دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شکیبایی و تحمل

No image
شکیبایی و تحمل

بی‌تابی و قرار از كف دادن و يا همان جزع و فزع واكنش افراد ضعيف در برابر مصيبت است. بی‌تابی نه تنها موجب تخليه هيجان نمی شود، بلكه موجب افزايش مصيبت و موجب بزرگ‌نمايی آن نزد فرد آسيب ديده می‌شود. مصيبت، سنتی الهی است، چرا که ما خاكيان در سختی آفريده شده ايم و جوهره جان ما، بايد جلای رنج را برای صيقل يافتن تحمل نمايد. خداوند در جای جای قرآن به اين مسأله اشاره كرده و مصيبت‌های امت‌های پيشين و رسولان بزرگ خود را در پيش ديد ما قرار داده است. شكيبايی و تحمل از لوازم زندگی در اين فضای پر مصيبت است و امامان معصوم (ع) ما رهنمودهای فراوانی را برای پيروانشان به يادگار نهاده‌اند تا از اين آزمون بزرگ، صابر و بشارت گيرنده به درآيند. ما اين رهنمودها را بر اساس مرحله و زمان مناسب كاربرد آنها به اقسام زير تقسيم می‌كنيم؛

سكون

روزها و لحظه‌های نخستين رويارويی با مصيبت، سخت و تلخ است. فشار شديد مصيبت و بهت حاصل از آن، انسان را گاه به فعاليت‌های غير عادی سوق می‌دهد. برخی به گريه و زاری می‌پردازند، برخی به داروهای تسكين دهنده رو می‌آورند و برخی فعاليت‌های اضافی و جنب و جوش‌های بيهوده از خود نشان می‌دهند. پس نخستين كار ما جلوگيری از فعاليت‌های اضافی است كه گاه در حالت‌های خاص و شديدتر، به كارهای نابخردانه می‌كشد. جنب و جوش اضافی و فعاليت‌های بيهوده به هنگام رسيدن مصيبت نادرست است و نه تنها كمكی به تسكين آن نمی كند، بلكه موجب هدر رفتن توان روحی و جسمی فرد مصيبت ديده كه بايد به نحوی عقلانی و حساب شده هزينه شود می‌گردد.

بی‌تابی نكردن

بی‌تابی و قرار از كف دادن و يا همان جزع و فزع واكنش افراد ضعيف در برابر مصيبت است. بی‌تابی نه تنها موجب تخليه هيجان نمی شود، بلكه موجب افزايش مصيبت و موجب بزرگ‌نمايی آن نزد فرد آسيب ديده ميیشود. حضرت علی(ع) می‌فرماید: بی‌تابی موقع بلا تمام محنت است.

عبادت و ذكر

در ميان رفتارهای ائمه به هنگام مصيبت، نماز خواندن، صدقه دادن، روزه گرفتن و ذكر گفتن نيز روايت شده است. درباره رويارويی اميرمؤمنان(ع) با مصیبت روايت شده كه هزار ركعت نماز می‌خواندند و گاه به شصت نفر صدقه می‌داد و سه روز را روزه می‌داشت و فرزندانش را نيز به همين امور فرمان می‌داد. اين عبادت‌ها افزون بر جلب محبت خداوند و رضايت و رحمت الهی موجب فراموشی نسبی شخص، نسبت به مصيبت وارده می‌شود و او را به زندگی عادی باز می‌گرداند. ذكر نيز جايگاه ويژه ای در شيوه برخورد ائمه با مصيبت دارد، به ويژه اذكار ويژه ای مانند ذكر يونسيه كه برگرفته از قرآن است. در نتيجه در هنگام وارد شدن مصيبت سعی كنيم كه اشتغال به امور مهم را از سر بگيريم و از سر بی‌تابی و ناشكيبايی كارهای مهم خود را رها نكنيم و به عزاداری افراطی و طولانی و غم و غصه خوردن غير معمول روی نياوريم و دوای درد خود را اشتغال داشتن به كارهای اساسی و مهم بدانيم حتی اگر اين گونه هم نباشيم خويشتن داری خود را حفظ كنيم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS