دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدالت اجتماعی در قرآن

No image
عدالت اجتماعی در قرآن

كلمات كليدي : عدالت اجتماعي، قرآن، حق، قسط

نویسنده : روح الله رضواني

عدالت در لغت به معنی مساوات[1]، ضد جور[2] و عدم افراط و تفریط می‌باشد[3]و در اصطلاح عبارتست از رعایت استحقاق و شایستگی ها؛ تعریف عدالت به این معنا تعبیر رایج متفکران مسلمان می باشد، لذا آنان عدالت را «اعطاء کل ذی حق حقه» معنا نموده اند، علامه طباطبایی می گوید:

«عدالت هی اعطاء کل ذی حق من القوی حقه موضعه الذی ینبغی له عدالت؛یعنی دادن هر صاحب حق و رساندن حقوق شان به آن و گذاشتن هر چیز در جای خودش می باشـد »[4]

اهمیت عدالت از منظر قرآن

عدالت در اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می باشد، خداوند در قرآن می فرماید:

«بِالعَدلِ قَامَتِ السََّمَاوَاتِ وَ الاَرض »[5]

«زمین و آسمان ها به واسطه عدالت بپاداشته شده اند »

«اِعدِلُوا هُوَ اَقرَبُ لِلتََّقوَی»[6]

«عدالت پیشه کنید تا شما را به تقوا نزدیک کند»

خداوند در این آیات به مؤمنین دستور می دهد که دائماً و مستمراً حق و عدالت را چه در گفتار و چه در رفتار بپا دارند و از آن هیچ گاه عدول نکنند تا این که به آن عادت کنند و می فرماید؛ عدالت را بپا دارید هر چند به ضرر شما یا پدر و مادرتان باشد و در این کار ملاحظه شخص فقیر و ثروتمند را نکنید، بلکه خداوند از آنها سزاوارتر است.[7]

جایگاه علمی عدالت در اسلام

اسلام دینی است که بنیان آن بر اساس تعادل شکل گرفته، به همین جهت انسان ها را از افراط و تفریط در همه شئون زندگی بر حذر می دارد، تا آنچه مربوط به امور فردی انسان می‌باشد، در آن تعادل برقرار گردد و همینطور در حوزه جامعه که اساس نظام اجتماعی را در رعایت حق و عدالت می داند، زیرا نظامی که مبتنی بر عدالت باشد پایدار خواهد ماند،«العدل اقوی اساس»عدالت محکم ترین بنیان است.[8]

وسعت میدان طرز فکر اسلام دربارۀ زندگی و فراتر دانستن آن از ارزش های اقتصادی محض و توأم دانستن زندگی با سایر ارزش هایی که اساس و قوام جامعه با آن است، قدرت اسلام را برای ایجاد توازن و تعادل در اجتماع و تحقق عدالت در تمام دایره انسانیت بیشتر می سازد؛ عدالت در اسلام عبارت است از یک مساوات بزرگ انسانی که تعادلِ همۀ ارزش ها از جمله ارزش های اقتصادی را در نظر داشته و این مساوات به طور دقیق با همۀ شرایط و مقتضیات سازش دارد[9].

تبیین علمی واژه عدالت

یک اجتماع که می خواهد باقی بماند باید متعادل باشد بدین معنا که همه چیز در آن به قدر لازم وجود داشته و نهادهای مختلف در آن شکل گیرد، مانند نهادهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مدیریتی، قضایی، تربیتی و...، فعالیت و کارها به نحو شایسته در میان افراد جامعه تقسیم شوند و برای هر کدام به قدر لازم افراد گماشته شود، در تعادل اجتماعی باید میزان احتیاجات در نظر گرفته شده و متناسب با آن نیرو و خدمات ارائه گردد به گونه ای که مصالح کل اجزاء در نظر گرفته شود تا نظام کل جامعه حفظ گردد.[10]

در صورت توجه به بخش های مختلف نظام اجتماعی یک نوع پویایی درجامعه شکل می گیرد و برخورد عادلانه با همه قشرها و توزیع عادلانه و منصفانه امکانات میان همه نهادها در جامعه و سازمان های اجتماعی باعث می شود که طبقات مختلف در سایه عدالت به بقا و حیات خود ادامه دهند[11].

برخی آیات مربوط به بحث عدالت

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‌ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‌...»[12]

«اى کسانى که ایمان آورده‌اید! همواره براى خدا قیام کنید، و از روى عدالت، گواهى دهید! دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگارى نزدیکتر است!»

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى‌ أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقیراً فَاللَّهُ أَوْلى‌ بِهِما... ً»[13]

«اى کسانى که ایمان آورده‌اید! کاملًا قیام به عدالت کنید! براى خدا شهادت دهید، اگر چه (این گواهى) به زیان خود شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد! (چرا که) اگر آنها غنىّ یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند»

«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...»[14]

«ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند»[15]

مقاله

نویسنده روح الله رضواني
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS