزند. منافقون (‌1و2) «وای پیامبر هر گاه اهل نفاق به سوی تو می‌آیند اظهار می‌کنند که ما گواهی می‌دهیم تو رسول خدایی اما پروردگارت می‌داند که تو رسول الله هستی. خداوند گواه است که منافقین دروغگو هستند. آنان سوگندهای خود را سپر قرار داده اند( تا خود را حفظ کرده و مردم را فریب دهند و به این وسیله) راه خدا را کنند اما آنان کار بسیار جدی انجام می‌دهند بنابراین دروغگویی و یاد کردن قسم‌های کذب یکی از گناهان کبیره و از نشانه‌های بارز منافقین است.» اساسا دوگانگی در رفتار و گفتار انسان را در ردیف اهل نفاق قرار داده و او را از رسیدن به کمال باز می‌دارد. یک انسان مسلمان همواره باید تلاش کند که ظاهر و باطنش یکی بوده و در برخورد با دیگران روراست باشد.

2) استفاده ابزاری از مقدسات: منافقین و دنیاپرستان معمولابرای رسیدن به اهداف مادی خود از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند. آنان بر این باورند که هدف وسیله را توجیه می‌کند و‌ هر وسیله‌ای را چه حق وچه باطل که در رسیدن به مقصود آنان را یاری می‌کند مورد توجه قرار می‌دهند. قرآن مجید این شیوه آنان را فاش کرده و در آیه فوق به پیامبر فرمودند: آنان سوگندهای خود را سپر قرار داده‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند. علی(ع) در توضیح این ویژگی اهل نفاق می‌فرمایند: در مورد منافقان به شما هشدار داده و از تنفیذهایشان می‌ترسانم. آنان گمراه و گمراه کننده و خطاکارند و دیگران را به سوی خطا و گناه می‌کشانند. به هر رنگی درمی آیند و در رسیدن به مقصود شیوه‌های متفاوت به کار می‌برند. برای انحراف و شکار شما از هر پناهگاهی استفاده می‌کنند و در هر کمینی برای صید دلهای شما مخفی می‌شوند. آری آنان چهره واقعی خود را در چتر مقدسات پنهان کرده و به فریب مردم می‌پردازند.

مقاله

نویسنده میثم بشیری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS