دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهادت علی بن امام محمّد باقر (ع)

No image
شهادت علی بن امام محمّد باقر (ع)

كلمات كليدي : سلطان علي، مشهد اردهال، باركرسب، جعفريه

نوع مقاله

نویسنده : محمدرضا رستمي زاده

نفوذ اسلام و تشيع در ايران مديون تلاشها و از خودگذشتگيهاي امامان و امامزادگان و ياران ايشان مي‌باشد كه با جان فشاني و كوششهاي طاقت فرسای خویش توانستند بذر اسلام ناب و اصيل را در اين آب و خاك كاشته و با قطرات خون خود آن را آبياري كنند تا اسلام به بار نشسته و ثمر دهد و حق و عدالت و بندگي در جوامع بشري رشد کرده بشريت به سوي كمال و توحيد ناب در حركت باشد. قبل از ورود مبارك و با ميمنت حضرت علي بن موسي الرضا (ع) به خاك ايران افرادي چند از امامزادگان، اين آب و خاك را به قدوم خود متبرك كرده و اين مرز و بوم را براي رشد تشيع بارور كردند. يكي از اين افراد طبق نقلي علي بن محمد باقر (ع) مي‌باشد كه معروف به سلطانعلي است و كنيز آن حضرت ابوالحسن ملقب به طاهر و فرزند بلافصل امام پنجم حضرت امام محمد باقر (ع) مي‌باشد که گويا طبق آنچه كه مشهور شده در مشهد اردهال[1] مدفون است.

از تاريخ ولادت اين امامزاده سندي در دست نيست، ولي طبق نقلي در 27 جمادي الثاني سال 106 هـ به شهادت رسيده‌اند.[2] جناب "سلطان علي" طبق نقل شيخ مفيد و طبرسي دو خواهر تني به نامهاي زينب و ام سلمه داشته‌اند و از مادري كه ام ولد بود، متولد شدند و ايشان برادر ناتني حضرت امام صادق (ع) مي‌باشند.

محل دفن:

در محل دفن ايشان اختلاف آرائي وجود دارد. عده‌اي محل دفن ايشان را در مشهد اردهال (مشهد قالي) در 40 كيلومتري غرب كاشان و در مسير كاشان - نراق مي‌دانند.

ولي مرحوم آقا شيخ عباس قمي (ره) در منتهي الامال نقل كرده است كه: "تاج الدين ابن زهره حسيني" در «غاية الاختصار في اخبار البيوتات العلوية» گفته كه قبر علي پسر امام محمد باقر (ع) در بغداد در محلّۀ جعفريه در ظاهر سور[3] بغداد واقع است. "محب الدين بن نجّار مورخ" در تاريخ خود گفته مشهد طاهر (علي بن امام محمد باقر (ع))در جعفريه است. و گفته آن قريه‌ايست از اعمال خالص نزديك بغداد كه در آن قبري قديمي پيدا شد و بر ان سنگي بود كه بر آن نوشته شده بود:

«بسم‌الله الرحمن الرحيم هذا ضریح الطّاهِرِ عليّ بنِ محمّدِ بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب (علیهم السلام)» و بقيّه سنگ از آن جدا شده بود. پس بنا كردند بر آن قبّه‌اي از خشت... و اين محل يكي از مشاهد و مزارات گشت. تاج‌الدين گفته كه آن مشهد در زمان ما مجهول و خرابست و جماعتي از فقرا در آنجا منزل دارند. ولي آقا شيخ عباس قمي در ادامه مي‌نويسد كه آنچه مشهور است در زمان ما قبر "علي بن محمد الباقر (ع)" در ناحيه كاشان در مشهد اردهال است و معروفست به شاهزاده سلطانعلي و (ظاهراً) وجود اين امامزاده را در آنجا تأييد مي‌كند. البته در بحرالانساب[4] چنین آمده است كه: «علي بن محمدٍ الباقر (ع)... دُفِنَ في ناحيةِ كاشان بِقَرْيةٍ يُقالُ لَها باركرسب في مَشهَدٍ» و همچنين از ميرزا عبدالله ملقب به افندی در رياض العلماء [5] نيز نقل شده كه فرمود: قبر علي بن محمد الباقر (ع) در حوالي بلده كاشان است.

اولاد:

حضرت سلطان علي بن محمد الباقر (ع) بنابر آنچه در كتب انساب و تراجم [6] آمده است، دختري به نام فاطمه داشته‌اند كه ايشان را به موسي بن جعفر (فرزند برادرشان) تزويج كرده‌اند. و همچنين ميرزا عبدالله افندي صاحب رياض العلماء گويد در اصفهان نزديك مسجد شاه بقعه مزاريست كه به نام "احمد بن علي بن امام محمد باقر (ع)" است و سنگي در آنجا به خطّ كوفي است که بر آن نوشته است: بسم‌الله الرحمن الرحيم كل نفسٍ بما كسبت رَهينه. هذا قبر احمد بن علي بن محمد الباقر (ع) و تجاوَزْ عن سَيّئاتِهِ وَ الْحَقَهُ بالصالحين.

نقد و بررسي:

با بررسي در كتب متقدم و متأخر تناقض زيادي، هم در محل دفن و هم در مورد جريان داستان شهادت اين سلاله پيغمبر (ص) ديده مي‌شود.

اوّلاً: در كتب قرن 8 [7] و قبل از آن مثل تاريخ محب الدين بن نجّار، محل دفن سلطان علي‌بن محمد الباقر (ع) در منطقه جعفريه بغداد ذكر شده است. و قبل از آن مطلبي در اين باب در كتب ديگر نيامده است.

در كتب قرن 9 و 12 مثل بحرالانساب ابن عنبه و رياض العلماء افندي، محل دفن اين امامزاده در منطقه باركرسب و بلده كاشان ذكر شده است.

كه اين تأخر خود حكايت از عدم قطعيت محل دفن اين امامزاده در مشهد اردهال كاشان مي‌كند. هر چند نسب شناس بزرگ حضرت آية‌الله مرعشي نجفي[8] بر زيارت اين امامزاده در مشهد اردهال سفارش كرده‌اند، ولي مدرك و سندي كه دالّ بر محل دفن ايشان در اين منطقه باشد، ارائه نكرده‌اند.

ثانياً: داستان شهادت "سلطان علي" در هيچ يك از كتب دست اوّل ديده نمي‌شود و گويا اين يك داستان خيالي و افسانه‌اي بيش نمي‌باشد. چرا كه بر هيچ سند و اصلي استوار نمي‌باشد و كتبي كه در اين باب نوشته شده است هيچ منبع و سندي، صحيح و درست ارائه نداده‌اند. پس نمي‌توان به نقل عامه مردم استناد كرد و جريان شهادت ايشان را مانند حضرت سيد‌الشهداء (ع) دانست.[9]

پس آنچه مسلم است آن است كه وظيفه شيعيان زيارت اين امام زاده محترم در هر دو محل مي‌باشد كه اميد است مقبول حضرت احديت واقع شود.

مقاله

نویسنده محمد رضا رستمی زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS