دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عن ابی عبدالله (ع) قال: «الناس ثلاثه: عالمٌ و متعلّمٌ و غثاءٌ»

امام صادق (ع) فرموده است: «مردم سه گروه‌اند: اوّل طبقه عالم و تحصیل کرده؛ دوّم گروه محصّل و دانشجو؛ سوّم کسانی که نه عالمند و نه در مقام فرا گرفتن علمند، اینان همانند خار و خاشاک روی سیل هستند» (کافی، ج 1، ص 34)
عن ابی عبدالله (ع) قال: «الناس ثلاثه: عالمٌ و متعلّمٌ و غثاءٌ»
عن ابی عبدالله (ع) قال: «الناس ثلاثه: عالمٌ و متعلّمٌ و غثاءٌ»

عن ابی عبدالله (ع) قال:

«الناس ثلاثه: عالمٌ و متعلّمٌ و غثاءٌ» (کافی، ج 1، ص 34)

امام صادق (ع) فرموده است:

«مردم سه گروه‌اند؛ اوّل طبقه عالم و تحصیل‌کرده، دوّم؛ گروه محصّل و دانشجو؛ سوّم کسانی که نه عالمند و نه در مقام فرا گرفتن علمند، اینان همانند خار و خاشاک روی سیل هستند»

توضیح:

ادیان الهی مخصوصا اسلام؛ بر علم، عالم و متعلم ارزش فوق‌العاده‌ای قائل شده‌اند، به طوری که اولین آیات نازل شده بر پیامبر حکایت از خواندن و تعلیم و تعلم می‌کند. در حدیث مذکور نیز امام صادق (علیه السلام) جامعه را به رود جوشان و سیل خروشانی تشبیه کرده است که گروه تحصیل کرده و همچنین طبقه دانش‌آموز، دانشجو و طلبه، مانند آبهای مواج آن رودند که حرکتشان اصیل و اساسی است و باعث عمران و آبادانی هستند، ولی گروهی که نه عالمند و نه متعلم، مانند چوب و شاخه، خار و خاشاک، و کفهای روی سیلند که از خود حرکت اصیل ندارند؛ بلکه حرکتشان تبعی است و با جریان آب به هر سو کشیده می‌شوند و گاهی هم در یکجا به هم می‌پیوندند و مانع جریان آب می‌گردند. نتیجه آن که انسان تا آخر عمر باید در مسیر تعلیم و تعلم قرار گیرد تا مشمول گروه سوم حدیث نگردد.

چنین گفت پیغمبر راستگوی

زگهواره تا گور دانش بجوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS