دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ساخت اجتماعی Social Stracture

No image
ساخت اجتماعی Social Stracture

كلمات كليدي : ساخت اجتماعي، كليت ساخت، پايگاه، شبكه روابط، بنياد

ساخت، بنیاد یا ساختار اجتماعی؛ کلیت پیچیده، بهم بافته، اساسی و هستی اصلی امور و پدیده‌های اجتماعی است که همواره در حال تحول، تغییر و تطور است. این تحول و تغییر در جهت تنظیم و بازسازی خود است تا پویایی و انعطاف‌پذیری خود را هم در عناصر و هم در کلیت مجموعه‌ای خود باز یابد. بنابراین ساخت اجتماعی را این‌گونه تعریف کرده‌اند: مجموعه یا کلی است اجتماعی، متشکل از اجزایی سازمان یافته، کم و بیش وابسته به یکدیگر و دارای پیوندی بادوام با یکدیگر.

ویژگی‌های ساخت اجتماعی

1- کلیت و تمامیت که قابل تجزیه به عناصر و اجزاء خود نیست؛

2- تغییر و تبدیل؛

3- داشتن نظام داخلی که خودش را تنظیم می‌کند.

چون ساخت کلی‌ پویا و در حال دگرگونی است؛ از این رو باید آن را همواره با توجه به شرایط خاص زمانی و مکانی، مورد مشاهده و بررسی قرار داد. زیرا به مقتضای زمان و مکان و تاریخ در حرکت و پویایی است.

در کاربرد جامعه‌شناسی جاری، مفهوم ساخت هم به گروه‌های کوچک و هم به مؤسسات و اجتماعات و جوامع وسیع‌تر اطلاق می‌شود. اسپنر و جامعه‌شناسان نزدیکتر به زمان کنونی، مفهوم ساخت را به ترتیبِ کم و بیش مشخصی از نهادهای تخصصی و متقابلاً وابسته به یکدیگر که ممکن است بیش از یک‌گونه باشند، اطلاق می‌کنند.

 در مقابل جامعه‌شناسان تحلیلی یا صوری، ساخت اجتماعی را تشکیل شده از عناصر زیر می‌دانند:

الف) ترتیبی از مراتب یا پایگاه‌ها که به شکل‌های گوناگونی خلق و برقرار شده‌اند.

ب) شبکه‌ای از روابط میان اشخاص یا کنشگران.

به طور کلی تا زمانی که امور و پدیده‌های اجتماعی پاسخگوی نیازهای جامعه است، دوام و قوام ساختمان‌های اجتماعی امری عادی است اما هنگامی که اموری نتواند این نیازها را مرتفع نماید و از کارآمدی و اثربخشی باز ایستد بنیاد یا ساخت دچار فروپاشی می‌گردد.

امور و پدیده‌هایی که دارای ساخت یا ساختار هستند عبارتند از نهادها، سازمان‌ها، اعتقادات، جریانات، سلوک و رفتارهای منظم، روابط اجتماعی که برخی دارای ساخت مقاوم و برخی کم مقاومت هستند.

نظام‌ها، طبقات و گروه‌های اجتماعی و سازمان‌های رسمی و غیر رسمی، حتی آداب و رسوم و نظایر آن هم، دارای ساخت یا بنیاد هستند و هم از بنیادها یا ساخت‌های اجتماعی نشأت می‌گیرند. قواعد، مقررات، ارزش‌ها، شیوه‌های زندگی اقتصادی و فرهنگی، متأثر از ساختارهای اجتماعی هستند و با درجات مختلف در لایه‌های بنیادها یا ساخت‌ها تأثیر دارند.

ساخت در سطوح مختلف، معانی متمایزی می‌یابد که عبارتند از:

- در سطح شکل شناسی اجتماعی نظیر اشکال مختلف نهادها و گروه‌ها.

- در سطح سازمان اجتماعی به معنای دقیق کلمه، مدل‌های رفتاری، شبکه مناسبات اجتماعی نسبتاً ثابت و آثار فرهنگی پدید آمده.

- در سطح روان‌شناسی اجتماعی، رفتارها، کردارها و انگیزه‌ها.

- در سطح جامعه‌شناسی نظامی مستقل از حیات اجتماعی که هم‌چون موجودی جاندار تداوم زمانی دارد و واکنشی متناسب با مقتضیات بیرونی نشان می‌دهد.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS