دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سالك عاقل يا عاشق؟

No image
سالك عاقل يا عاشق؟

(بدان اي سالک طريق حق!) در سير الي الله براي سالک دو حال مغاير مي توان تصور کرد، يکي در نيمه اول سلوک و يکي در نيمه دوم. مغايرت از اين جهت است که نيمه اول را سالک با عقل طي طريق مي کند و نيمه دوم را با عشق. در نيمه اول سالک عاقل است. در نيمه دوم عاشق. آنجا که سالک در راه سلوک از حد اعتدال خارج مي گردد، مشتاقانه و بي اختيار در راه حق قدم مي گذارد، آنجا عقل را رها کرده با عشق طي طريق مي کند.

آنجا که او دورانديشي، عاقبت بيني، احتياط کاري، سبب سازي، راحت طلبي، خودبيني، رياکاري، مقام خواهي، چاره جويي، سودطلبي، اختيارداري و تقيه را به زمين مي گذارد، از رنج حمايات راحت شده و وسايل و اسباب را از دست مي دهد. چراکه او به عشق توسل جسته با نور عشق راه را مي پيمايد. عشق چون مقصد و مقصود را يکي مي کند، و توجه به غير را از سالک مي گيرد از اين جهت در آن وقتي که سالک عاشق تحت رهبري عشق قرار دارد از رنج نظرات خاص نفساني و زحمت حمايت و جانبداري غير آزاد مي گردد. آري اگر واقعاً عاقل عاشق نگردد، و عقل به مستي و عشق نگرايد کجا سالک از اين ورطه هاي بلاجان سالم بدر مي برد. (1)

1- مقامات معنوي، محسن بينا، ج2، ص28

روزنامه كيهان، شماره 21192 به تاريخ 5/8/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS