دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سخنان غير مستند منتسب به امام 3

در محافل مذهبي و روضه‌خواني و نگارش برخي متون، سخناني را در قالب نظم و نثر به امام‌حسين(ع) نسبت مي‌دهند که در کتاب‌هاي مرجع هيچ سند و مدرکي براي آنها يافت نمي‌شود، لطفاً اهم مصاديق اين نوع مطالب را بيان کنيد.
سخنان غير مستند منتسب به امام 3
سخنان غير مستند منتسب به امام 3

سخنان غيرمستند منتسب به امام حسين(ع)(7) (پرسش و پاسخ)

پرسش:

در محافل مذهبي و روضه‌خواني و نگارش برخي متون، سخناني را در قالب نظم و نثر به امام‌حسين(ع) نسبت مي‌دهند که در کتاب‌هاي مرجع هيچ سند و مدرکي براي آنها يافت نمي‌شود، لطفاً اهم مصاديق اين نوع مطالب را بيان کنيد.

پاسخ:

در شش بخش قبلي پاسخ به اين سؤال ضمن تأکيد بر پالايش برخي مشهورات منتسب به امام حسين(ع) که سند معتبري هم ندارد، به شش نمونه از آنها شامل: ان‌الحياه عقيده و جهاد 2- ان کان دين محمد لم يستقم الا... 3- استقوني شهر به من الماء 4- هل من ناصر ينصرني 5- تفسير کهيعص 6- کل يوم عاشورا و کل عرض کربلا اشاره کرديم. اينک در بخش پاياني دنباله مطلب را پي مي‌گيريم.

7- در كربلا، كدام مقدم است، زيارت امامزاده يا امام؟

پرسش بالا از پرشمارترين سؤالاتي است كه روحانيت معزز با آن مواجه مي شود. علي‌الخصوص اگر كه مكان، شهر مقدس كربلا و زمان، ايام خاص زيارت حضرت اباعبدالله(ع) باشد. سؤالي كه منشأ آن علاوه‌ بر منزلت والاي حضرت عباس؛ توجيهاتي است كه براي تقدم زيارت ايشان شنيده شده است. برخي شنيده‌اند كه اذن دخول به بارگاه منور حضرت اباعبدالله الحسين آن است كه ابتداء به زيارت قمر بني هاشم مشرف شوند. برخي هم شنيده‌اند همچنانكه پيغمبر خدا فرمودند «من شهر علم هستم و علي باب ورود به آن» حضرت ابالفضل‌العباس نيز باب ورود به حرم و حريم امام حسين(ع) است.

اما واقعيت اين است كه اين دلائل و نظائر آن مباحثي ذوقي است كه شاهدي از روايات اهل بيت ندارد. بلكه به عكس آنچه از آموزه‌هاي اهل بيت عصمت و طهارت به دست مي‌آيد تقدم زيارت حضرت حسين‌بن علي(ع) بر هر كار ديگري است. آموخته‌اي كه به هيچ وجه به معناي تنزّل در مقام بي نظير امام‌زاده والامقام حضرت عباس نبوده كه امام باقر(ع) فرمودند «براي عمويم عباس نزد خداوند منزلتي است كه روز قيامت همه شهداء غبطه مقام ايشان را مي‌خورند»(بحار‌الانوار، ج 44، ص 299). و همين جايگاه عظيم است كه باب شبهه تقدم زيارت ايشان بر زيارت امام حسين(ع) را هموار كرده است. و الا واقعيت همان است كه مقام امامت با هيچ چيز ديگري قابل قياس نيست. اعتقاد راسخي كه سرتاسر زندگي قمربني هاشم آميخته به آن بود و هيچ گاه و در هيچ امري بر امام خود پيشي نگرفت.

حضرات معصومين زيارات متعددي را براي امام شهيد كربلا بيان كرده‌اند كه از همه آنها روشن مي شود كه اولين زيارت در اين شهر مختص به حضرت اباعبدالله(ع) است. در اينجا يكي از اين زيارات با فضيلت را به عنوان نمونه و جهت وضوح بهتر مسئله مطرح مي كنيم:

يونس بن ظَبيان از امام صادق(ع) سؤال كرد كه فدايت شوم مي‌خواهم به زيارت امام حسين بروم پس چه بگويم و چه بكنم؟ حضرت فرمودند كه چون به زيارت آن حضرت بروي در كنار فرات غسل كن و پس از آن جامه‌هاي پاك خود را بپوش و سپس با پاهاي برهنه روانه شو... تا آنكه به در حائر برسي سپس بگو... كه در ادامه امام صادق طريقه زيارت امام را به سائل ياد دادند (الکافي، ج 4، ص 576). واضح است كه اگر دليلي براي مقدم داشتن زيارت حضرت عباس وجود داشت امام بيان مي‌كردند. به علاوه كه در طريقه زيارت ما بايد تابع حضرات معصومين باشيم و نه تشخيص شخصي و ذوقي.

اين مسئله براي بزرگان دين و علماي گذشته و فعلي آنقدر واضح بوده كه حتي به عنوان احتمال هم در بيان و نوشتار خود ذكر نكرده‌اند و به نظر مي‌رسد مطرح شدن تقدم زيارت امامزاده بر امام به سال‌هاي اخير برگردد.

روزنامه کيهان

تاريخ انتشار: يکشنبه 5 آذر ماه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS