دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرایط توبه و استغفار

میوه توبه، بازیافت کردن تقصیرات نفس و جبران و تدارک آن است.
شرایط توبه و استغفار
شرایط توبه و استغفار

شرایط توبه و استغفار

قال علی(ع): «ثَمَرَهُ التوبهِ إستِدرَاکُ فَوَارِطِ النّفسِ»( غررالحکم و دررالکلم، ج1، حدیث1062/11، ص174)

خداوند انسان را از گناه بازداشته و او را به پاکی و درستی ترغیب و تشویق کرده و با انذار و تبشیر در راه کسب فضائل و اهداف والای انسانی به او کمک نموده است. چه‌بسا انسان بر اثر غفلت و یا جهل و نادانی در راه رسیدن به هدف، که همان قرب الهی است، از این راه منحرف شود. در این میان خداوند، راه توبه و بازگشت را نیز بازگذاشته و توبه‌کاران را مورد لطف و محبت خود قرار داده است:

«إنّ اللهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»[1]

خداوند، توبه‌کنندگان را دوست می‌دارد.

امّا شاید در میان مردم، افرادی باشند که خیال می‌کنند توبه و بازگشت به خدا تنها با پشیمانی و گریه و زاری و یا خواندن دعا و قرآن تحقق پیدا می‌کند؛ ولی آنها از این نکته غافل هستند که توبه از هر گناه، باید متناسب با همان گناه صورت بگیرد. مثلاً توبه کسی که نماز و روزه و سایر عبادات را در گذشته ترک کرده، قضا کردن همه آنها است و توبه کسی که به هر عنوان مال مردم و یا حقّی از آنها را ضایع کرده است، باز گرداندن آن مال و آن حقّ به مردم است و همین طور سایر گناهان و اموری که از روی جهل و غفلت و یا به هر جهت دیگری از انسان واقع شده است، به‌نوعی باید جبران شود و صرفا به آه و ناله نمی‌توان اکتفاء نمود.[2] شخصی (شاید با همین تصور)، روزی در مقابل حضرت علی(ع) بدون توجه به شرایط توبه و استغفار، گفت: استغفرالله! امام رو به آن مرد کرد و فرمود: مادرت به‌عزایت بنشیند! آیا معنای استغفار و توبه را می‌دانی؟

بعد خود حضرت شروع کردند به توضیح معنای استغفار و فرمودند: استغفار درجه انسان‌های برگزیده است و دارای شش معنی است:

1. انسان باید از آنچه در گذشته انجام داده، پشیمان شود.

2. تصمیم جدّی داشته باشد که دیگر آن گناه را انجام ندهد.

3. اگر حقّی را از مردم ضایع کرده، آن‌را جبران و خدا را پاک دیدار کند، به‌طوری که چیزی بر عهده او نباشد.

4. تمام واجب‌هایی را که ضایع ساخته ادا کند.

5. گوشتی که از راه حرام بر بدن خود رویانیده، با حزن و اندوه آب کند، به‌طوری که پوست به استخوان بچسبد، و دوباره گوشت تازه بروید.

6. رنج طاعت و بندگی را به بدن بچشاند، همانگونه که شیرینی و لذت گناه را به آن چشانیده بود.

بعد حضرت علی(ع) رو به آن مرد کرده و فرمودند: بعد از اینکه این کارها را انجام دادی، بگو استغفرالله![3]

بنابراین به صرف گفتن یک استغفار و با ریختن اشک چشم، توبه حقیقی به‌دست نمی‌آید؛ بلکه انسان باید در صدد جبران گناهی را که مرتکب آن شده برآید؛ که در این صورت توبه حقیقی کرده و از گناهی که کرده پاک می‌شود. حضرت امام باقر(ع) می‌فرمایند:

«التائبُ مِنَ الذَنبِ کمَن لا ذَنبَ لَهُ وَ المُقِیمُ علی الذَنبِ وَ هو مُستَغفِرٌ کَالمُستَهزِءِ»[4]

کسی که از گناه توبه می‌کند، مانند کسی است که هیچ گناهی انجام نداده است و کسی که بر گناهی که انجام داده، باقی می‌ماند [یعنی آن گناه را باز انجام می‌دهد] و از خداوند طلب استغفار می‌کند، مانند کسی است که دیگری را به مسخره گرفته است.

آری کسی که اصرار بر گناهی که انجام داده است می‌کند و باز آن‌را نه یک بار، بلکه بارها و بارها مرتکب می‌شود و تصمیم جدّی بر ترک آن نگرفته و با این حال از خدا طلب استغفار و بخشش می‌کند، در واقع خدا را مسخره کرده است و قطعاً چنین کسی روی سعادت را نخواهد دید.

    پی نوشت:
  • [1]. بقره/222
  • [2]. انصاریان، حسین؛ عرفان اسلامی، اصفهان، حجت، چاپ سوم، ج12و11، ص138.
  • [3]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم، حکمت 417.
  • [4]. محمد بن یعقوب، کلینی؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365، ج2، ص435.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS