دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ضرورت توجه به شرایط در امربه معروف و نهی ازمنکر

امر به معروف و نهی از منکر در هر زمان، شرایط و اقتضائات خاص خود را دارد و به تناسب زمان ومکان، روش‌ها‌و مصادیق آن گوناگون می‌شود.
No image
ضرورت توجه به شرایط در امربه معروف و نهی ازمنکر
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

درباره روش‌ها‌و مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر در هر زمان، شرایط و اقتضائات خاص خود را دارد و به تناسب زمان ومکان، روش‌ها‌و مصادیق آن گوناگون می‌شود. به منظور ملموس کردن مطالبی که درباره این فریضه دینی مطرح گردید، برخی روش‌ها‌ و مصادیق بارز آن را، به ویژه با توجه به وضعیت کنونی نظام جمهوری اسلامی، ذکر خواهیم کرد. مطالب ذیل دربرگیرنده مباحثی درباره ضرورت توجه به تنوع روش‌ها‌و مصادیق، و ذکر برخی از آنهاست.

ضرورت توجه به اختلاف در روش‌ها‌به تناسب شرایط زمان و مکان

پس از آنکه مشخص گردید که هر یک از افراد جامعه در برابر نیازهای معنوی دیگران مسئول‌اند، اکنون، گوناگون بودن مسئولیت افراد به تبع شرایط و موقعیت‌های زمانی و مکانی، مطرح می‌شود. هدف امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح مفاسد و جلوگیری ازرواج بدعت هاست. برای رسیدن به این هدف، در هر زمان و مکانی و تحت شرایط مختلف، راه‌های عمل به این فریضه هم تغییر می‌کند. باید با دقت در رهنمودهای کتاب و سنت و نیز سخن بزرگان، علما و مراجع، وظیفه خود را باتوجه به موقعیت خاص دریابیم. اگر آنچه وظیفه مان بود، انجام دادیم و برای انجامش حاضر بودیم تا سر حد شهادت پیش رویم، حسینی خواهیم بود؛ والا از این نمد، کلاهی جز اسم و ادعای تهی نخواهیم داشت.

مطالعه سیر تاریخ صدر اسلام و سیره امیر مومنان(ع) و دیگر ائمه اطهار(ع) نشان می‌دهد که به قدری اختلاف روش‌ها‌و رفتارها در این زمینه وجود دارد که آدمی تصور می‌کند بین رفتار این بزرگواران تناقض وجود داشته است. البته همه ما معتقدیم که آنها حلقه‌های یک زنجیر به هم پیوسته‌اند؛ ولی چون شرایط زمانی هر یک از آنها متفاوت بود، روش هایشان نیز متفاوت به نظر می‌رسید. همه آنان، در پی احیای دین بودند؛ منتها براساس مقتضیات و شرایط زمانی و مکانی خاص خود. بدون تردید، این تشخیص وظیفه، خود مهم است و کوشش برای تشخیص هم، خود نوعی عبادت به شمار می‌رود. اینکه کسی مدتی فکر، و با دیگران مشورت کند و تحقیقات لازم را دنبال کند تا وظیفه خود را تشخیص دهد، در ثمربخشی امر به معروف و نهی از منکر کاملا مفید خواهد بود.

در اهمیت و ضرورت تشخیص وظیفه، به تناسب شرایط زمانی و مکانی خاص، می‌توان نمونه‌های فراوانی را درصدر اسلام جست وجو کرد. ابوذر(ع) یکی از بزرگ‌ترین صحابه پیامبر اکرم(ص) به قدری به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عنایت داشت و بدان عمل می‌کرد که عثمان، خلیفه سوم، را به ستوه آورد و موجب شد که وی او را به شام تبعید کند. او در مقابل خلیفه، از باب نصیحت حاکم مسلمین، با صراحت انتقاد می‌کرد و رسوایی‌های مالی، بذل و بخشش‌های بی جا و جناح گرایی و باندبازی دستگاه خلافت را گوشزد می‌نمود تا کار به رسوایی کشیده شد. انتقادهای تند و صریح ابوذر در مقابل عثمان، به دلیل موقعیت خاص او در آن زمان بود؛ به طوری که عثمان نمی‌توانست با او مقابله کند. موقعیت ابوذر در جامعه اسلامی، آن چنان بود که به این زودی نمی‌شد با او برخورد تند کرد.

در شام نیز چون تمام مردم، ابوذر را به منزله یکی از صحابه بزرگ پیامبر(ص) می‌شناختند، نمی‌توانستند به او جسارتی کنند. او انتقادهای خود را از دستگاه معاویه ادامه داد تا اینکه معاویه از عثمان خواست که او را به مدینه باز گرداند. نقل شده در مجلسی، کعب الاحبار، یهودی تازه مسلمان، برای نشان دادن خود، صحبتی کرد تا جواب ابوذر را داده باشد. ابوذر چنان به کعب الاحبار حمله کرد که سرش شکست و خون از آن جاری شد. ابوذر به او گفت ای یهودی زاده! تو می‌خواهی دین را به ما یاد بدهی؟!
در همان زمان، موقعیت امیر مومنان(ع) با ابوذر کاملا متفاوت بود که وظیفه دیگری را می‌طلبید. البته امام علی(ع)، به صورت‌های کلی و خصوصی، انتقادهایی را مطرح می‌کرد اما نه آن گونه که ابوذر عمل می‌کرد؛ چرا که موقعیت ایشان با ابوذر متفاوت بود. ایشان می‌کوشید تا با موعظه کردن، مردم را از اعمال ناصواب بر حذر دارد. پس ابوذر وظیفه‌ای داشت و امیر مومنان(ع) وظیفه‌ای دیگر. از این روست که نه تنها علی(ع) در این زمینه با ابوذر مخالفتی نکرد، بلکه وقتی ابوذر را به ربذه تبعید کردند، علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را فرستاد تا او را مشایعت کنند. آن گاه کلام عجیبی را خطاب به ابوذر فرمود که در نهج البلاغه نیز آمده است: یا اباذر انک غضبت لله فارج من غضبت له ان القوم خافوک علی دنیاهم و خفتهم علی دینک؛ «ای اباذر، همانا تو برای خدا به خشم آمدی، پس امید به کسی داشته باش که به خاطر او غضبناک شدی. این مردم برای دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان ترسیدی».

موقعیت علی(ع) در آن زمان، موقعیتی ویژه بود؛ به گونه‌ای که مصلحت ایجاب نمی‌کرد برخورد ایشان همچون ابوذر باشد؛ زیرا ایشان، در صورتی که بنای انتقادات شدید را در پیش می‌گرفتند، متهم می‌شدند که چون اعضای شورای شش نفره، که علی(ع) هم خود در میان آنها بود، او را برای خلافت رد کرده‌اند، کارشکنی می‌کند. علی(ع) به قدری تنها مانده بود که اگر انتقاد تندی می‌کرد، فوراً از دستگاه حکومتی شایعه می‌کردند که چون علی رای نیاورده، حسادت می‌ورزد و اسلام و نظام اسلامی را تضعیف می‌کند. اما ابوذر هیچ گاه ادعای خلافت نداشت و از این روی نمی‌توانستند او را چنین متهم کنند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS