دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شکر نکردن نعمت در کلام امام جواد (ع)

امام جواد (علیه السلام) فرمود: «نعمتی که سپاسگزاری نشود، مانند گناهی است که آمرزیده نشود» (غررالحکم 6/441/10926)
شکر نکردن نعمت در کلام امام جواد (ع)
شکر نکردن نعمت در کلام امام جواد (ع)

قال الجواد (علیه السلام):

«ِنعمَةٌ لاتُشکَرُ کَسَیِّئَةٍ لاتُغفَرُ»

(غررالحکم 6/441/10926)


امام جواد (علیه السلام) فرمود:

«نعمتى که سپاسگزارى نشود، مانند گناهى است که آمرزیده نشود»

توضیح:

«سپاسگزارى و کفران نعمتها»

پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) در تعریف شکر مى فرماید:

«خصلتان من کانتا فیه، کان عندالله شاکرا صابرا: من نظر فى دینه الى من فوقه فاقتدى به ونظر فى دنیاه الى من هو دونه فشکرالله».

«دو خصلت است که در هر کس باشد، پیش خدا شکرگزار و صبر کننده محسوب مى شود: کسى که در دین خود به بالاتر از خودش بنگرد و به وى اقتدا نماید و در دنیایش به کسى که از وى پائین تر است بنگرد و خدا را شکر کند»


انسان شکرگزار، کسى است که در دین به بالاتر از خود بنگرد و به او اقتداء کند، و در امور دنیا به پائین تر از خود نگاه کند و شکرگزار خدا باشد. و اگر در امور دنیا به بالاتر از خود بنگرد، و بر آنچه از دست داده ، تاسّف بخورد، خداوند او را شکرگزار و صابر به حساب نمى آورد.

حضرت امام جواد (علیه السلام) در این حدیث عدم شکر نعمت از سوی بنده را همانند عدم مغفرت گناه از سوی خداوند می داند؛ چرا که همچنانکه اثر گناه با عدم استغفار بنده و عدم بخشش الهی از بین نمی رود، آثار و دوام نعمتهای الهی نیز با عدم سپاسگذاری انسان از نعمت های الهی از بین می رود.
از آنجا که به فرموده قرآن کریم:

«لیس للانسان الا ما سعى»

«براى انسان جز سعى و کوشش او نیست»

لذا تلاش‍ انسان به تفاوت درجات نعمت، متفاوت مى شود و مراحل شکرگزارى نیز، نسبت به همدیگر؛ مانند نعمت زندگى که خداوند به تمامى بشر از فقیر و غنى و زمامدار، ارزانى داشته ، تفاوت شایانى دارد. از قبیل آب و هوا، و عقل و اراده، و سلامتى، که اینها نعمتهاى دائمى براى بشر است . و اگر چیزى از آنها مختل و نابود شود، نظام زندگى بشر مختل خواهد شد.

    منبع: آداب معاشرت در اسلام، ص 173.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS