دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرمايه های از دست رفته

از نظر قرآن هر انساني داراي فرصت بي مانندي است که از آن به عمر تعبير مي شود.
سرمايه های از دست رفته
سرمايه های از دست رفته

از نظر قرآن هر انساني داراي فرصت بي مانندي است که از آن به عمر تعبير مي شود. براي هر انساني همه امکانات و فرصت ها براي بهره گيري از آنها در مدت عمر کوتاه زندگي در زمين فراهم شده است؛ اما بسياري از مردم از اين فرصت ها و امکانات به درستي استفاده نمی‌کنند لذا در يک اصل کلي مي فرمايد: وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ؛ سوگند به عصر و واپسين زمان فشرده و کوتاه زندگي در دنيا که واقعاً انسان دستخوش زيان و از دست دادن اصل سرمايه است. (عصر، آيات 1 و 2)

بر اساس آيه 3 همين سوره عصر تنها کساني از زيان اصل سرمايه هاي وجودي و امکانات و فرصت ها در امان هستند که چهار عمل اصلي ايمان و عمل صالح و توصيه به حق و صبر را نسبت به خود و ديگران داشته باشند.

از نظر قرآن، کساني که اين گونه عمل نمي کنند، همه سرمايه هاي پاک و طيب خود را در زندگي کوتاه دنيا از دست داده و در آخرت، تهيدست وارد صحنه قيامت مي شوند: اَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِکُمْ فِي حَيَاتِکُمُ الدُّنْيَا؛ طيبات خودتان را در زندگي دنيايتان از دست داده ايد.(احقاف، آيه 20) بنابراين، چون تهي شده اند، بي وزن هستند و در روي ترازو وزني ندارند: وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَاُولَئِکَ الَّذِينَ خَسِرُوا اَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ؛ و کساني که کفه ميزانشان سبک باشد آنان سرمايه خويشتن را از دست داده و زيان زده هستند و هميشه در جهنم مي مانند.(مؤمنون، آيه 103؛ اعراف، آيه 9؛ قارعه، آيه 8) پس اينان ديگر نيازمند به توزين نيستند: اُولَئِکَ الَّذِينَ کَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ اَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةً وَزْنًا؛ آري آنان کساني اند که کفر ورزيدند و آيات پروردگارشان و لقاي او را انکار کردند؛ در نتيجه اعمالشان تباه گرديد و روز قيامت براي آنها وزن اقامه نمي شود و توزين نمي شوند.(کهف، آيه 105)

البته اگر براي آنان وزني باشد، براي بررسي ميزان درکات است تا معلوم شود در کدامين درجه از درجات قرار مي گيرند و مستحق سکونت در کدام يک از دوزخ هاي هفتگانه هستند؛ زيرا خدا براي هر چيزي ميزان خاص خودش را دارد؛ از همين رو در آيات قرآن از موازين جمع ميزان سخن به ميان آمده است تا سهم هر کسي از درجات و درکات به درستي معلوم شود: و ترازوهاي عدالت را در روز رستاخيز مي نهيم. پس هيچ کس در چيزي ستم نمي بيند و اگر عمل ، هموزن دانه خردلي باشد، آن را مي آوريم؛ و کافي است که ما حسابرس باشيم. (انبياء، آيه 47)

اين دقت در بررسي و توزين اعمال براي آن است که در روز قيامت حق با تماميت خود ظهور مي کند و اقتضاي حق آن است که چيزي را از درکات و درجات فرونگذارد: وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ؛ وزن در آن روز همان حق است.(اعراف/ 8)

روزنامه كيهان، شماره 21802 به تاريخ 5/10/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS