دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عالمان شهر اخلاق

No image
عالمان شهر اخلاق محمود عصر جدید
8‌ مرداد سال 1386 یادآور خاطره‌اى تلخ براى مردم مومن ایران است و آن رحلت استاد بزرگ اخلاق و عرفان مرحوم آیت‌الله مشکینى (رحمه الله) مى‌باشد. شخصیتى که از آغاز جوانى به جهاد اکبر پرداخت و در دوران انقلاب و دفاع مقدس یار همیشگى حضرت امام خمینی(ره) و بعد از امام پشتوانه ولایت فقیه بود. در این مقال با نظر به فرا رسیدن اولین سالگرد رحلت آن مرحوم به بررسى اجمالى زندگانى با برکت ایشان و اندیشه‌هاى آن بزرگوار مى‌پردازیم.
مرحوم آیت‌الله مشکینى در سال 1300 هـ. ش در روستایى از توابع مشکین شهر در خانواده‌اى متدین و اهل علم به دنیا آمد. مرحوم مشکینى طى سفرى که با خانواده به نجف اشرف داشت، در آنجا به همراه پدر به مکتب‌خانه مى‌رفت و از همین جا جرقه اولین حضور وى در محیط درسى زده شد.
بیش از 2 سال از اقامت وى در نجف نگذشته بود که مادرش را از دست داد، تا او به همراه پدرش به وطن بازگشت و در حالى که مشغول فراگیرى مقدمات علوم دینى نزد پدر بود، پس از مدتى اندک وى را نیز از دست داد. ایشان با وجود مرارت و فقر، عزم سفر کرد و راهى حوزه علمیه اردبیل شد. مرحوم مشکینی، پس از اتمام دوره سطح در درس خارج فقه و اصول استادان مشهور حوزه‌ علمیه قم من جمله آیات عظام بروجردى و محقق داماد سال‌ها کسب فیض نمود. وى نزدیک به 7 ماه نیز در نجف اشرف حضور پیدا کرد و در درس‌هاى خارج اساتید آن دیار بویژه امام خمینی(ره) شرکت کرد اما به دلیل هواى گرم نجف و ضعف مزاجى ناچار به وطن مراجعت کرد. او از نخستین کسانى بود که به نهضت حضرت امام (ره) پیوست و در جلسات مخفى مبارزان شرکت کرد. ایشان در طول عمر با برکت خود، استادان بسیارى تربیت نمود و علاوه بر تدریس مکرر دوره مقدمات سطح و تفسیر قرآن، سال‌ها به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. با پیروزى انقلاب اسلامى آیت‌الله مشکینى در مسئولیت‌هاى گوناگون جامعه نقش برجسته‌اى ایفا نمودند که مهمترین آنها ریاست مجلس خبرگان رهبرى در سه دوره مى‌باشد.
مرحوم آیت‌الله مشکینى در دروس اخلاق خود به گسترش اندیشه‌هاى اسلام ناب محمدى (ص) در امور مختلف مى‌پرداختند، که در این مقاله به چند مورد اشاره‌اى مى‌گردد:
-1 صبر: “صبر ملکه قوت و صلابت نفس است که در نتیجه آن، نفس، در برابر ناملایمات، متاثر نمى‌شود و در برابر هوس‌ها تسلیم نمى‌گردد و اقدام به مقتضاى عقل و مطلوب شرع، برایش آسان مى‌شود و نیز نگاه داشتن نفس از اضطراب قلب و شکایت زبان و حرکات ناشایسته‌ اعضا هنگام مصائب و ممانعت آن از وقوع در گناه و همچنین واداشتنش بر اطاعت و انقیاد، براى شخص صابر آسان مى‌گردد”.‌
-2 تقوا: “تقوا در لغت به معناى حفظ و حراست است. و در اینجا یعنی: حفظ نفس از مخالفت خداوند تعالی، به کمک‌ انجام دادن آنچه او واجب کرده و ترک آنچه حرام نموده است. بدون تردید، مواظبت انسان بر انجام واجبات و ترک محرمات، موجب مى‌شود که ملکه‌اى براى نفس حاصل شود، که فعل و ترک بر او آسان شود. هر چند مخالف میل و خواسته او باشد”. ‌
-3 اخلاق: “تکامل و تعالى انسان و تمامیت‌ فضیلت‌هاى اخلاقى و رساندن او به درجاتى که خداوند متعال وى را به منظور رسیدن به آنها آفریده است و متخلق نمودن انسان به اخلاق الهى و تادیب او به آداب پیامبران و جانشین آنها، تا اینکه به خدایش نزدیک شود و به واسطه‌اى این نزدیکى در دنیا و آخرت سعادتمند گردد تا پروردگارش او را به مقامى که خود مى‌پسندد، نائل کند و وى را به نیکان و پرهیزکاران ملحق نماید و در آخرت در جمع انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحین باشد و چه نیکو رفیقانی! و چه هدف بزرگ و بلند مرتبه و گرانبهایی! اما این نهایت آرزو و هدفى بسیار دور است و براى انسان هدفى بالاتر از این نیست؛ به هوش باشیم تا در این وادی، توان خود را آشکار کنیم و رغبت خود را دستمایه قرار دهیم”. ‌
-4 نیکى در برابر خطا: “اینکه انسان پس از هر گناهی، براى پوشاندن و پاک کردن نفس، از پلیدى حاصل از آن، عمل نیکى انجام دهد، نشان دهنده یک حالت بیدارى و صلاح در نفس است. این حالت، مانع گرفتار شدن نفس به غفلت و قساوت مى‌شود. مواظبت بر این نظافت و پاکی، ملکه‌ مراقبت و تزکیه نفس را در انسان پدید مى‌آورد، که از برترین ملکات است”. ‌
-5 یاد مرگ: “از جمله چیزهایى که فقط آفریدگار انسان از آن آگاه است، تمام شدن زندگى و رسیدن مرگ است. عدم اعطاى این آگاهى به انسان، مصالح فراوانى دارد، از جمله: آمادگى انسان در تمام لحظات زندگى براى اجابت دعوت خداوند و مراقبت از حالات نفس و گفتار و کردار آن، فراهم نمودن زاد و توشه‌اى که براى این سفر عظیم و طولانی، ضرورى است، این کار لازمه‌ آ‌مادگى فوق است.- بر طرف نمودن موانعى که مى‌توانند مانع گذر از گردنه‌هاى متعدد و ایستگاه‌هاى مختلف، در طول سفر بشوند مانند: به جا آوردن واجباتى که فوت شد، اداى دیون الهی، اداى حقوق و اموال متعلق به مردم و تعیین حقوقى که به گردن دارد و ثبت آنها در دفاتر. در نتیجه انسان در تمامى لحظات عمر خود، آماده خواهد بود، تا اگر مرگش رسید، گناهکار نباشد و به خاطر انجام دادن یا ترک کاری، مجازات نشود. این گونه آمادگی، از برترین خصلت‌هاى انسان است و بهترین حالات اوست. خوشا به حال کسى چنین باشد! ‌
و به امید اینکه ما نیز در زندگى کوتاه دنیایى خود با پیروزى از عالمان عامل، حیات ابدى خود را تامین کنیم.‌
‌ منبع : ‌روزنامه رسالت
عالمان شهر اخلاق- ویرایش دوم- سیدمحمدمهدى طباطبایی- نشر سازمان فرهنگى هنرى شهردارى تهران- اسفند -86 چاپ دوم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS