دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

طمع؛ شراب شیطان

امام صادق )علیه السلام( فرمودند: «طمع شرابی است که شیطان به دست خود به خواص خود می نوشاند» (مصباح الشریعه،باب طمع)
طمع؛ شراب شیطان
طمع؛ شراب شیطان

قال الصادق (علیه السلام):

«الطّمَع خَمرُ الشّیطانِ یسقی بیدِهِ لِخَواصِّهِ»

(مصباح الشریعه،باب طمع)

امام صادق )علیه السلام( فرمودند:

«طمع شرابی است که شیطان به دست خود به خواص خود می نوشاند»

توضیح:

«طمع؛ شراب شیطان»

طمع، امید داشتن بدون عمل است. در تعریف طمع آمده است: رغبت داشتن به چیزی که در دست دیگران است با خواهش کردن از ایشان که باعث خواری و ذلت شود. اما طمع به معنی رغبت داشتن در مورد پروردگار که باعث غفران بنده گردد، عین عزت است.

می توان گفت که طمع به دو صورت مطرح است. صورت اول طمع ممدوح که امید به رحمت حق بدون توجه به عمل خویش است. دیگر طمع مذموم که امید به غیر به گونه ای است که انسان را دچار ذلت و خواری می نماید.

امام علی (علیه السلام) در وصیت خویش به محمد بن حنفیه فرمود:

«اگر دوست داشته باشی که جمع کنی خیر دنیا و آخرت را، پس قطع کن طمع خود را از آنچه در دست مردم است»[1]

    منبع: بی کران تسبیح، دکتر بتول خسروی، صص 207- 206.
  • [1] . شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص196.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS