دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شیوه های ترغیب به انفاق

«ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلوه و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیه یرجون تجاره لن تبور؛ در حقیقت کسانی که کتاب خدا را می‌خوانند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می‌کنند به تجارتی امید بسته‌اند که هرگز زوال نمی پذیرد»(فاطر: 29)
No image
شیوه های ترغیب به انفاق
نویسنده: علی مهدوی

«ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلوه و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیه یرجون تجاره لن تبور؛ در حقیقت کسانی که کتاب خدا را می‌خوانند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می‌کنند به تجارتی امید بسته‌اند که هرگز زوال نمی پذیرد»(فاطر: 29)

مطابق آیه فوق، قرآن کریم، تلاوت آیات کتاب وحی، اقامه نماز و انفاق در راه خدا را، تجارتی بدون زیان و کسبی پرسود می‌داند. بیانات قرآن کریم درباره انفاق گوناگون است. در بعضی آیات تنها به دادن زکات و صدقات و انفاق و اطعام فقرا فرمان داده است و یا کسانی که این کارها را انجام می‌دهند می‌ستاید و به همین امر کردن یا توصیف، بسنده می‌کند؛ اما در موارد دیگری نیز برای تشویق مردم به دادن صدقات و ترغیب به انفاق، از شیوه‌های دیگری استفاده می‌کند که بعضی از آنها را بیان می‌کنیم:

الف: یکی از شیوه‌های قرآن این است که به مردم می‌گوید از دادن این گونه اموال نگران نباشند؛ زیرا این اموال از جیب آنان نمی‌رود و برایشان محفوظ می‌ماند و روزی که به آن نیاز دارند به آنها پس داده خواهد شد و بیشتر منظور این است که در جهان آخرت به آنها بر می‌گردد. این گونه بیانات برای آن است که انسان گمان نکند مالی را که به زحمت به دست آورده با انفاق کردن از بین می‌رود و در نتیجه از آنجا که متمایل به حفظ آن است از انفاق خودداری کند، بلکه بداند انفاق بهترین وسیله برای حفظ مال است. خداوند در قرآن این شیوه را به کار برده و می‌فرماید: «و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عندالله؛ آنچه را از اموال که از پیش برای خود می‌فرستید، آنها را نزد خدا خواهید یافت»(بقره: 110) و در آیه ای دیگر می‌فرماید: «و ما تنفقوا من خیر یوف الیکم و انتم لاتظلمون؛ آنچه را از مال خود که انفاق کنید، به طور کامل به شما باز گردد و در مورد آن هیچ ستمی به شما نخواهد شد و هیچ زیانی نمی کنید»(بقره: 272).

ب: شیوه دیگر قرآن این است که انفاق به فقرا را نوعی قرض دادن به خداوند متعال تلقی کرده تا مشوق مردم به این کار باشد و آنان بدانند که وقتی مالی را به فقیر و مستمند انفاق می‌کنند، در واقع این مال خود را به خدا قرض داده‌اند و خدا وام دار آنان خواهد بود و طبیعی است که خداوند وام خود را ادا خواهد کرد.

ج: سومین شیوه‌ای که قرآن کریم برای تشویق مردم به انفاق به کار برده وعده پاداش و مغفرت و خطاپوشی به کسانی است که انفاق می‌کنند: «الذین ینفقون امواللهم باللیل و النهار سرا و علانیه فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف علیهم و لاهم یحزنون؛ کسانی که اموال خود را شب و روز در خفا و آشکار انفاق می‌کنند پس پاداششان نزد خدا محفوظ است و ترسی بر آنان نیست و غمگین نشوند»(بقره: 274).‌

د: چهارمین شیوه قرآن در تشویق مردم به انفاق این است که به آنان وعده داده که انفاقشان را چندین برابر پاداش دهد: «ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضاعفه لکم و یغفر لکم؛ اگر مالتان را به خدا قرض دهید خدای متعال نه تنها خود آن مال، بلکه چندین برابر آن را به شما برمی گرداند و گناهان شما را نیز می‌بخشد»(تغابن: 17).

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS