دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهادت اخروی

No image
شهادت اخروی

كلمات كليدي : شهادت اخروي، گواهي، شاهد

نویسنده : مهدي جدي

در دادگاه عدالت الهی شاهدانی هستند که بر اعمال انسانها گواهی می‌دهند و داوری عادلانه الهی با استناد به شهادت این شهود انجام می‌پذیرد. این گواهی تفاوتی بنیادین با شهادت شهود در دنیا دارد و دارای ویژگیهایی است، از جمله:

الف) شاهدان اعمال در روز قیامت، باید اعمال را در ظرف تحقق آن یعنی دنیا ملاحظه کرده باشند. اگر شاهد الف صرفاً به استناد گفته ب بر عمل شخص ج شهادت دهد، هر چند ب بر حق باشد، شهادت او کامل نیست؛ زیرا الف بر گفته ب شاهد است نه بر عمل ج.

ب)شاهدان روز قیامت، هم بر ظاهر عمل شهادت می‌دهند و هم بر باطن آن، زیرا شاهد کامل شاهدی است که از پوسته ظاهر بگذرد و به درون عمل نفوذ کند. بر ظاهر هیچ عملی نمی‌توان حکم قطعی و کامل کرد. ممیز واقعی بسیاری از اعمال، ظاهر آنها نیست بلکه انگیزه و نیتی است که عمل بر پایه آن انجام شده است.

ج) شاهدان اعمال باید از هر گونه خطا در مقام تحمل اعمال و سپس گواهی به آن مصون باشند، تا شهادت آنها کاملا درست و واقعی باشد.[1]

شاهدان روز قیامت

شاهدان روز قیامت در یک تقسیم بندی به شهود بیرونی و درونی تقسیم می‌شوند؛ شهود بیرونی که بیرون از وجود خود انسانند، عبارتند از: خداوند متعال، پیامبران، اولیای الهی، فرشتگان الهی، نامه اعمال، زمین و زمان و شهود درونی که در وجود خود انسان هستند، اعضا و جوارح انسانند.البته شاهد دیگری بر اعمال انسان وجود دارد که از سنخ دو قسم مذکور نیست و آن تجسم یافتن حقیقت اعمال انسان است.[2] که در ادامه توضیح هر کدام بیان می‌شود:

1. خداوند متعال

در روز رستاخیز خداوند خود در راس گواهان قرار دارد، زیرا تمامی ویژگیهای لازم برای شهادت در ئات پاک الهی به صورت کامل و بدون نقص وجود دارد:

«َ فَإِلَینا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللَّهُ شَهِیدٌ عَلی‌ ما یفْعَلُون‌ »(یونس46)

«بازگشتشان به سوی ماست سپس خداوند گواه است بر آنچه آنها انجام می‌دادند.»

چگونگی گواهی خداوند یا بدین صورت است که گواهی خود را از طریق الهام به فرشتگان مامور حساب بیان می‌کند و یا اینکه اعضای پیکر انسان را به سخن درمی‌آورد تا آنچه را انجام داده‌اند، بازگو کنند.[3]

2. پیامبران

یکی دیگر از شاهدان اعمال در روز قیامت، پیامبران نسبت به امتهای خود، و پیامبر اسلام(ص) نسبت به سایر پیامبران است:

« وَ یوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهِیداً عَلی‌ هؤُلاء »(نحل89)

«بیاد آورید روزی را که از هر امتی گواهی از خودشان بر آنها معبوث می‌کنیم، و تو را گواه آنها قرار می‌دهیم‌.»

البته در این آیه این نکته با صراحت ذکر نشده که گواهی هر امتی پیامبر آنها است، ولی از این رو که شاهدان روز قیامت باید بر ظاهر و باطن اعمال و آنچه در دل انسان خطور می‌کند، بطور کامل آگاه باشند و نیز از هر گونه خطا و اشتباه هنگام تحمل اعمال و دروغ و خیانت هنگام ادای شهادت، به دور باشند، مصداق «شهید»در آیه فوق پیامبر هر امتی خواهد بود، زیرا اوست که این دو ویژگی را داراست.[4] همچنین در این آیه، پیامبر اکرم(ص) به عنوان شاهد انبیای گذشته معرفی شده است.

در اینکه شهادت انبیا بر امتها یا شهادت پیامبر اکرم بر انبیا چگونه خواهد بود با اینکه معنای شهود، آگاهی توام با حضور است، و هر یک از انبیا و همچنین شخص پیامبر اسلام در یک محدوده خاص زمانی امت خود بوده‌اند، ممکن است از این جهت باشد که روح آنها در عالم برزخ نیز ناظر احوال امتهاست، و در مورد پیامبر اکرم نیز ممکن است حضور روح مقدسش در طول تاریخ بشریت سبب این آگاهی و حضور بوده باشد، چنانچه در روایات آمده است که اولین مخلوق خدا نور پیامیر اسلام(ص) بود.[5]

3. اولیای الهی

علاوه بر شهود یاد شده، در میان امت اسلامی امامان معصوم(ع) نیز گواه بر اعمال‌اند:

« وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاس »‌ (بقره143)

«و بدین گونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید.»

هر چند آیه بالا بر حسب ظاهر، تمام افراد امت را مخاطب قرار داده است، ولی با توجه به اینکه شاهدان اعمال در آخرت، باید بر باطن و حقیقت اعمال مانند ایمان، کفر، نفاق، اخلاص، ریا و ...شهادت دهند و این خصوصیت در انسانهای عادی یافت نمی‌شود، لذا منظور از «امت» برترین افراد امت‌اند که همان امامان معصوم می‌باشند و اطلاق «امت»بر آنان از آن روست که از میان امت اسلامی برخاسته‌اند.[6]روایات متعددی در تایید این سخن وجود دارد که برای نمونه در روایتی امام باقر (ع) در تفسیر آیه یاد شده فرمودند:

«و لا یکون شهداء علی الناس الا الائمة علیهم السلام و الرسل، فاما الامة فانه غیر جایز أن یستشهدها الله، و فیهم من لا تجوز شهادته فی الدنیا علی حزمة بقل»[7]

«و تنها امامان و پیامبران بر مردم شهادت می‌دهند و ممکن نیست خود امت از سوی خداوند به شهادت گرفته شوند، در حالی که در میان امت کسانی هستند که شهادت آنها در دنیا حتی بر (امور بی‌ارزشی مانند) دسته‌ای سبزی پذیرفته و معتبر نیست.»

4. فرشتگان الهی

گروهی از فرشتگان الهی نیز، در رستاخیز در زمره گواهان اعمال خواهند بود:

« وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ »(ق21)

«و هر انسانی وارد محشر می‌گردد در حالی که همراه او سوق دهنده و گواهی‌دهنده‌ای است.»

مقصود از «سائق» و «شهید» دو فرشته‌ای هستند که هنگام حضور هر انسانی در رستاخیز، او را همراهی می‌کنند؛ یکی او را به سوی محشر می‌راند و دیگری بر اعمال او گواهی می‌دهد، شبیه حال مجرمانی است که در دنیا آنها را به سوی دادگاه می‌برند، ماموری از پشت سر برای سوق آنها به دادگاه و ماموری از پیش‌رو با پرونده‌ای درباره اعمال آنها. از امیرالمومنین علی(ع) روایت شده است که پس از تلاوت این آیه فرمود:

«سائق یسوقها الی محشرها و شاهد یشهد علیها بعملها»[8]

«سوق‌دهنده‌ای او را به سوی محشر می‌راند و شاهدی بر اعمال او گواهی می‌دهد.»

5. نامه اعمال

آیات و روایات متعددی دلالت دارند بر اینکه کتابهایی وجود دارد که خوب و بد کارهای مردم در آن نوشته شده، و نویسندگانی هستند که آن کتابها را می‌نگارند.در روز حساب این کتابها بر انسان عرصه می‌گردد و آن را می‌خواند و مجرمان از آن کتاب هراسان شده و از اینکه در آن ریز و درشت اعمال آنان نوشته شده، شگفت‌زده می‌شوند:

« إِنَّا نَحْنُ نُحْی الْمَوْتی‌ وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُم‌ »(یس12)

«ما مردگان را زنده می‌کنیم، و آنچه را از پیش فرستاده‌اند و تمام آثار آنها را می‌نویسیم.»

« وَ وُضِعَ الْکِتابُ فَتَرَی الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ »(کهف49)

«و کتاب (کتابی که نامه اعمال همه انسانها است) در آنجا گذارده می‌شود، اما گنهکاران را می‌بینی که از آنچه در آن است ترسان و متوحش‌اند»

6. زمین

زمین نیز از جمله شهود قیامت است و درباره اعمالی که بر پهنه آن انجام گرفته، گواهی می‌دهد:

« یوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحی‌ لَها »(زلزال4-5)

«در آن روز زمین تمام خبرهای خود را بازگو می‌کند. چرا که پروردگارت به او وحی کرده است.»

رسول خدا(ص) در بیان اخباری که از سوی زمین بازگو می‌شود، فرمود:

«اخبارها ان تشهد علی کل عبد و امة بما عملوا علی ظهرها تقول عمل کذا یوم کذا فهذا اخبارها»[9]

«خبرهای زمین آن است که بر هر مرد و زنی از آنچه که بر روی زمین انجام داده‌اند، خبر می‌دهد و می‌گوید: در فلان روز فلان کار را انجام داد، این است اخبار زمین.»

منظور از تکلم و سخن گفتن زمین، ظاهر شدن آثار اعمالی است که انسان بر صفحه زمین انجام داده، زیرا هر عملی که او انجام می‌دهد در پیرامون خود آثاری بجا می‌گذارد. چنانچه در دنیا نیز با آثاری که مجرم از خود به جا می‌گذارد، کیفیت جرم و نوع آن بدست می‌آید.[10]

7. زمان

در برخی روایات، زمان نیز در زمره شاهدان رستاخیز قرار دارد.از امام صادق(ع) روایت شده است که درباره گواهی روز و شب فرمود:

« إِنَّ النَّهَارَ إِذَا جَاءَ قَالَ یا ابْنَ آدَمَ اعْمَلْ فِی یوْمِکَ هَذَا خَیراً أَشْهَدْ لَکَ بِهِ عِنْدَ رَبِّکَ یوْمَ الْقِیامَةِ فَإِنِّی لَمْ آتِکَ فِیمَا مَضَی وَ لَا آتِیکَ فِیمَا بَقِی وَ إِذَا جَاءَ اللَّیلُ قَالَ مِثْلَ ذَلِکَ »[11]

«هنگامی که روز فرا رسد(به انسان) می‌گوید: ای فرزند آدم در این روز خود، کار نیک انجام بده تا در روز قیامت به نفع تو نزد پروردگارت شهادت دهم. من نه در گذشته نزد تو آمده‌ام و نه در آینده خواهم بود و هنگامی که شب فرا می‌رسد، او نیز چنین سخنی می‌گوید.»

8. اعضا و جوارح آدمی

یکی دیگر از شهود در رور قیامت، اعضا و جوارح انسانها است که بر اعمال گذشته آنها گواهی می‌دهند:

« یوْمَ تَشْهَدُ عَلَیهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُون‌ »(نور24)

«در آن روز که زبانها و دستها و پاهایشان بر ضد آنها به اعمالی که مرتکب می‌شدند گواهی می‌دهد.»

« حَتَّی إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَیهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُونَ وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَینا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَی‌ءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیهِ تُرْجَعُون‌ »(فصلت20-21)

«وقتی به آن(آتش دوزخ) می‌رسند گوشها و چشمها و پوستهای تنشان به اعمال آنها گواهی می‌دهد! آنها به پوستهای تن خود می‌گویند: چرا بر ضد ما گواهی دادید؟ آنها جواب می‌دهند: همان خدایی که هر موجودی را به نطق در آورده ما را گویا ساخته، و او شما را در آغاز آفرید و بازگشتتان به سوی او است.»

از این آیات افزون بر اصل شهادت اعضا و جوارح انسان در قیامت، این نکته مهم فهمیده می‌شود که همه موجودات عالم طبیعت، حتی موجودات مادی از مرتبه‌ای از ادراک و حیات برخوردارند، هر چند چشم ظاهر‌بین انسان از درک این حقیقت در دنیا ناتوان است.دلیل این مدعا آن است که اگر اعضا و جوارح انسان، در دنیا فاقد درک و شعور باشند قادر به دریافت اعمال انسان نخواهند بود و در این صورت، سخن گفتن آنها در قیامت مصداق حقیقی شهادت نخواهد شد.زیرا شهادت واقعی آن است که شاهد، در هنگام وقوع عمل، آن را درک کرده باشد.[12]

9. تجسم اعمال

تجسم اعمال به این معنا است که اعمال نیک و بد انسان صورتی دنیوی دارد که ما آن را مشاهده می‌کنیم و نیز صورتی اخروی که هم اکنون در دل و نهاد عمل نهفته است. که این صورت در آخرت جلوه می‌کند و موجب لذت و فرح یا آزار و اندوه انسان می‌گردد. حتی نیتها و ملکات نفسانی انسان نیز در جهان آخرت تجسم می‌یابد. کسانی که دارای اعمال و نیات ناپسند بودند، این اعمال به صورتهی زشت و کریه تجسم می‌یابند و اعمال و نیات پسندیده به صورتهای زیبای بهشتی تمثل می‌یابند. با توجه به ویژگیهای گفته شده معلوم می‌شود که تجسم اعمال بهترین گواه بر عمل است، زیرا حقیقت عمل، گویای واقعی عمل خواهد بود.[13] قرآن کریم به روشنی از تجسم اعمال یاد می‌کند:

« فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَهُ وَ مَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ »(زلزله7-8)

«پس هر کس به اندازه سنگینی ذره‌ای کار خیر انجام داده آن را می‌بیند. و هر کس به اندازه ذره‌ای کار بد کرده آن را می‌بیند.»

از این دو آیه به خوبی برمی‌آید که خود عمل در قیامت حاضر می‌شود و انسان از آن آٰگاه می‌گردد و همان عمل را می‌بیند نه پاداش و کیفر آن را.[14]

حقیقت شهادت اخروی

با توجه با اینکه آخرت، سرای کنار رفتن همه حجابها و ظهور همه حقایقی است که در دنیا مکنون بوده است، اشراف و آگاهی شهود در دنیا، نیز دارای حقیقتی است که این حقیقت در آخرت نمایان می‌گردد و در قالب شهادت اخروی تجلی می‌یابد.[15]

فلسفه شهادت اخروی

این نکته مسلم است که گواهی اخروی، بر خلاف شهادتهای دنیوی، به منظور وقوف حاکم بر ماوقع نیست؛ زیرا خداوند سبحان که قاضی محکمه روز قیامت است، عالم مطلق بوده، هیچ امری از حوزه علم بیکران او خارج نیست.بنابراین نباید فلسفه این شهادت را آگاه ساختن قاضی و کمک به او برای صدور حکم دانست؛ زیرا گواهی خداوند بر اعمال انسان، از این جهت کفایت می‌کند.

بنابراین شهادت شهود در رستاخیز می‌تواند به خاطر علل زیر باشد:

الف) اتمام حجت بر انسانها: شاهدان اخروی به گونه‌ای هستند که هیچ مجالی برای متهم ساختن آنان به کذب یا خطا و اشتباه وجود ندارد، بویژه آنکه آنان از ظواهر اعمال گذر کرده، با نظر به باطن آن شهادت می‌دهند، بر این اساس این نوع شهادت جای هر گونه انکار را از انسان سلب می‌کند.[16]

ب) اثر تربیتی: وجود گواهان از لحاظ تربیتی بسیار سودمندند، اگر انسان بداند گواهان بسیاری شاهد اعمال اویند و در روز قیامت شهادت می‌دهند، چه بسا از کارهای زشت خودداری کند.برای مثال اگر کسی بداند که دوربین‌های فراوانی تمام اعمال او را ثبت می‌کنند، بیش‌تر مراقب خود است.[17]

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS