دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عن الکاظم (علیه السلام) قال: «لیس منا من ترک دنیاه لدینه و دینه لدنیاه»

حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) فرمود: «از ما نیست (و به ما بستگی روحانی ندارد) آن کس که دنیای خود را برای دینش یا دین خود را برای دنیای خویش ترک گوید» (بحارالانوار؛ جلد 17، صفحه 208)
عن الکاظم (علیه السلام) قال: «لیس منا من ترک دنیاه لدینه و دینه لدنیاه»
عن الکاظم (علیه السلام) قال: «لیس منا من ترک دنیاه لدینه و دینه لدنیاه»

عن الکاظم (علیه السلام) قال:

«لیس منا من ترک دنیاه لدینه و دینه لدنیاه» (بحارالانوار جلد 17 صفحه 208)

حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) فرمود:

«از ما نیست (و به ما بستگی روحانی ندارد) آن کس که دنیای خود را برای دینش یا دین خود را برای دنیای خویش ترک گوید»

توضیح:

دین و دنیا دو مقوله از هم بیگانه نبوده و کاملا مرتبط به همدیگرند و رابطه نزدیکی باهم دارند؛ به طوریکه تصور یکی بدون دیگری مشکل است. دین برای دنیا و آخرت بشر برنامه دارد و دنیا ظرف پیاده شدن احکام و مقررات دین و محل امتحان بندگان خدا می باشد و در این صورت است که بهشت و جهنم و ثواب و عقاب معنا پیدا می کند. دنیا وسیله رسیدن انسان به اهداف عالیه‌ای است که دین برای انسان ترسیم کرده است و بدون آن بعثت انبیا و نزول کتابهای آسمانی امری لغو و بیهوده خواهد بود. ناگفته پیداست که از نظر دین وابستگی افراطی به دنیا و مظاهر آن امری مذموم و ناپسند است؛ در مقابل رهبانیت و بریدن از دنیا و عدم توجه به مسائل دنیوی نیز امری غیر قابل قبول و مطرود می باشد. بایستی در دنیا زندگی کرد تا بهشت یا خدای ناکرده جهنم را به دست آورد. لذا ارادتمندان اهل بیت(علیهم السلام) تعادل بین دین و دنیای خود را حفظ می کنند و در دوستی دنیا یا پرهیز از آن، دچار افراط و تفریط نمی‌شوند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS