دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

طرحى نو در عصر تنش

No image
طرحى نو در عصر تنش

طرحى نو در عصر تنش

در عهد ابو منصور طبرسى بحث هاى تند و خشن و مشاجرات مذهبى فراگیرى بین علماى مذاهب صورت مى گرفت که در برخى مواقع به ستیز و خونریزى دسته هاى مختلف منتهى مى گشت.

در مناقشاتى که اهل مذاهب با هم داشته اند سخنان عجیبى در طرد حریف از آنان شنیده شده است، با توجه به غلبه تفکر سنى در ایران و آمیختگى اش با ساختار حاکمیت هجمه کلامى شدیدى بر علیه شیعه امامیه تدارک شده بود، مثلاً از ادعاهاى برخى از متعصبان اهل تسنن بر علیه شیعه آن بود که توبه رافضى قبول نخواهد شد، شیعیان مردمى ضعیف رأى اند که بزرگان صحابه را دشنام مى گویند، رافضى دهلیز ملحدى است، شیعه مانند... گجرانى هستند که سر به گریبان رفض بر آورده اند، با ملحدها تفاوتى ندارند، با دهریّه یکسانند و امثال آنحتى جسارت را به بزرگان دین کشانده، در انکار فضایل على و اولاد او(علیهم السلام)قلم فرسایى مى کردند و شجاعت و جنگاورى حضرت على(علیه السلام) و زحمات او در قلع و قمع مخالفان دین و مشرکان را مورد تردید قرار مى دادند.([31])

از آثار نوشته شده آن دوره «فضایح الروافض» مى باشد که در سال 556 هـ .ق. نوشته شده است، مؤلف متعصب این کتاب، طعن ها و ریشخندهاى بسیارى بر ائمّه اطهار(علیهم السلام) و شیعیان وارد کرده است.

در برابر این هجوم گسترده و گستاخى دور از منطق ،سکوت و انزوا در زندگانى اغلب دانشمندان شیعى حکمفرما بود و جز چند حرکت خاصى ـ که از عبدالجلیل قزوینى رازى([32]) و امین الاسلام طبرسى به یادگار مانده است ـ واکنشى از سوى چهره هاى شیعى مشاهده نمى شد. این «درد کناره گیرى» بود که احمد بن على بن ابى طالب طبرسى را به تکاپو انداخت تا طرحى نو در اندازد و با تدوین کتاب «الاحتجاج»([33]) پیروان مکتب شیعه را به پیروى از منش پیشوایان دین وا دارد، او چنین مى نویسد:

«... آنچه مرا بر تألیف این کتاب برانگیخت، مسامحه و سستى دانشمندان و اصحاب ما بود که خاموشى و انزوا و سکوت اختیار کرده و از مقام احتجاج و جدال با مخالفین و اهل ادیان باطل کناره گیرى نموده اند، و تصور مى کنند که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ائمّه اطهار(علیهم السلام) نیز مانند ایشان پیوسته سکوت و کناره گیرى نمودند و براى پیروان و شیعیان خود هم اجازه مجادله و احتجاج را نداده اند. بلکه برخى از آنان معتقد هستند که احتجاج و گفتگو با صاحبان ادیان باطل ممنوع است. لذا تصمیم گرفتم احتجاج هایى را که از پیشوایان بزرگ اسلام در مقابل مخالفان و طوایف مختلف بیان شده است را جمع آورى کرده و در این کتاب به رشته تحریر در آورم.

ناگفته نماند که پیشوایان ما به نیکى و راستى مجادله کرده اند و ممنوعیت گفتگو با مخالفان را در اشخاصى که شخصیت علمى نداشته اند منحصر کرده اندزیرا ممکن است در مقابل طرف مغلوب شده و موجب تزلزل خود و دیگران را فراهم آورند. و گرنه، اشخاص دانشمند و زبر دست پیوسته براى گفتگو و مباحثه با مخالفین انتخاب و مأموریت پیدا کرده و به خاطر این جهت، داراى مقام بلند و ارجمندى بودند.»([34])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS